رادیو آزادی، رادیو مشال و خانواده رسانه های افغانستان، عصر روز پنجشنبه یکی از خبرنگاران شناخته شده اش را از دست داد.
حسیبه شهید که در نتیجه یک رویداد ترافیکی به شدت زخمی شده بود، به عمر 29 ساله گی درگذشت
او از سال 2003 میلادی تا سال 2009 با رادیو آزادی کار کرده بود و از دو سال به این سو یکی از خبرنگاران و گوینده های مطرح رادیو مشال به حساب میامد.
پس از نه شب و نه روز تلاش برای زنده گی، داکتران یکی از شفاخانه های جمهوری چک عصر روز پنجشنبه، دستگاه های را که به بدن حسیبه شهید وصل بود، از وجودش دور کردند.
فضای شفاخانه را ماتم گرفت و گفته شد که حسیبه شهید خبرنگار شناخته شده افغان دیگر در بین ما نیست.
او چهارشنبه گذشته به تاریخ نهم ماه می زمانیکه از خانه اش به سوی دفتر مرکزی رادیو آزادی/ رادیو اروپای آزاد در شهر پراگ در حرکت بود، با یک موتر باربری تصادم کرد.
صدمه دقیقاً در ناحیه نخاع شوکی وارد شده بود و مهره های گردنش به شدت آسیب دیده بودند.
احمد شیبر خبرنگار و گوینده رادیو آزادی یکی از نخستین کسانی بود که به محل حادثه رسید:
« روز چهارشنبه بنابر مریضی که داشتم در خانه بودم که شوهر حسیبه جان برایم زنگ زد و گفت که من هر قدر زنگ می زنم حسیبه تلیفون را جواب نمی دهد. من هم تماس گرفتم تلیفون را کسی جواب نداد.
شوهر حسیبه برایم گفت که من می روم راه را تعقیب می کنم که کدام حادثهء ترافیکی رخ نداده باشد، تقریباً پنج دقیقه از مکالمهء ما گذشت که هدایت شوهر حسیبه دوباره برایم زنگ زد و از صدایش احساس می شد که بسیار وارخطا است، برایم گفت که در راه تکر صورت گرفته است. همان بود که با پولیس در تماس شدیم، من و هدایت جان به شفاخانه رفتیم.»
هدایت سلطانی همسر حسیبه با احمد شیبر در همان روز با دستپاچه گی تمام به سوی شفاخانه می شتابد و همسرش را در اتاق عاجل در حالی می یابد که در وضعیت کوما یا بی هوشی قرار دارد.
داکتران در نخستین لحظات می گویند که چانس زنده ماندن حسیبه شهید خیلی کم است و در صورتیکه به دماغ او اکسیجن برسد، شاید وضعیت او به سوی بهبودی تغییر یابد.
اما پیام های داکتران باز هم در جریان یک هفته امیدواری به همراه نداشت.
داکتر هما عباس در جمهوری چک که حادثه ترافیکی حسیبه شهید را از نزدیک دنبال کرده، در مورد خطرات صدمه به نخاع شوکی می گوید:
« مهرهء سوم، چهارم و پنجم گردن ممد حیات است بخاطر که عصبی بنام «فینک» از همین مهره ها می گذرد و این به حجاب عاجز وصل می شود که حجاب عاجز یگانه عضله در بین شش و شکم می باشد که تنفس را امکان پذیر می سازد. زمانیکه همین ارتباط قطع می شود، ارتباط زنده گی هم قطع می شود چون وقتی تنفس نباشد زنده گی نیست. از حسیبه جان هم مهره های چهارم و پنجم ضربهء شدید دیده بود و از اثر قطع روابط بین عصب و حجاب عاجز برای پنج دقیقه به مغز هیچ نوع آکسیجن نرسیده بود.»
با آنکه اعضای خانواده، دوستان و همکاران خانم شهید برای روز ها در نزدیک شفاخانه نظامی شهر پراگ در انتظار خبر خوش بودند، اما به روز شانزدهم ماه می داکتران گفتند که دیگر امیدی برای زنده گی حسیبه شهید باقی نمانده است.
این خبرنگار جوان افغان در تقریباً بیست و نه سال حیاتش، به خصوص در زمان کار با رسانه ها، خاطرات زیادی از خود بجا گذاشته است.
