«جنگ افغانستان با وضعیت نامعلوم»

از جنگ افغانستان 9 سال می گذرد ، ولی وضع این جنگ تا هنوز هم برای یک تعداد از تحلیل گران و مردم امریکا نا معلوم است.

هرچند در اسناد سری نظامی امریکا که توسط صفحه انترنتی ویکی لیکس اخیراً افشا شد، وضع جنگ در افغانستان تا حدی با نشیب و فراز آن روشن شده است، اما بازهم معلوماتی که در این اسناد موجود است در مورد امروز صحبت نمی کند، بلکه آخرین سند آن به سال 2009 تعلق دارد، در حالی که مردم می خواهند هر لحظه در بارهء جنگ افغانستان معلومات تازه و شفاف داشته باشند.

روزنامه نیویورک تایمز در شماره اخیر خود این موضوع را بررسی کرده می نویسد:
مردم امریکا به این امر معتقد اند که کشورشان به خاطر حفظ منافع ملی خود در افغانستان حضور دارد تا القاعده را از پناه گاه در دو طرف سرحدات افغانستان محروم بسازد. از سوی دیگر اگر امریکا مردم افغانستان را امروز در مقابل ظلم طالبان تنها رها کند، به ارزش های اخلاقی و ستراتیژی خود هم ضربه وارد می کند.

اما جنگ در افغانستان برای بسیاری از مردم امریکا گیچ کننده می باشد و همه می خواهند ستراتیژی امریکا را در این ساحه به وضاحت بدانند و ببینند که آیا امروز در حالات کنونی، کدام روزنهء امید برای پیروزی وجود دارد یا خیر؟

روزنامه می نویسد:
مردم می خواهند بدانند که بعد از فرستادن 30 هزار عسکر دیگر امریکا به افغانستان چه تغییراتی در صحنه جنگ آمده، حکومت امریکا تا چه حد توانسته شرکای خود را در منطقه مخصوصا رییس جمهور کرزی و جنرال اشفاق کیانی را به همکاری بیشتر جلب کند.

در صحنهء جنگ، اولین آزمایش ستراتیژی جدید ،عملیات در ولسوالی مارجه ولایت هلمند بود که چند ماه از آن می گذرد ولی نتایج عملی آن تا حال دقیق معلوم نیست و تجربه های مارجه سبب شده است که عملیات کندهار نیز تاخیر گردد.

سوال دیگر اینست که شریک امریکا در افغانستان یعنی حکومت آقای کرزی تا چه اندازه به تعهدات خود پابند است. رییس جمهور کرزی در کنفرانس بین المللی کابل تاکید نمود که مبارزه علیه فساد اداری را بیشتر خواهد است، اما آیا امریکا اقدام مناسب را پیش گرفته است تا حکومت افغانستان را به عملی کردن این تعهداتش وادار سازد. از همه مهمتر این که آیا امریکا چنین ضمانت را بدست آورده است که در انتخابات پارلمانی قریب الوقوع در افغانستان، جعل کاری های که نتایج اولیه انتخابات ریاست جمهوری را بی اعتبار ساخت، تکرار نخواهد شد؟

در بخش نظامی و تعلیم و تربیه اردو و پولیس ملی افغانستان که در نتیجهء بی توجه ای ادارهء رییس جمهور سابق امریکا جورج بوش از نگاه مالی و وسایل و تجهیزات با نارسایی روبرو بود، اکنون چه اقدامات عملی صورت گرفته است؟

روزنامه نیویورک تایمز می نویسد برای عملی کردن هر ستراتیژی خروج یکی از قدم ها، معاملات سیاسی می باشد که یک تعداد از طالبان در آن سهم داشته باشند . در این رابطه هم مردم می خواهند بدانند که حکومت شان برای جلب طالبان سطح پایین چه اقدامات را در ساحهء تامین امنیت، جای کار، اعاشه و تمویل سایر احتیاجات زنده گی برای آن ها پیشنهاد کرده است. علاوه بر آن مردم امریکا و دیگران می خواهند بدانند که آیا کدام برنامه برای تماس با بعضی از رهبران طالبان نیز طرح شده یا خیر؟

نکته دیگر که در اسناد نظامی افشا شده ، تکراراً در مورد آن بحث صورت گرفته، اینست که ادارهء استخبارات نظامی پاکستان تا چه حد در گردش ماشین جنگی طالبان نقش فعال دارد.
به نوشته روزنامه این اسناد از یک سال قبل می باشند، در این یکسال امریکا تا چه حد توانسته است شرکای پاکستانی خود را به تلاش های بیشتر علیه طالبان و افراط گرایان تشویق کند؟

در نهایت، کار ستراتیژی و مهلت خروج قوای نظامی امریکا از افغانستان می باشد. رییس جمهور اوباما نیمه دوم سال 2011 را مهلت برای آغاز انتقال عساکر امریکایی از افغانستان تعیین کرده است، اما بعد از اعلان این تاریخ مقامات نظامی امریکا در مورد آن بیانات ضد و نقیض و پیچیده را ارایه کرده اند.

روزنامه نیویرک تایمز در پایان مطلب می نویسد:
این سوال های می باشند که باید به وضاحت جواب داده شوند و به هر اندازهء که این موضوعات غیر شفاف نگهداشته می شوند به همان اندازه هیجان و سر درگمی هم بیشتر می شود.