گل سکه نام خانمی است که 18 سال عمر دارد و از سوی شوهرش مورد سو قصد قرار گرفته است. شوهر این خانم به تازه گی بالای وی فیر کرده و در نتیجه گل سکه از ناحیه کمر زخم برداشته است.
با خانم گل سکه برای نخستین بار زمانی در شفاخانه سردار محمد داوود خان در کابل برخوردم که او از اثر برداشتن زخم های ناشی از مرمی بستری بود. در آن زمان داکتران با توجه به این وضعیت گل سکه اجازه صحبت با او را نداد.
اما بالاخره این مساله برایم واضح شد که این خانم از سوی شوهرش هدف فیر گلوله قرار گرفته است. گل سکه حالا اندکی شفا یاب شده و در یکی از خانه های امن به نام امید به سر می برد. با مراجعه به این خانه امن خواستم دردی را که قبلاً در چهره گل سکه مشاهده کرده بودم حالا از زبان خودش بشنوم.
زمانی که به اتاق گل سکه داخل شدم چشمان ام به خانمی جوان زرد و زار افتاد، که در روی بسترش دراز کشیده بود. رشته سخن را با گل سکه باز کرده و از وی پرسیدم که سلسله خشونت های خانواده گی با او چگونه آغاز شد:
«خواهرم در بدل برادرم عروسی کرده است، یعنی خواهرم با پدر خانم برادرم ازدواج نموده است این خواهرم توسط انباق اش که مادر زن برادرم حلال شد. وقتی خانم بردارم از این مساله خبر شد، همراه با سه طفل اش به خانه پدر خود فرار کرد. او به برادرم گفت، تا زمانی که خواهرات را برای برادرم عروسی نکنی، دوباره خانه ات نمیایم. مادرم با این خواست زن برادرم زیاد مخالفت کرد، اما برادرم مرا جبراً به نکاح برادر خانم اش در آورد.»
به گفته این خانم پس از گذشت 10 روز از عروسی اش مورد لت و کوب از سوی شوهر و مادر شوهرش قرار گرفت. او یکی از دلایل ضرب و شتم خود را به دنیا نیاوردن طفل می خواند. اما می گوید که جهت رهایی از این خشونت های خانواده گی با گرفتن پول از برادرش نزد داکتر مراجعه کرد اما به گفته این خانم نتیجه معاینات نشان داد که او مشکل صحی ندارد:
«خودم پیش داکتر رفتم از برادرم پول گرفتم، خانواده شوهرم یک روپیه هم بالایم مصرف نکرده است، خودم معاینات تلویزیونی کردم داکتر برایم گفتند که عیب در وجود تو نیست، شوهرت را بی آور که او را معاینه کنیم. من هم به خشویم گفتم که عیب در وجود من نیست شما غم خود را بخورید و مرا نگویید که تو صاحب اولاد نمی شوی.»
گل سکه باشنده اصلی ولایت قندهار بوده و پس از عروسی، مدت هفت سال با خانواده شوهرش در ولایت تخار زنده گی می کرد. اما اینکه چی باعث شد که شوهرش او را هدف فیر مرمی قرار دهد گفت:
«خشویم گفت، من از این خانه می روم بیا، لباس هایم را بتی، من رفته نزد خشوم عذر کردم که خیر اس یک بچه داری و جنگ که کرد در قصه اش نشو. من خبر نداشتم که آنان از قبل بر من توطه چینی کرده بودند. شوهرم به اتاق دیگر رفته تفنگ را مرمی انداخت و من می ترسیدم که او یک آدم چرسی و بی باک است، یکبار بالای مادر خود فیر نکند، و مه نمی فهمیدم که تفنگ را بالای من می گیرد.»
او به کمک خشو و همسایه هایش به شفاخانه ولایت تخار انتقال داده شد اما به دلیل زخم شدیدی که برداشته بود برای معالجه به کابل منتقل شد. گل سکه برای دو ماه تحت تداوی در شفاخانه سردار محمد داوود خان در کابل قرار داشت اما حالا وضعیت او رو به بهبود است. این خانم از حکومت تقاضا دارد تا شوهرش را که در قید به سر می برد به اشد مجازات محکوم نماید.
«مرا به دست خود بکشند اما دوباره به خانواده آنان نسپارند، زیرا با من برخورد درست نکرده است شوهرم مرا زیاد لت و کوب کرده است. حالا از شوهر داشتن توبه گار شده ام و اگر زیاد مجبور نشوم هیچ وقت ازدواج نمی کنم.»
اینکه نهاد های مربوط در مورد سرنوشت این خانم چه گونه تصمیم خواهند گرفت، پیش بینی آن حالا دشوار است. با آنکه زنان در سراسر افغانستان با مشکلات زیادی مواجه اند ، اما قضایای اخیر خشونت در برابر زنان بیشتر در شمال این کشور به میان آمده است. تازه ترین مورد خشونت علیه زنان در افغانستان قطع زبان یک زن حامله از سوی شوهرش در ولایت بلخ است.
