آغاز تحصیلات عالی پس از فراغت از صنف دوازدهم شاید آرزوی بسیاری از جوانان در افغانستان باشد، اما گسترش فقر و بیکاری شماری از آنان را وادار کرده است که پس از ۱۲ سال مکتب، بهجای پوهنتون به کار روی بیاورند.
عبدالواحد، باشندۀ ۲۲ سالۀ ننگرهار، سال گذشته از صنف دوازدهم فارغ شد. او امیدوار بود از طریق امتحان کانکور وارد پوهنتون شود، اما اکنون بهجای آمادگی برای کانکور، تلاش میکند پول رفتن به ایران را فراهم کند.
او میگوید وضعیت اقتصادی خانوادهاش خراب است، پدرش کار ندارد و نمیخواهد چهار سال دیگر در پوهنتون سپری کند و پس از آن دوباره در جستوجوی کار باشد.
او به رادیو آزادی گفت: «از صنف دوازدهم فارغ شدهام. اینجا بسیار دنبال کار گشتم، اما تا هنوز کاری پیدا نکردهام. چندین بار به چوک کارگران رفتم، اما آنجا هم کار پیدا نشد. توان پرداخت کرایه خانه را ندارم و کس دیگری هم برای کار کردن ندارم. حالا تصمیم گرفتهام به ایران بروم و آنجا مزدوری و کارگری کنم تا مشکلات خانوادهام را حل کنم.»
یک باشندۀ ولایت کنر که او نیز بهتازگی از صنف دوازدهم فارغ شده است، وضعیت مشابهی دارد. او میگوید از خطرهای مسیرهای قاچاق آگاه است، اما به گفتۀ خودش، راه دیگری برایش باقی نمانده است.
او به شرط فاش نشدن نامش به رادیو آزادی گفت: «بسیار علاقه دارم تحصیلات عالی بخوانم، اما خانواده بر دوش من است و باید کار کنم. مشکل این است که اینجا کار نیست؛ اگر یک روز کاری پیدا شود، چهار روز دیگر نیست. بنابراین تلاش میکنم به ایران بروم و آنجا کار کنم.»
اما مسیرهایی که این جوانان برای خروج از افغانستان در نظر دارند، با خطرهای جدی همراه است. شماری از افغانها ابتدا تلاش میکنند به ایران بروند و سپس از آنجا راهی ترکیه شوند.
سازمان بینالمللی مهاجرت (IOM) پیش از این در مورد سفرهای غیرقانونی میان ایران و ترکیه هشدار داده و گفته است که این مسیرها میتواند با خطرهای مرگبار همراه باشد. کمیشنری عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان نیز در ماه جولای سال گذشته گفته بود که پس از بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان، مهاجرت غیرقانونی افغانها به اروپا افزایش یافته است.
این نهاد گفته بود که در سال ۲۰۲۴، افغانها ۴۲ درصد از مجموع پناهجویانی را تشکیل میدادند که بهگونه غیرقانونی از راه زمین یا دریا وارد اروپا شده بودند.
همچنان سازمان بینالمللی مهاجرت در گزارشی که در ۱۱ حمل سال جاری منتشر کرد، گفته بود که در سال ۲۰۲۵ دستکم یکهزار و ۴۹۲ افغان در جریان مهاجرت غیرقانونی بینالمللی جان باخته یا ناپدید شدهاند. به گفتۀ این نهاد، بیشتر قربانیان پسران کمسنوسال بودهاند.
این در حالی است که افغانستان همچنان با سطح بلند بیکاری، بهویژه در میان جوانان، روبهرو است. بانک جهانی پیش از این گفته است که تقریباً از هر چهار جوان افغان، یک نفر بیکار است.
این بانک در گزارش توسعه افغانستان گفته است که شمار افراد جویای کار افزایش یافته، اما بازار کار ظرفیت کافی برای جذب آنان ندارد و ایجاد فرصتهای کاری برای جوانان یکی از چالشهای مهم اقتصادی افغانستان است.
شماری از فارغان پوهنتونها نیز از بیکاری شکایت دارند. آنان میگویند با این امید تحصیلات عالی کردهاند که بتوانند در داخل کشور شغل مناسبی پیدا کنند، اما اکنون از صبح تا شام از یک دفتر به دفتر دیگر در جستوجوی کار هستند.
انسان بسیار ناامید میشود؛ حتی تا جایی که فکر میکند تمام اسناد تحصیلی خود را از بین ببردمحمدشیر، باشندۀ کابل
محمدشیر، باشندۀ کابل، به رادیو آزادی گفت: «وقتی ۱۲ سال به مکتب بروید و چهار سال هم پوهنتون بخوانید و با وجود مشکلات زیاد تحصیل کنید، توان خرید قلم و کتابچه را نداشته باشید و بعد از آن برایتان کار پیدا نشود، انسان بسیار ناامید میشود؛ حتی تا جایی که فکر میکند تمام اسناد تحصیلی خود را از بین ببرد.»
این جوانان از حکومت طالبان و نهادهای بینالمللی میخواهند برای آنان زمینههای کاری فراهم کنند.
کارشناسان اقتصادی نیز تأکید میکنند که حکومت طالبان باید با همکاری سکتور خصوصی، فرصتهای بیشتری برای جوانان تحصیلکرده ایجاد کند.
عبدالنصیر رشتیا، کارشناس امور اقتصادی، به رادیو آزادی گفت: «دولتها میتوانند با حمایت جدی از سکتور خصوصی، که بهعنوان شریک استراتژیک دولت فعالیت میکند، زمینههای بیشتری برای اشتغال ایجاد کنند. در کنار آن، مردم نیز مسئولیت دارند که با استفاده از تولیدات داخلی از آنان حمایت کنند تا زمینههای کاری در جامعه ایجاد شود.»
حکومت طالبان بارها گفته است که از طریق پروژههای اقتصادی، معادن، زراعت و سکتور خصوصی برای افزایش فرصتهای کاری تلاش میکند. با این حال، در شرایطی که بیکاری در افغانستان از سالها به اینسو ادامه دارد، فرصتهای موجود برای شمار زیاد جویندگان کار کافی نیست.
عبدالواحد میگوید وعدههای خالی مشکلات آنان را حل نمیکند و به اقدامات عملی نیاز است. او میگوید اگر دستکم کاری در داخل کشور پیدا شود که بتواند از طریق آن نیازهای ابتدایی خود و خانوادهاش را تأمین کند، به مسیر خطرناک مهاجرت به ایران قدم نخواهد گذاشت.
اکنون شماری از جوانان تازهفارغشده مانند عبدالواحد با دو انتخاب دشوار روبهرو هستند؛ از یکسو دروازۀ پوهنتون، بدون اطمینان از کار و آیندۀ شغلی، و از سوی دیگر راه نامعلوم مهاجرت که ممکن است در کنار امید به یافتن کار، خطر، بازداشت، بازگشت اجباری و حتی مرگ را نیز در پی داشته باشد.