کیت کلارک تحلیل گر شبکه تحلیل گران افغانستان می نویسد:
«قتل 10 نفر را طالبان در ولایت بدخشان محکوم نمودند، اما قصر ریاست جمهوری افغانستان خاموش است» این مطلب را شبکهء تحلیل گران افغانستان به نقل از یک رهبر طالبان در شمال شرق افغانستان گزارش داد.
پیام این رهبر طالب مختصر و روشن است:
من به خانواده های 10 نفری که در بدخشان کشته شدند تسلیت می فرستم. کشتن این 10 نفر یک جنایت بود. من می دانم آنها خدمات صحی را برای مردم نیازمند منطقه ما انجام می دادند.
کلمات این رهبر طالب به دقت انتخاب شده است، به این معنی که او به این باور است، قربانیان کارمندان امور صحی بودند، آنها مردم نیازمند منطقه را کمک می کردند و قتل آنها یک جنایت بود.
این رهبر طالب هرچند از گفتن نامش خود داری نموده، اما شبکه تحلیلگران افغانستان تایید می کند که او قومندان یک گروپ عمده نظامی و سیاسی در شمال شرق افغانستان است. اما پیام او با ادعای هفتم ماه آگست ذبیح الله مجاهد سخنگوی طالبان در مورد قتل مستقیماً در تضاد است.
ذبیح اله مجاهد گفته بود، نیروهای گشتی طالبان با گروپ مبلغین عیسوی روبرو شدند و همه آنها را کشتند. مجاهد ادعا کرد که این ها مبلغین عیسوی بودند، ستلایت، نقشه و کتاب انجیل به زبان فارسی با خود حمل می کردند. ذبیح الله مجاهد بعداً داستان را تغییر داد و ادعا کرد که این گروپ جاسوسی می کردند.
حال این جا دو موضوع جلب توجه می کند، یکی این که به اساس شواهدی که در مورد قتل این 10 نفر جمع آوری گردیده، ادعای طالبان را زیر شک قرار می دهد تا آنجا که ما می توانیم بگویم که ادعای سخنگوی طالبان یقیناً دروغ محض است.
دوم به اساس قواعد خود طالبان، او باید معذرت می خواست، اگر جنگجویان گروپ های طالبان مسوول قتل می بودند، و یا این که اگر قاتلین از سایر گروپ ها از خارج افغانستان آمده بودند باید آن را محکوم می کرد.
به هر صورت، معلومات کمی در مورد قتل به نشر رسیده، اما به اساس اظهارات آنهای که اجساد کشته شده گان را دیده اند و همچنان به اساس اظهارات شخص نجات یافته از این حادثه، این کاملاً روشن است که این 10 کارمند غیر مسلح بودند، از فاصله نزدیک بالای شان فیر صورت گرفته و برای آنها هیچگونه مجالی برای گفتگو، عرض حال و توجیه داده نه شده است.
اشیا و اموال آنها مانند کیسه و بکس های آنها به سرقت نه رفته است. به عباره دیگر، این یک عمل سرقت نه بوده بلکه عملی بوده از قبل طرح شده و ادعای ذبیح الله مجاهد هم منحصراً پوچ و بی معنی است.
خلاصه که به گفته شبکه تحلیل گران افغانستان، این یک قتل دسته جمعی بوده و انگیزه آن احتمالاً آرزوی کشتن غیر مسلمان می باشد، صرف نظر از این که آنها چه کرده اند یا نه کرده اند.
بناً کشتن آنها نه تنها یک عمل زشت و مخالف کنوانسیون جینوا می باشد، بلکه مغایر قواعد جنگ خود طالبان هم می باشد. همان طوری که یک رهبر طالب از شمال شرق افغانستان به شبکه تحلیل گران افغان گفته این یک جنایت بوده است.
شبکه تحلیل گران افغانستان در اخیر این بخش گزارش می نویسد، همانطوری که یک قوماندان طالب به ما گفت، ذبیح الله مجاهد با ادعا های ضد و نقیض نیروی محرکه را تغییر داد و زمینه صحبت را برای دیگران نا ممکن ساخت.
