او از دو سال پیش، پس از درگذشت همسرش، به تنهایی نانآور خانواده و سرپرست شش فرزند ۶ تا ۱۶ سالهاش شده است.
شمسیه میگوید پس از کسر هزینه آرد، چوب و دیگر مخارج پخت نان، سود خالص روزانهاش تنها حدود ۱۰۰ افغانی (کمتر از دو دالر امریکایی) باقی میماند؛ درآمدی که باید با آن نیازهای اولیه خود و فرزندانش را تأمین کند.
«برای پخت نان سه سیر چوب را سیصد افغانی و یک بوجی آرد هفت سیره را پانزده صد افغانی میخرم و آن را در دو روز خمیر میکنم در نهایت فقط صد افغانی از آن برایم فایده میماند و همچنان نان خشک برای خوردن روزمره.»
شمسیه نیمه های شب خمیر را آماده می کند و با طلوع آفتاب روزش را با نان پختن در تنور ادامه میدهد و تا ظهر دهها نان میپزد و سپس کودکانش آن را برای فروش به شهر می برند:
ساعت ۲ شب خمیر می کنم و پس از آن که نماز صبح را می خوانم تنور را روشن می کنم و تا ۱۲ ظهر نان می پزم
«ساعت دو شب خمیر می کنم و پس از آن که نماز صبح را می خوانم تنور را روشن می کنم و می نشینم تا دوازده ظهر نان می پزم پسر ۱۳ ساله و دختر ۱۰ ساله ام نان ها را در کراچی می گذارند و با پای پیاده نیم ساعت فاصله را طی کرده آن را برای فروش به شهر می برند.»
او می گوید گاهی اگر درآمد بیشتری داشته باشد، برنج یا ماکارونی میپزد، اما بیشتر روزها سفره خانواده تنها با چای تلخ و نان خشک پر میشود.
« همان صد افغانی که فایده می ماند من آن را یک پاو روغن می خرم هر دو یا سه روز دیگ غذا پخته می کنم همینطور فقط گذران می کنیم در سایر اوقات فقط چای تلخ و نان خشک است.»
شمسیه میگوید زندگیاش به چرخهای تکراری و فرساینده تبدیل شده و دشوارترین بخش آن، زمانی است که نانها به فروش نمیرسند و او برای ادامه زندگی ناچار به قرض گرفتن میشود:
اگر نان ها به فروش نرسند کودکانم آن را به خانه بر می گردانند آن را فردا با نصف قیمت می فروشیم
«اگر نان ها به فروش نرسند کودکانم آن را به خانه بر می گردانند آن را فردا با نصف قیمت می فروشیم هم چوب تاوان می شود و هم آرد، مجبورم چوب و آرد روز بعد را، از چوب فروش و آرد فروش قرض بگیرم.»
وضعیت سخت زندگی، بر آموزش کودکان شمسیه نیز تأثیر گذاشته ،او میگوید دختر ۱۶ سالهاش به دلیل محدودیتهای طالبان از ادامه آموزش محروم شده و دیگر کودکانش که به دلیل مشکلات اقتصادی مدتی از مکتب باز مانده بودند، اکنون دوباره به درس برگشتهاند؛اما همزمان برای کمک به تأمین هزینههای خانواده در بازار کار میکنند و به فروش نان، خریطه پلاستیک و رنگ کردن بوت مشغولاند.
این درحالیست که برنامه جهانی غذا(دبلیو اف پی) در ماه جوزا هشدار داد که در سال جاری میلادی حدود ۱۷.۴ میلیون افغان با کمبود شدید مواد غذایی روبهرو خواهند شد و نزدیک به ۴.۹ میلیون مادر و کودک با خطر سوءتغذیه روبرو اند.
بر اساس گزارش این نهاد، افغانستان همچنان با یکی از شدیدترین بحرانهای بشری و غذایی در جهان مواجه است.
در این حال شمسیه که این روزها با بیماری دستوپنجه نرم میکند، میگوید این وضعیت او را از کار نانپزی بازداشته و در نتیجه درآمد روزانهاش از این کار قطع شده است.
«حدود چهار روز می شود که گلویم به شدت گرفته است در بستر افتاده ام نان هم پخته نمیتوانم.»
با وجود همه این دشواریها، بزرگترین نگرانی شمسیه، آینده خود و فرزندانش است:
شب و روز در دلم همین تشویش است که خدایا تا کی من این رقم نانپزی کنم
« شب و روز در دلم همین تشویش است که خدایا تا کی من این رقم نانپزی کنم،من تا چه زمانی این توانایی و حوصله را خواهم داشت روزی پیر خواهم شد به کجا بروم و چه کنم از همین تشویش کاملا برایم مشکلات روانی پیدا شده است.»