چگونه میتوان افغانستان را مصون نگهداشت، عنوان مقاله تحلیلی نشریه نشنل انترست است که به قلم زلمی خلیل زاد سابق سفیر ایالات متحده امریکا در افغانستان وعراق نوشته شده است. خلیل زاد نویسنده مقاله می نویسد، سیاست مداران و تحلیلگران به این باورند که وضعیت نا آرام امنیتی افغانستان ناشی از ضعف سیاست خارجی ایالات متحده امریکا می باشد.
هرچند که در مورد این فرضیه ثبوت وجود ندارد، اما حالات و اوضاع سی سال گذشته در افغانستان دلیل روشن این مدعاست. در چنین یک حالت، بارک اوباما رییس جمهور ایالات متحده امریکا صدای کاهش دادن نیروهای امنیتی افغانستان را بلند کرده است که به باور بسیاری، این تکرار تراژیدی سال های 1980 در افغانستان خواهد بود.
خلیل زاد نویسنده مقاله می نویسد، در جریان سال های 1980، سیاست مداران امریکایی به این باور بودند که شوروی بلاخره بالای افغانستان مسلط می شود و نیروهای مقاومت افغان صرف خساراتی می توانند بالای نیروهای اشغالگر تحمیل نمایند. این شاید یک دلیل معقول بوده باشد، اما غلط ثابت گردید.
به گمان اینکه نیروهای شوروی در افغانستان باقی میمانند، ایالات متحده امریکا توجه کافی به گرایش ها و تمایلات سیاسی گروپ های که علیه شوروی می جنگیدند معطوف نکرد. به گروپ های بنیاد گرا کمک های زیاد تحویل داد ولی میانه روها و ملیت گرایان را از نظرانداخت. ایالات متحده امریکا مفهوم قدرت دادن بنیاد گرایان را بعد ازخروج نیروهای شوروی از افغانستان محاسبه نکرد و از همین جهت است که واشنگتن هنوز هم بهای این اشتباه را می پردازد.
بنوشته نشریه نشنل انترست، در سال های 1990 میلادی، ایالات متحده امریکا اوضاع ظاهری کشمکش ها را که فکر می کرد خطر آن متوجه امریکا نمی باشد در نظر گرفت و افغانستان را رها کرد. سیاست مداران امریکایی، سیاست افغانستان را به پاکستان گذاشتند و محاسبه آنها این بود که قدرت های منطقه باید بهای بی ثباتی افغانستان را بعهده بگیرند. اما حمله یازده سپتامبر آنرا طور دیگری ثابت ساخت.
خلیل زاد می نویسد، بعد از سقوط رژیم طالبان، اداره بوش فکر کرد که طالبان و گروپ های وابسته به آنها از بین رفتند و اوضاع امنیتی برای حکومت جدید افغانستان نسبتاً بی خطر خواهد بود. روی همین محاسبه آنها تصمیم گرفتند تا تعداد نیروهای امنیتی افغان بشمول اردو از 70000 بیشتر نباشد. اما در سال های 2005 و 2006 میلادی که طالبان بار دیگر ظهور کردند، نیروهای امنیتی افغان باندازه کافی قوی نبود تا امنیت را حفظ کنند.
رییس جمهور بوش و رییس جمهور اوباما و همچنان شرکای ناتو مجبور گردیدند تادر برابر دفع چالش ظهور مجدد طالبان نیروهای بین المللی بیشتر به افغانستان بفرستند. بنوشته نشریه نشنل انترست، رییس جمهور اوباما اکنون می داند که فرمول موفقیت دراز مدت اینست که نیروهای امنیتی افغان با حمایت مالی و سایر حمایت ها از طرف ایالات متحده امریکا و کشورهای دوست توسعه داده شود تا آنها خود از افغانستان دفاع نمایند.
بارک اوباما همچنان با اعلان موافقت نامه مشارکت ستراتیژیک پلان کاهش نیروهای امنیتی افغان را تا سال 2017 از سه صد و پنجا دو هزار به دو صد و سی هزار اعلان نمود. اما اداره اوباما این کاهش را به تغیرات مثبت در اوضاع امنیتی افغان مربوط نساخت. حال اگر واشنگتن این هدف را قطع نظر از اوضاع امنیتی در افغانستان دنبال نماید، خطر آن وجود دارد که اشتباهات گذشته بار دیگر تکرار شود.
زیرا کسی نمیداند که سطح خطر میان سال های 2015 تا 2017 میلادی، زمانی که نیروهای امنیتی کاهش می یابد چه خواهد بود. پس بهتر است واشنگتن صبر کند تا تصویر خطر روشن شود. نشریه می افزاید، هرگاه مذاکرات صلح با طالبان به موفقیت به انجامد و پناگاه های مصون شورشیان در پاکستان از بین برود، در آنصورت می توان نیروهای امنیتی افغان را بصورت مصون تر کاهش داد.
خلیل زاد در اخیر مقاله می نویسد، پلان تعدیل کاهش نیروها که باید متکی به شرایط امنیتی باشد روشن نیست. مقامات اداره اوباما علایم مختلط در زمینه ارایه کردند. رییس جمهور اوباما باید واضح بسازد که کاهش نیروهای امنیتی افغان در آینده، در صورتی عملی خواهد بود که خطری برای منافع امنیت ملی ایالات متحده امریکا نباشد. بنا اجلاس رهبران کشورهای ناتو در شیکاگو، محل درستی است برای وضاحت چنین موضوع.