محمد امین مدقق رییس رادیو آزادی در کابل که در حال حاضر ریاست بخش رادیو مشال را در پراگ به عهده دارد، حسیبه شهید را از تقریباً هفت سال می شناخت.
به گفته آقای مدقق مرگ حسیبه نه تنها اعضای خانواده و دوستان بلکه شنونده های آنها را هم خیلی متاثر ساخته است:
« حسیبه جان همیشه گزارش های را می گرفت که دیگران از تولید و تکمیل آن عاجز بودند. حسیبه همیشه دوست داشت که کار های پر چلنج را انجام دهد حسیبه جان در این اواخر یک گزارشی را تهیه کرد که در آن چهار مادر داغ دیدهء جنگ افغانستان "مادر عسکر امریکایی، مادر عسکر افغان، مادر یک طالب و مادر یک فرد ملکی" که در این جنگ فرزندان خود را از دست داده بودند، آنها را در یک پکیج جمع ساخت و اثرات جنگ را به هموطنان خود تشریح کرد.»
فریبا ظاهر خبرنگار رادیو بی بی سی در کابل هم از دوستان نزدیک حسیبه شهید بوده است.
او می گوید: خانم شهید هیچ گاهی از کار هراس نداشت و همیشه در تلاش بود تا بهترین خبرنگار باشد:
« مرگ حسیبه شهید واقعاً برای تمام کسانی که در این ساحه کار می کنند، دردناک است. حسیبه در بین خبرنگاران افغانستان جایگاه خاص داشت. من منحیث یک دوست وی می خواهم بگویم که حسیبه از لحاظ اجتماعی بسیار یک دختر توانا، و با فکر و اندیشهء بلند همیشه به کار خود می رسید.»
حسیبه شهید علاوه بر خبرنگاری و علاقه مندی زیاد به کارش، به سرودن شعر هم دسترسی داشت و گفته می شود که ظرافت در اکثریت سروده های او لمس می شد.
حسیبه شهید در ادبیات نوین پشتو، غزل ها و شعر های آزاد سروده و به نظر شماری از آگاهان، شعر های حسیبه در سال های اخیر خیلی تقویت شده بود.
احمد شیبر گوینده رادیو آزادی که کتابی را در مورد نقد شعر معاصر نوشته در این مورد موافق است و می گوید که حسیبه هر روز برای بهبود شعر هایش تلاش می کرد:
« به نظر من شعر های را که حسیبه در پراگ سروده تفاوت بسیار زیاد در بین شعر های تازه و سابقهء وی موجود است. شعر را که تازه سروده، شعر های آزاد است که نوع سمبولیک را به خود دارد، و بسیار تاثیر گذار است و به نظر من شعر های نو حسیبه گرچه محدود است اما از شعر های خوب خانم های افغانستان بشمار می رود.»
فریبا ظاهر هم می گوید که دوستش حسیبه شهید، همواره شعر می سرود و می خواست تا به نحوی درد هایش را به این گونه از اعماق قلبش بیرون کند:
« او نه تنها خبرنگار بود، بلکه شاعر هم بود که همیشه شعر های وی را می خواندم و خود او نیز گاه گاهی می آمد و شعر هایش را برایم می سرود و می گفت: "یگانه راه که می توانم غم های قلبم را به دیگران آشکار بسازم، قلم است که می توانم حرف های قلبم را به روی کاغذ بنویسم."
شعر هایش پر از درد بود، همیشه درد می کشید اما دیگران را خندان نگه می داشت. »
با آنکه حسیبه شهید حالا به ابدیت پیوسته اما از خود دو کودک به نام های سمون و شیبه و چندین شعر و اثر با هزاران خاطره به جا مانده است.
محمد امین مدقق رییس رادیو مشال می گوید که حسیبه شهید و یاد های او برای همیشه در یاد ها و خاطرات همه باقی خواهد ماند:
« کسی که از این دنیا به چنین نام نیک می رود، به گفته سعدی: "مرد نیکو نام نمیرد هرگز" بنابرین وقتیکه به زنده گی حسیبه بیبینیم وی نه مرده است، بلکه نام نیک اش همیشه جاویدان خواهد بود.»
