وسیم، باشندۀ ۳۰ سالۀ کابل، میگوید برای تأمین مصارف مراسم عروسی و آغاز زندگی مشترک، بیش از پنج سال پیش ناچار شد حدود ۳۰۰ هزار افغانی از بانک قرض بگیرد. او میگوید در آن زمان امیدوار بود به کارش ادامه دهد و از درآمد خود قرض بانک را بپردازد، اما پس از مدتی وظیفهاش را از دست داد و دیگر نتوانست
حدود چهار سال نامزد بودم، مجبور شدم برای برگزاری مراسم عروسی از بانک قرضه بگیرم و ازدواج کنموسیم، باشندۀ کابل
کار مناسبی پیدا کند. او به رادیو آزادی گفت « حدود چهار سال نامزد بودم، مجبور شدم برای برگزاری مراسم عروسی از بانک قرضه بگیرم و ازدواج کنم.»
وسیم میگوید پنج سال در رسانهها کار کرده، اما پس از از دست دادن وظیفهاش، تلاشهایش برای یافتن کار بینتیجه مانده است. «پنج سال در بخش تخنیکی در رسانه ها کار کرده ام،کارم را از دست دادم پس از آن به دفاتر زیادی از رسانه ها مراجعه و تلاش کردم تا کاری پیدا کنم؛اما پیدا نشد.»
او حالا پدر دو فرزند است، اما میگوید هنوز نتوانسته قرض خود را پرداخت کند و فشار بانک برای بازپرداخت آن ادامه دارد. وسیم گفت«کاش من قرضدار نمی بودم بانک پولش را میخواهد مسوولان آن زنگ می زنند بسیار توهین می کنند، وقتی به بانک می گویم پول ندارم،مسئولان بانک بازهم فشار می آورند و پشت خانه ام می آیند و تعدادی از مردم را هم جمع می کنند.»
وسیم میگوید اگر کار و درآمد ثابت داشته باشد، میتواند بخش بزرگی از مشکلاتش را حل کند. «اگر کار پیدا شود مشکلی نیست من می خواهم کار کنم،کار کردن بسیار خوب است،اما وقتی کار پیدا نشود چاره چه است ،مجبور به درخواست کمک هستم .»
در کنار وسیم، جوان دیگری نیز نبود کار را یکی از مشکلات اصلی زندگی خود میداند. او که نمیخواهد نامش در گزارش ذکر شود، میگوید پیش از حاکمیت طالبان نامزد شده بود و اکنون با گذشت بیش از پنج سال، هنوز نتوانسته ازدواج کند. به گفتۀ او، پس از از دست دادن کارش برای یافتن درآمد به ایران رفت، اما اقامتش در آن کشور دوام زیادی نکرد و از ایران اخراج شد. او میگوید بخشی از پولی را که به دست آورده بود نیز صرف رسمورواجها و هزینههای مربوط به ازدواج کرده است. او به رادیو آزادی گفت «تقریبا تازه نامزد شده بودم که نظام جمهوری سقوط کرد،همینطور ماند و تا به همین حالا نامزد هستم و نتوانستم ازدواج
با توجه به این مشکلات اکثر وقت ها با خود گفته ام که ای کاش به دنیا نمی آمدمیک جوان افغان
کنم،یک مقدار پول که داشتم در ایران مصرف شد، یک مقدار پول دیگر را که در آنجا بدست آورده بودم متاسفانه مصرف رسم و رواج های ناپسندی شد که در این مدت ناچار بوده ام بجا بیآورم ، با توجه به این مشکلات اکثر وقت ها با خود گفته ام که ای کاش به دنیا نمی آمدم.»
رادیو آزادی برای دریافت دیدگاه وزارت کار و امور اجتماعی حکومت طالبان دربارۀ وضعیت بیکاری جوانان با این وزارت تماس گرفت، اما تا زمان نشر این گزارش پاسخی دریافت نکرد.
با این حال، محمد زاهد احمدزی، معین وزارت کار و امور اجتماعی حکومت طالبان، در ماه اپریل ۲۰۲۶ در دیدار با وزیر اقتصاد حکومت آنان گفته بود که برای افزایش فرصتهای کاری و کاهش بیکاری، بهویژه برای جوانان و مهاجران برگشته، با وزارت اقتصاد همکاری میکنند. این وزارت همچنین از گسترش آموزشهای فنی و حرفهای بر اساس نیاز بازار کار خبر داده و گفته است که با آموزش مهارتهای کاری، تلاش میشود زمینۀ کار و درآمد برای جوانان و برگشتکنندگان فراهم شود.
این اظهارات در حالی مطرح میشود که بازار کار افغانستان همچنان با چالشهای جدی روبهرو است. سازمان بینالمللی کار، ILO، در اگست ۲۰۲۶ گفته است که شمار افراد شاغل در افغانستان در مقایسه با سال ۲۰۲۲ حدود ۱۴ درصد افزایش یافته، اما این افزایش با رشد جمعیت همگام نبوده است. به گفتۀ این سازمان، بازگشت گستردۀ افغانها از ایران و پاکستان نیز فشار بیشتری بر بازار کار وارد کرده است.
نبود فرصتهای کاری و درآمد پایدار تنها یک مشکل اقتصادی نیست، بلکه بر تصمیمهای مهم زندگی جوانان، از جمله ازدواج، تشکیل خانواده و ساختن یک زندگی مستقل نیز تأثیر میگذارد. شماری از آگاهان امور اقتصادی میگویند ایجاد فرصتهای کاری پایدار، آموزشهای مسلکی و حمایت از کسبوکارهای کوچک میتواند در کاهش بخشی از این مشکلات مؤثر باشد.
نصرتالله وفا، یکی از این آگاهان، به رادیو آزادی گفت: « فرصتهای کاری بیشتر برای جوانان ایجاد شود و همچنان آموزشهای مسلکی کوتاهمدت به جوانان داده شود که هم اقتصادشان خوب شود و هم زودتر روی پای خود بایستند و صاحب یک مسلک شوند. همچنان اداره فعلی، مؤسسات فعال در افغانستان و جامعه جهانی باید از کسبوکارهای کوچک حمایت کنند تا برای جوانان زمینه کار بیشتر فراهم شود.»
برای وسیم و جوان دیگری که در این گزارش از مشکلاتشان سخن گفتهاند، نبود کار تنها به نداشتن درآمد خلاصه نمیشود؛ یکی با قرض چندسالۀ بانکی و فشار بازپرداخت آن روبهرو است و دیگری پس از بیش از پنج سال نامزدی هنوز در انتظار فرصتی برای آغاز زندگی مشترک خود است. هر دو میگویند به یک فرصت کاری و درآمد ثابت نیاز دارند تا بتوانند با تکیه بر آن، برای آینده خود تصمیم بگیرند.