او که ۵۵ ساله و ساکن ولسوالی اچین ننگرهار است، دو ماه پیش به زندگی ۴۵ ساله مهاجرتش در خیبرپشتونخوا پایان داد و پس از انتشار گزارشهایی درباره برخوردهای خشونتآمیز پاکستان با مهاجران افغان، به میل خود به وطن بازگشت.
او اکنون در ولسوالی اچین ولایت ننگرهار، جایی که زادگاه اجدادیاش است، در قلعه جنگزده خانوادگیاش که از گل ساخته شده و اتاقهای آن دیگر قابل سکونت نیست، زندگی خود را از صفر آغاز کرده است.
به گفته خودش، در حویلی خانه زیر سایه یک درخت مینشیند و به نواسههایش که مشغول بازی هستند نگاه میکند، اما ذهنش به خاطرات زندگیای بازمیگردد که نزدیک به نیم قرن پیش آغاز شده بود.
به گفته دولتخان، هنگام تجاوز اتحاد جماهیر شوروی سابق به افغانستان، او حدود نه ساله بود و جنگها خانوادهاش را مجبور کرد که قریه، خانه و تمام زندگیشان را ترک کرده و به کشور همسایه مهاجر شوند.
او میگوید از آن زمان اندکی به یاد دارد که در چه شرایط سختی وطن را ترک کردند.
به گفته دولتخان، در طول ۴۵ سال مهاجرت، محبتش به وطن هرگز کم نشد، اما پس از بازگشت با مشکلاتی روبهرو شده که نگرانیاش را نسبت به آینده بیشتر کرده است؛ از جمله بیکاری و نبود فرصتهای شغلی.
دولتخان به رادیو آزادی گفت:
اینجا دنبال کار میگردیم، ولی هیچ کاری پیدا نمیشود.
"متأسفانه اینجا کار و روزگار وجود ندارد. آنجا که ما بودیم، برای هر کسی کاری پیدا میشد؛ کم یا زیاد، اما کار بود. اینجا دنبال کار میگردیم، ولی هیچ کاری پیدا نمیشود."
نداشتن سرپناه و همچنان محدودیت بر آموزش دختران، از دیگر مشکلاتی است که به گفته دولتخان با آن روبهرو است.
او از نظام حاکم میخواهد که به محدودیت آموزش دختران پایان دهد تا دختران او و همه دختران افغان بتوانند آموزشهای ناتمام خود را ادامه دهند.
"حکومت باید پروژهها را آغاز کند، به تعلیم توجه داشته باشد، بهویژه به آموزش دختران اهمیت بیشتری بدهد، زیرا همین آموزش است که یک کشور را به پیشرفت میرساند. اینکه امروز ما بیکار هستیم، یکی از علتهایش همین پایین بودن سطح تعلیم است."
طالبان پس از بازگشت دوباره به قدرت در افغانستان، دروازههای آموزش عصری را از صنف ششم به بالا تا پوهنتون به روی دختران بستهاند؛ موضوعی که نگرانی صدها هزار پدر، از جمله دولتخان، را درباره آینده دخترانشان افزایش داده است.
دولتخان میگوید زمانی که از افغانستان مهاجر شدند، خانوادهشان تنها ۹ نفر بود، اما اکنون پس از بازگشت، شمار اعضای خانواده و نزدیکانش بیش از ۲۰۰ نفر است، بیشتر آنان در دوران مهاجرت متولد شدهاند.
او میگوید فرزندانش اکنون طوری رفتار میکنند که گویی از سرزمین اصلی خود مهاجر شدهاند، اما امیدوار است که با گذشت زمان، همهچیز به حالت عادی بازگردد.
او میگوید که همزمان با آغاز عملیات گسترده بازداشت، زندانی کردن و اخراج مهاجران افغان در پاکستان، دیگر در آن کشور احساس امنیت نمیکرد و به همین دلیل تصمیم گرفت به زادگاه اصلی خود بازگردد.
با این حال، به گفته خودش، ترک خیبرپشتونخوا نیز برایش آسان نبود، زیرا سالهای مهم و شیرین زندگیاش را در آنجا سپری کرده بود.
او گفت:
"حکومت پاکستان عملیات علیه افغانها را آغاز کرد، به خانهها داخل میشدند و مردم را تحقیر میکردند. ما فکر کردیم قبل از آنکه بیایند و ما را به زور بیرون کنند و کودکانمان آنجا بمانند و ما اخراج شویم، که این خودش شرم بزرگی بود، بهتر است خودمان به اختیار خود برگردیم."
او میگوید که در پاکستان روزمزد کارگری میکرد و گاهی هم کسب و کارهای کوچک براه می انداخت، اما در افغانستان تا هنوز نتوانسته هیچ منبع ثابت درآمد پیدا کند.
این در حالیست که در ماههای اخیر روند اخراج مهاجران افغان از پاکستان گسترش یافته است.
پاکستان بهطور رسمی از سال ۲۰۲۳ روند اخراج مهاجران افغان را آغاز کرد. بر اساس آمار سازمان ملل متحد، تا سال ۲۰۲۶ بیش از دو میلیون مهاجر به افغانستان بازگردانده شدهاند که بیشتر آنان، مانند دولتخان، با مشکلاتی از جمله بیکاری، نبود سرپناه، کمبود خدمات صحی و آموزشی و آیندهای نامعلوم روبهرو هستند.
داستان زندگی دولتخان تنها داستان یک نفر نیست، بلکه سرنوشت هزاران افغانی است که در سایه جنگ، بیجاشدگی و مهاجرت بزرگ شدهاند، عمر خود را سپری کردهاند و اکنون پس از بازگشت به وطن، فصل تازهای از زندگی را آغاز میکنند.
اما موفقیت این فصل تازه، تا حد زیادی به این بستگی دارد که این مهاجران تازهبرگشته تا چه اندازه و با چه سرعتی بتوانند کار و سرپناه پیدا کنند. در غیر آن، احتمالاً خانوادههای زیادی مانند خانواده دولتخان، نان شب را خواهند خورد، اما نگران خواهند بود که غذای فردای خود را از کجا تهیه کنند.
اگر وضعیت همینگونه که اکنون جریان دارد ادامه پیدا کند، مجبور میشوم دوباره مهاجر شوم و به پاکستان بروم.
دولت خانه میگوید: "اگر وضعیت همینگونه که اکنون جریان دارد ادامه پیدا کند، مجبور میشوم دوباره مهاجر شوم و به پاکستان بروم. آنجا وطن پدری من نیست، اما انسان به جایی میرود که برایش منفعت باشد و امکانات و سهولت در آنجا فراهم باشد."
اما این، نگرانکنندهترین بخش ماجرا است؛ تلاش دوباره برای مهاجرت به خاطر پیدا کردن کار.
دولتخان میگوید اگر در داخل کشور برایش زمینه کار فراهم نشود، ناچار خواهد شد برای تأمین نفقه فرزندانش، دوباره به کشور همسایه پناه ببرد؛ همان جایی که نزدیک به ۴۵ سال از عمرش را در آن سپری کرده است.