جاوید نعیمی، رادیو آزادی
حسیبه شهید که در نتیجه یک رویداد ترافیکی به شدت زخمی شده بود، به عمر 29 ساله گی درگذشت
او از سال 2003 میلادی تا سال 2009 با رادیو آزادی کار کرده بود و از دو سال به این سو یکی از خبرنگاران و گوینده های مطرح رادیو مشال به حساب میامد.
پس از نه شب و نه روز تلاش برای زنده گی، داکتران یکی از شفاخانه های جمهوری چک عصر روز پنجشنبه، دستگاه های را که به بدن حسیبه شهید وصل بود، از وجودش دور کردند.
فضای شفاخانه را ماتم گرفت و گفته شد که حسیبه شهید خبرنگار شناخته شده افغان دیگر در بین ما نیست.
او چهارشنبه گذشته به تاریخ نهم ماه می زمانیکه از خانه اش به سوی دفتر مرکزی رادیو آزادی/ رادیو اروپای آزاد در شهر پراگ در حرکت بود، با یک موتر باربری تصادم کرد.
صدمه دقیقاً در ناحیه نخاع شوکی وارد شده بود و مهره های گردنش به شدت آسیب دیده بودند.
احمد شیبر خبرنگار و گوینده رادیو آزادی یکی از نخستین کسانی بود که به محل حادثه رسید:
« روز چهارشنبه بنابر مریضی که داشتم در خانه بودم که شوهر حسیبه جان برایم زنگ زد و گفت که من هر قدر زنگ می زنم حسیبه تلیفون را جواب نمی دهد. من هم تماس گرفتم تلیفون را کسی جواب نداد.
شوهر حسیبه برایم گفت که من می روم راه را تعقیب می کنم که کدام حادثهء ترافیکی رخ نداده باشد، تقریباً پنج دقیقه از مکالمهء ما گذشت که هدایت شوهر حسیبه دوباره برایم زنگ زد و از صدایش احساس می شد که بسیار وارخطا است، برایم گفت که در راه تکر صورت گرفته است. همان بود که با پولیس در تماس شدیم، من و هدایت جان به شفاخانه رفتیم.»
هدایت سلطانی همسر حسیبه با احمد شیبر در همان روز با دستپاچه گی تمام به سوی شفاخانه می شتابد و همسرش را در اتاق عاجل در حالی می یابد که در وضعیت کوما یا بی هوشی قرار دارد.
داکتران در نخستین لحظات می گویند که چانس زنده ماندن حسیبه شهید خیلی کم است و در صورتیکه به دماغ او اکسیجن برسد، شاید وضعیت او به سوی بهبودی تغییر یابد.
اما پیام های داکتران باز هم در جریان یک هفته امیدواری به همراه نداشت.
داکتر هما عباس در جمهوری چک که حادثه ترافیکی حسیبه شهید را از نزدیک دنبال کرده، در مورد خطرات صدمه به نخاع شوکی می گوید:
« مهرهء سوم، چهارم و پنجم گردن ممد حیات است بخاطر که عصبی بنام «فینک» از همین مهره ها می گذرد و این به حجاب عاجز وصل می شود که حجاب عاجز یگانه عضله در بین شش و شکم می باشد که تنفس را امکان پذیر می سازد. زمانیکه همین ارتباط قطع می شود، ارتباط زنده گی هم قطع می شود چون وقتی تنفس نباشد زنده گی نیست. از حسیبه جان هم مهره های چهارم و پنجم ضربهء شدید دیده بود و از اثر قطع روابط بین عصب و حجاب عاجز برای پنج دقیقه به مغز هیچ نوع آکسیجن نرسیده بود.»
با آنکه اعضای خانواده، دوستان و همکاران خانم شهید برای روز ها در نزدیک شفاخانه نظامی شهر پراگ در انتظار خبر خوش بودند، اما به روز شانزدهم ماه می داکتران گفتند که دیگر امیدی برای زنده گی حسیبه شهید باقی نمانده است.
این خبرنگار جوان افغان در تقریباً بیست و نه سال حیاتش، به خصوص در زمان کار با رسانه ها، خاطرات زیادی از خود بجا گذاشته است.
