بیست ساعت تلاش برای نجات مسافر گیر مانده در زیر موتر در سالنگ شمالی نتیجه نداد. این مرد جوان که پاهایش در سیت موتر واژگون شده اش گیر مانده بود و جسد برادرش هم در کنارش قرار داشت بعد از یک شبانه روز انتظار در حالی که با شیون وزاری از همه کمک می خواست و سر انجام نا امید شد در مقابل چشمان همه جان داد.
عملیه نجات به رادیو آزدی گفتند، آنها در این مدت نه تنها نه توانستند این مسافر را نجات بدهند بلکه حالا از بیرون آوردن جسد او و برادرش هم که در موتر گیر مانده اند نیز عاجز مانده اند.
عبدالله یک افسر پولیس قوماندانی امنیه ولسوالی خنجان عصر روز سه شنبه در محل حادثه به رادیو آزادی گفت:
«برف کوچ موتر این ها را بگونه وحشتناکی واژگون کرده که هر دو در کابین موتر چسپیده اند و همه تلاش ها حتی تیم نجات قوای آیساف هم عاجز از آن شدند که بتوانند اجساد این دو برادر را از موتر بیرون بکشند.»
برادر این این دو کشته در حالی که با چشمان اشک آلود حیرت و وحشت و در ماندگی کامل به اجساد گیر مانده برادرانش نگاه می کرد گفت:
«یک برادرم در همان لحظه برفکوچ شهید شده بود و دیگری که زنده مانده بود ما نتوانستیم آنرا نجات بدهیم در پیش چشمان ما جان داد.»
باید گفت، در این محل تنها این مرد نبود که چنین وحشت زده و هراسان برای بیرون کشیدن اجساد برادرانش به هر سو می دوید و از هرکه کمک می خواست بلکه چندین تن هم با بیل کلنگ مصروف جستجوی گمشده یی بودند که امید بر زنده ماندن اش نداشتند.
این سه کشته و پانزده زخمی همه اش نتیجه یک لحظه قهر طبیعت بود که ساعت پنج و پنج دقیقه صبح روز دوشنبه با فرود آمدن برفکوچ عظیمی در ساحه دو شاخ سالنگ شمالی بر سر چندین موتر و دهها مسافر بوجود آمد.
غلام محمد غبار امر کار و ساختمانی قوایکار می گوید:
«در همان روز دوشنبه برفکوچ ها و برفباری شدید توام با ط فان سرتاسر سالنگ را فرا گرفت و راه را مسدود کرد ولی چنینی که چندین موتر را خورد و خمیر و صاحبان آنرا کشته و زخمی کرده باشد به وقوع نه پیوسته است.»
وی گفت، تلاش ها برای باز کردن شاهراه بر روی ترافیک جریان دارد و اگر هوا صاف باشد تا روز پنجشنبه راه بروی مردم باز می شود.
در همین حال مردم گیرمانده در دوشاخ که عمدتاً موتروان ها بودند از همکاری پولیس اردو آیساف و قوای کار راضی به نظر می رسیدند ولی صدها مسافر دیگر که در پائین تر از آن بودند شکایت از همه چیز داشتند.
مانند این ها که می گویند، یک نان پنج افغانی را پنجاه افغانی می خرند و گذاره می کنند:
«نام من سید علی است و دریور هستم ما تقریبا 500 ً موتر اینجا سه شبانه روز می شود که گیر مانده ایم از بازار خنجان مردم برای ما نان و چیزهای دیگر فروشی می آورند ولی آنرا به قیمت 10 برابر بالاتر از قیمت اصلی بالای ما می فروشند و ما هم مجبور آنرا می خریم مثلاً یک نان پنج افغانی را پنجاه افغانی می خریم و اگر نخریم چاره نداریم.»
اینجا تا عصر دیروز سه شنبه تنها آیساف موظف در ولایت بغلان مقدار مواد خوراکه و لباس به عده ازین مسافرین کمک کرد و تا حال دیگر کمک به آنها صورت نگرفته است.
بشیر احمد غزالی
عملیه نجات به رادیو آزدی گفتند، آنها در این مدت نه تنها نه توانستند این مسافر را نجات بدهند بلکه حالا از بیرون آوردن جسد او و برادرش هم که در موتر گیر مانده اند نیز عاجز مانده اند.
عبدالله یک افسر پولیس قوماندانی امنیه ولسوالی خنجان عصر روز سه شنبه در محل حادثه به رادیو آزادی گفت:
«برف کوچ موتر این ها را بگونه وحشتناکی واژگون کرده که هر دو در کابین موتر چسپیده اند و همه تلاش ها حتی تیم نجات قوای آیساف هم عاجز از آن شدند که بتوانند اجساد این دو برادر را از موتر بیرون بکشند.»
برادر این این دو کشته در حالی که با چشمان اشک آلود حیرت و وحشت و در ماندگی کامل به اجساد گیر مانده برادرانش نگاه می کرد گفت:
«یک برادرم در همان لحظه برفکوچ شهید شده بود و دیگری که زنده مانده بود ما نتوانستیم آنرا نجات بدهیم در پیش چشمان ما جان داد.»
باید گفت، در این محل تنها این مرد نبود که چنین وحشت زده و هراسان برای بیرون کشیدن اجساد برادرانش به هر سو می دوید و از هرکه کمک می خواست بلکه چندین تن هم با بیل کلنگ مصروف جستجوی گمشده یی بودند که امید بر زنده ماندن اش نداشتند.
این سه کشته و پانزده زخمی همه اش نتیجه یک لحظه قهر طبیعت بود که ساعت پنج و پنج دقیقه صبح روز دوشنبه با فرود آمدن برفکوچ عظیمی در ساحه دو شاخ سالنگ شمالی بر سر چندین موتر و دهها مسافر بوجود آمد.
غلام محمد غبار امر کار و ساختمانی قوایکار می گوید:
«در همان روز دوشنبه برفکوچ ها و برفباری شدید توام با ط فان سرتاسر سالنگ را فرا گرفت و راه را مسدود کرد ولی چنینی که چندین موتر را خورد و خمیر و صاحبان آنرا کشته و زخمی کرده باشد به وقوع نه پیوسته است.»
وی گفت، تلاش ها برای باز کردن شاهراه بر روی ترافیک جریان دارد و اگر هوا صاف باشد تا روز پنجشنبه راه بروی مردم باز می شود.
در همین حال مردم گیرمانده در دوشاخ که عمدتاً موتروان ها بودند از همکاری پولیس اردو آیساف و قوای کار راضی به نظر می رسیدند ولی صدها مسافر دیگر که در پائین تر از آن بودند شکایت از همه چیز داشتند.
مانند این ها که می گویند، یک نان پنج افغانی را پنجاه افغانی می خرند و گذاره می کنند:
«نام من سید علی است و دریور هستم ما تقریبا 500 ً موتر اینجا سه شبانه روز می شود که گیر مانده ایم از بازار خنجان مردم برای ما نان و چیزهای دیگر فروشی می آورند ولی آنرا به قیمت 10 برابر بالاتر از قیمت اصلی بالای ما می فروشند و ما هم مجبور آنرا می خریم مثلاً یک نان پنج افغانی را پنجاه افغانی می خریم و اگر نخریم چاره نداریم.»
اینجا تا عصر دیروز سه شنبه تنها آیساف موظف در ولایت بغلان مقدار مواد خوراکه و لباس به عده ازین مسافرین کمک کرد و تا حال دیگر کمک به آنها صورت نگرفته است.
بشیر احمد غزالی