هرچند که در مورد این فرضیه ثبوت وجود ندارد، اما حالات و اوضاع سی سال گذشته در افغانستان دلیل روشن این مدعاست. در چنین یک حالت، بارک اوباما رییس جمهور ایالات متحده امریکا صدای کاهش دادن نیروهای امنیتی افغانستان را بلند کرده است که به باور بسیاری، این تکرار تراژیدی سال های 1980 در افغانستان خواهد بود.
خلیل زاد نویسنده مقاله می نویسد، در جریان سال های 1980، سیاست مداران امریکایی به این باور بودند که شوروی بلاخره بالای افغانستان مسلط می شود و نیروهای مقاومت افغان صرف خساراتی می توانند بالای نیروهای اشغالگر تحمیل نمایند. این شاید یک دلیل معقول بوده باشد، اما غلط ثابت گردید.
به گمان اینکه نیروهای شوروی در افغانستان باقی میمانند، ایالات متحده امریکا توجه کافی به گرایش ها و تمایلات سیاسی گروپ های که علیه شوروی می جنگیدند معطوف نکرد. به گروپ های بنیاد گرا کمک های زیاد تحویل داد ولی میانه روها و ملیت گرایان را از نظرانداخت. ایالات متحده امریکا مفهوم قدرت دادن بنیاد گرایان را بعد ازخروج نیروهای شوروی از افغانستان محاسبه نکرد و از همین جهت است که واشنگتن هنوز هم بهای این اشتباه را می پردازد.
بنوشته نشریه نشنل انترست، در سال های 1990 میلادی، ایالات متحده امریکا اوضاع ظاهری کشمکش ها را که فکر می کرد خطر آن متوجه امریکا نمی باشد در نظر گرفت و افغانستان را رها کرد. سیاست مداران امریکایی، سیاست افغانستان را به پاکستان گذاشتند و محاسبه آنها این بود که قدرت های منطقه باید بهای بی ثباتی افغانستان را بعهده بگیرند. اما حمله یازده سپتامبر آنرا طور دیگری ثابت ساخت.
خلیل زاد می نویسد، بعد از سقوط رژیم طالبان، اداره بوش فکر کرد که طالبان و گروپ های وابسته به آنها از بین رفتند و اوضاع امنیتی برای حکومت جدید افغانستان نسبتاً بی خطر خواهد بود. روی همین محاسبه آنها تصمیم گرفتند تا تعداد نیروهای امنیتی افغان بشمول اردو از 70000 بیشتر نباشد. اما در سال های 2005 و 2006 میلادی که طالبان بار دیگر ظهور کردند، نیروهای امنیتی افغان باندازه کافی قوی نبود تا امنیت را حفظ کنند.
رییس جمهور بوش و رییس جمهور اوباما و همچنان شرکای ناتو مجبور گردیدند تادر برابر دفع چالش ظهور مجدد طالبان نیروهای بین المللی بیشتر به افغانستان بفرستند. بنوشته نشریه نشنل انترست، رییس جمهور اوباما اکنون می داند که فرمول موفقیت دراز مدت اینست که نیروهای امنیتی افغان با حمایت مالی و سایر حمایت ها از طرف ایالات متحده امریکا و کشورهای دوست توسعه داده شود تا آنها خود از افغانستان دفاع نمایند.
بارک اوباما همچنان با اعلان موافقت نامه مشارکت ستراتیژیک پلان کاهش نیروهای امنیتی افغان را تا سال 2017 از سه صد و پنجا دو هزار به دو صد و سی هزار اعلان نمود. اما اداره اوباما این کاهش را به تغیرات مثبت در اوضاع امنیتی افغان مربوط نساخت. حال اگر واشنگتن این هدف را قطع نظر از اوضاع امنیتی در افغانستان دنبال نماید، خطر آن وجود دارد که اشتباهات گذشته بار دیگر تکرار شود.
زیرا کسی نمیداند که سطح خطر میان سال های 2015 تا 2017 میلادی، زمانی که نیروهای امنیتی کاهش می یابد چه خواهد بود. پس بهتر است واشنگتن صبر کند تا تصویر خطر روشن شود. نشریه می افزاید، هرگاه مذاکرات صلح با طالبان به موفقیت به انجامد و پناگاه های مصون شورشیان در پاکستان از بین برود، در آنصورت می توان نیروهای امنیتی افغان را بصورت مصون تر کاهش داد.
خلیل زاد در اخیر مقاله می نویسد، پلان تعدیل کاهش نیروها که باید متکی به شرایط امنیتی باشد روشن نیست. مقامات اداره اوباما علایم مختلط در زمینه ارایه کردند. رییس جمهور اوباما باید واضح بسازد که کاهش نیروهای امنیتی افغان در آینده، در صورتی عملی خواهد بود که خطری برای منافع امنیت ملی ایالات متحده امریکا نباشد. بنا اجلاس رهبران کشورهای ناتو در شیکاگو، محل درستی است برای وضاحت چنین موضوع.