محمد امین مدقق رییس رادیو آزادی در کابل که در حال حاضر ریاست بخش رادیو مشال را در پراگ به عهده دارد، حسیبه شهید را از تقریباً هفت سال می شناخت.
به گفته آقای مدقق مرگ حسیبه نه تنها اعضای خانواده و دوستان بلکه شنونده های آنها را هم خیلی متاثر ساخته است:
« حسیبه جان همیشه گزارش های را می گرفت که دیگران از تولید و تکمیل آن عاجز بودند. حسیبه همیشه دوست داشت که کار های پر چلنج را انجام دهد حسیبه جان در این اواخر یک گزارشی را تهیه کرد که در آن چهار مادر داغ دیدهء جنگ افغانستان "مادر عسکر امریکایی، مادر عسکر افغان، مادر یک طالب و مادر یک فرد ملکی" که در این جنگ فرزندان خود را از دست داده بودند، آنها را در یک پکیج جمع ساخت و اثرات جنگ را به هموطنان خود تشریح کرد.»
فریبا ظاهر خبرنگار رادیو بی بی سی در کابل هم از دوستان نزدیک حسیبه شهید بوده است.
او می گوید: خانم شهید هیچ گاهی از کار هراس نداشت و همیشه در تلاش بود تا بهترین خبرنگار باشد:
« مرگ حسیبه شهید واقعاً برای تمام کسانی که در این ساحه کار می کنند، دردناک است. حسیبه در بین خبرنگاران افغانستان جایگاه خاص داشت. من منحیث یک دوست وی می خواهم بگویم که حسیبه از لحاظ اجتماعی بسیار یک دختر توانا، و با فکر و اندیشهء بلند همیشه به کار خود می رسید.»
حسیبه شهید علاوه بر خبرنگاری و علاقه مندی زیاد به کارش، به سرودن شعر هم دسترسی داشت و گفته می شود که ظرافت در اکثریت سروده های او لمس می شد.
حسیبه شهید در ادبیات نوین پشتو، غزل ها و شعر های آزاد سروده و به نظر شماری از آگاهان، شعر های حسیبه در سال های اخیر خیلی تقویت شده بود.
احمد شیبر گوینده رادیو آزادی که کتابی را در مورد نقد شعر معاصر نوشته در این مورد موافق است و می گوید که حسیبه هر روز برای بهبود شعر هایش تلاش می کرد:
« به نظر من شعر های را که حسیبه در پراگ سروده تفاوت بسیار زیاد در بین شعر های تازه و سابقهء وی موجود است. شعر را که تازه سروده، شعر های آزاد است که نوع سمبولیک را به خود دارد، و بسیار تاثیر گذار است و به نظر من شعر های نو حسیبه گرچه محدود است اما از شعر های خوب خانم های افغانستان بشمار می رود.»
فریبا ظاهر هم می گوید که دوستش حسیبه شهید، همواره شعر می سرود و می خواست تا به نحوی درد هایش را به این گونه از اعماق قلبش بیرون کند:
« او نه تنها خبرنگار بود، بلکه شاعر هم بود که همیشه شعر های وی را می خواندم و خود او نیز گاه گاهی می آمد و شعر هایش را برایم می سرود و می گفت: "یگانه راه که می توانم غم های قلبم را به دیگران آشکار بسازم، قلم است که می توانم حرف های قلبم را به روی کاغذ بنویسم."
شعر هایش پر از درد بود، همیشه درد می کشید اما دیگران را خندان نگه می داشت. »
با آنکه حسیبه شهید حالا به ابدیت پیوسته اما از خود دو کودک به نام های سمون و شیبه و چندین شعر و اثر با هزاران خاطره به جا مانده است.
محمد امین مدقق رییس رادیو مشال می گوید که حسیبه شهید و یاد های او برای همیشه در یاد ها و خاطرات همه باقی خواهد ماند:
« کسی که از این دنیا به چنین نام نیک می رود، به گفته سعدی: "مرد نیکو نام نمیرد هرگز" بنابرین وقتیکه به زنده گی حسیبه بیبینیم وی نه مرده است، بلکه نام نیک اش همیشه جاویدان خواهد بود.»
جاوید نعیمی، رادیو آزادی