نذیر خان، حدودا یک ماه میشود که از پاکستان به افغانستان برگشته است، کشوریکه تمام عمر خود را در آن در مهاجرت سپری کردهاست. او که حدود ۴۰ سال سن دارد، سرپرست یک خانواده ۱۸ نفره است.
بهگفته او سواد کافی ندارد و در پاکستان نیز مستری بودهاست.
به دنبال کار میگردم، اما کار نیست. در پشاور مستری بودم
نذیر خان که خانوادهی خود را در ننگرهار رها کرده و به دنبال کار حتی به کابل آمدهاست به رادیو آزادی میگوید: “حدودا یک ماه میشود از پشاور آمده ام، به دنبال کار میگردم، اما کار نیست. در پشاور مستری بودم، همین کمال را یاد دارم. پس از بازگشت هرچند خانوادهام در جلالآباد است، اما خودم برای پیدا کردن کار ۱۶، ۱۷ روز میشود به کابل آمدهام، اما کار پیدا نمیشود.”
او میگوید با چالشهای جدی اقتصادی روبهرو است.
نگرانیهای یاد شده در شرایطیست که افغانستان یکی از بزرگترین موجهای بازگشت مهاجران در چند دهه اخیر را تجربه میکند.
از سال ۲۰۲۳ تا کنون، میلیونها افغان از ایران و پاکستان اخراج شده یا به کشور بازگشتهاند، بسیاری از آنان تنها با چند وسیله شخصی و بدون هیچ پشتوانهی مالی وارد افغانستان شدهاند.
براساس گزارشهای سازمان بینالمللی مهاجرت (آیاوام) و کمیشنری عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندهگان (یواناچسیآر) موج اخیر بازگشت مهاجران فشار بیشتری بر بازار کار شکننده افغانستان وارد کردهاست، بازاریکه از بیکاری گسترده و فقر فزاینده رنج میبرد.
بازگشت کنندهگان شامل خانوادههای هستند که دههها در کشورهای همسایه زندهگی کردهاند، کودکانیکه در جوامع مهاجر بزرگ شدهاند و کارگرانیکه سالها در بخشهای کمدرآمد مانند ساختمانسازی، زراعت، کورههای خشتپزی، حملونقل و کارهای روزمزدی فعالیت داشته اند.
بسیاری از آنان هرگز فرصت تکمیل تعلیم و تحصیل خود را نیافته اند و شماری نیز هیچگاه به مکتب نرفته اند.
با توجه به محدودیتها و ممنوعیتهای تعلیمی و کاری حکومت طالبان، زنان و دختران بازگشت کننده، به خصوص آنانیکه سرپرستی خانوادههای خود را نیز بر عهده دارند، بیشتر آسیبپذیر هستند.
زینب ۳۴ ساله که مادر دو فرزند و متولد ایران است میگوید شوهرش در ایران ناپدید شده و خودش با کودکانش به افغانستان اخراج شدهاند.
او که از شش ماه به اینسو در شهر مزار شریف زندهگی میکند، تنها سرپرست خانواده است.
به تمام شفاخانهها پیشنهاد صفاکاری دادم آن را هم قبول نکردند
زینب هرچند فارغ صنف دوازدهم است، اما مهارت حرفهای خاصی ندارد به رادیو آزادی میگوید: “پشت کار هر روز دفترها را گشته ام، شفاخانهها را گشته ام، مکتبها را گشته ام، هیچ جایی موفق نشدم سر کار بروم، حتی به صفاکاری حاضر شدم، به تمام شفاخانهها پیشنهاد صفاکاری دادم آن را هم قبول نکردند، گفتند جوان هستی به صفاکاری هم نمیشوی.”
نهادهای امدادرسان بینالمللی میگویند زنان سرپرست خانواده از آسیبپذیرترین گروههای بازگشت کننده هستند، بهویژه زمانیکه به فرصتهای شغلی یا شبکههای حمایتی دسترسی نداشته باشند.
اما این تنها روایتهای نذیر خان و زینب نیستند، این وضعیت تقریبا دامنگیر تمامی بازگشت کنندهگان افغان است.
کمیشنری عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندهگان (یو ان اچ سی آر) میگوید، اکثریت از ۲،۹ میلیون بازگشت کننده که ۱،۹ میلیون نفر از ایران و یک میلیون نفر دیگر از پاکستان وارد افغانستان شدهاند، بدون آموزش هستند.
این سازمان در گزارشی افزوده است که ۶۷ درصد بازگشت کنندهگان از ایران و ۷۰ درصد بازگشت کنندهگان از پاکستان فاقد آموزش هستند.
بر اساس آمار «یو ان اچ سی آر»، همچنان ۵۳ درصد از بازگشت کنندهگان از هر دو کشور بدون مهارت هستند.
بر اساس گزارشهای صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف)، سالها آوارهگی، فقر و وقفه در روند آموزش باعث شده که بسیاری از کودکان و نوجوانان افغان نیز از آموزش باکیفیت محروم بمانند.
سازمان ملل متحد تخمین میزند که میلیونها کودک افغان همچنان از آموزش محروم اند.
کارشناسان هشدار میدهند که ورود گستردهی بازگشت کنندهگان افغان، به خصوص کودکان و نوجوانان بازگشته میتواند فشار بیشتری بر نظام آموزشی افغانستان وارد کند.
فضلالهادی وزین، یکی از این کارشناسان به رادیو آزادی در این مورد گفت: "کودکانیکه با خانوادههای خود از ایران به افغانستان برمیگردند، با مشکلات متعدد تعلیمی روبهرو اند. بخاطریکه نصاب تعلیمی ایران و افغانستان متفاوت است، محیطاش متفاوت است، زبانشان متفاوت است، دیگر مشکلات اقتصادی، اجتماعی و روانی است.”
آقای وزین میگوید در شرایط کنونی این یک چالش جدی برای افغانستان است.
او هرچند گفت راه حلی برای چنین وضعیت نمیبیند، اما با آن هم از نهادهای بینالمللی میخواهد که به این وضعیت توجه جدی داشته و به آن رسیدهگی کنند.
سازمان بینالمللی مهاجرت بارها تأکید کرده که ادغام پایدار بازگشت کنندهگان تنها با کمکهای اضطراری ممکن نیست.
این سازمان میگوید خانوادههای بازگشت کننده برای آغاز دوباره زندهگی به فرصتهای شغلی، آموزشهای حرفهای، دسترسی به تعلیم و تربیه و حمایتهای اجتماعی نیاز دارند.