«قتل 10 نفر را طالبان در ولایت بدخشان محکوم نمودند، اما قصر ریاست جمهوری افغانستان خاموش است» این مطلب را شبکهء تحلیل گران افغانستان به نقل از یک رهبر طالبان در شمال شرق افغانستان گزارش داد.
پیام این رهبر طالب مختصر و روشن است:
من به خانواده های 10 نفری که در بدخشان کشته شدند تسلیت می فرستم. کشتن این 10 نفر یک جنایت بود. من می دانم آنها خدمات صحی را برای مردم نیازمند منطقه ما انجام می دادند.
کلمات این رهبر طالب به دقت انتخاب شده است، به این معنی که او به این باور است، قربانیان کارمندان امور صحی بودند، آنها مردم نیازمند منطقه را کمک می کردند و قتل آنها یک جنایت بود.
این رهبر طالب هرچند از گفتن نامش خود داری نموده، اما شبکه تحلیلگران افغانستان تایید می کند که او قومندان یک گروپ عمده نظامی و سیاسی در شمال شرق افغانستان است. اما پیام او با ادعای هفتم ماه آگست ذبیح الله مجاهد سخنگوی طالبان در مورد قتل مستقیماً در تضاد است.
ذبیح اله مجاهد گفته بود، نیروهای گشتی طالبان با گروپ مبلغین عیسوی روبرو شدند و همه آنها را کشتند. مجاهد ادعا کرد که این ها مبلغین عیسوی بودند، ستلایت، نقشه و کتاب انجیل به زبان فارسی با خود حمل می کردند. ذبیح الله مجاهد بعداً داستان را تغییر داد و ادعا کرد که این گروپ جاسوسی می کردند.
حال این جا دو موضوع جلب توجه می کند، یکی این که به اساس شواهدی که در مورد قتل این 10 نفر جمع آوری گردیده، ادعای طالبان را زیر شک قرار می دهد تا آنجا که ما می توانیم بگویم که ادعای سخنگوی طالبان یقیناً دروغ محض است.
دوم به اساس قواعد خود طالبان، او باید معذرت می خواست، اگر جنگجویان گروپ های طالبان مسوول قتل می بودند، و یا این که اگر قاتلین از سایر گروپ ها از خارج افغانستان آمده بودند باید آن را محکوم می کرد.
به هر صورت، معلومات کمی در مورد قتل به نشر رسیده، اما به اساس اظهارات آنهای که اجساد کشته شده گان را دیده اند و همچنان به اساس اظهارات شخص نجات یافته از این حادثه، این کاملاً روشن است که این 10 کارمند غیر مسلح بودند، از فاصله نزدیک بالای شان فیر صورت گرفته و برای آنها هیچگونه مجالی برای گفتگو، عرض حال و توجیه داده نه شده است.
اشیا و اموال آنها مانند کیسه و بکس های آنها به سرقت نه رفته است. به عباره دیگر، این یک عمل سرقت نه بوده بلکه عملی بوده از قبل طرح شده و ادعای ذبیح الله مجاهد هم منحصراً پوچ و بی معنی است.
خلاصه که به گفته شبکه تحلیل گران افغانستان، این یک قتل دسته جمعی بوده و انگیزه آن احتمالاً آرزوی کشتن غیر مسلمان می باشد، صرف نظر از این که آنها چه کرده اند یا نه کرده اند.
بناً کشتن آنها نه تنها یک عمل زشت و مخالف کنوانسیون جینوا می باشد، بلکه مغایر قواعد جنگ خود طالبان هم می باشد. همان طوری که یک رهبر طالب از شمال شرق افغانستان به شبکه تحلیل گران افغان گفته این یک جنایت بوده است.
شبکه تحلیل گران افغانستان در اخیر این بخش گزارش می نویسد، همانطوری که یک قوماندان طالب به ما گفت، ذبیح الله مجاهد با ادعا های ضد و نقیض نیروی محرکه را تغییر داد و زمینه صحبت را برای دیگران نا ممکن ساخت.