فریبا واحدی
با خانم گل سکه برای نخستین بار زمانی در شفاخانه سردار محمد داوود خان در کابل برخوردم که او از اثر برداشتن زخم های ناشی از مرمی بستری بود. در آن زمان داکتران با توجه به این وضعیت گل سکه اجازه صحبت با او را نداد.
اما بالاخره این مساله برایم واضح شد که این خانم از سوی شوهرش هدف فیر گلوله قرار گرفته است. گل سکه حالا اندکی شفا یاب شده و در یکی از خانه های امن به نام امید به سر می برد. با مراجعه به این خانه امن خواستم دردی را که قبلاً در چهره گل سکه مشاهده کرده بودم حالا از زبان خودش بشنوم.
زمانی که به اتاق گل سکه داخل شدم چشمان ام به خانمی جوان زرد و زار افتاد، که در روی بسترش دراز کشیده بود. رشته سخن را با گل سکه باز کرده و از وی پرسیدم که سلسله خشونت های خانواده گی با او چگونه آغاز شد:
«خواهرم در بدل برادرم عروسی کرده است، یعنی خواهرم با پدر خانم برادرم ازدواج نموده است این خواهرم توسط انباق اش که مادر زن برادرم حلال شد. وقتی خانم بردارم از این مساله خبر شد، همراه با سه طفل اش به خانه پدر خود فرار کرد. او به برادرم گفت، تا زمانی که خواهرات را برای برادرم عروسی نکنی، دوباره خانه ات نمیایم. مادرم با این خواست زن برادرم زیاد مخالفت کرد، اما برادرم مرا جبراً به نکاح برادر خانم اش در آورد.»
به گفته این خانم پس از گذشت 10 روز از عروسی اش مورد لت و کوب از سوی شوهر و مادر شوهرش قرار گرفت. او یکی از دلایل ضرب و شتم خود را به دنیا نیاوردن طفل می خواند. اما می گوید که جهت رهایی از این خشونت های خانواده گی با گرفتن پول از برادرش نزد داکتر مراجعه کرد اما به گفته این خانم نتیجه معاینات نشان داد که او مشکل صحی ندارد:
«خودم پیش داکتر رفتم از برادرم پول گرفتم، خانواده شوهرم یک روپیه هم بالایم مصرف نکرده است، خودم معاینات تلویزیونی کردم داکتر برایم گفتند که عیب در وجود تو نیست، شوهرت را بی آور که او را معاینه کنیم. من هم به خشویم گفتم که عیب در وجود من نیست شما غم خود را بخورید و مرا نگویید که تو صاحب اولاد نمی شوی.»
گل سکه باشنده اصلی ولایت قندهار بوده و پس از عروسی، مدت هفت سال با خانواده شوهرش در ولایت تخار زنده گی می کرد. اما اینکه چی باعث شد که شوهرش او را هدف فیر مرمی قرار دهد گفت:
«خشویم گفت، من از این خانه می روم بیا، لباس هایم را بتی، من رفته نزد خشوم عذر کردم که خیر اس یک بچه داری و جنگ که کرد در قصه اش نشو. من خبر نداشتم که آنان از قبل بر من توطه چینی کرده بودند. شوهرم به اتاق دیگر رفته تفنگ را مرمی انداخت و من می ترسیدم که او یک آدم چرسی و بی باک است، یکبار بالای مادر خود فیر نکند، و مه نمی فهمیدم که تفنگ را بالای من می گیرد.»
او به کمک خشو و همسایه هایش به شفاخانه ولایت تخار انتقال داده شد اما به دلیل زخم شدیدی که برداشته بود برای معالجه به کابل منتقل شد. گل سکه برای دو ماه تحت تداوی در شفاخانه سردار محمد داوود خان در کابل قرار داشت اما حالا وضعیت او رو به بهبود است. این خانم از حکومت تقاضا دارد تا شوهرش را که در قید به سر می برد به اشد مجازات محکوم نماید.
«مرا به دست خود بکشند اما دوباره به خانواده آنان نسپارند، زیرا با من برخورد درست نکرده است شوهرم مرا زیاد لت و کوب کرده است. حالا از شوهر داشتن توبه گار شده ام و اگر زیاد مجبور نشوم هیچ وقت ازدواج نمی کنم.»
اینکه نهاد های مربوط در مورد سرنوشت این خانم چه گونه تصمیم خواهند گرفت، پیش بینی آن حالا دشوار است. با آنکه زنان در سراسر افغانستان با مشکلات زیادی مواجه اند ، اما قضایای اخیر خشونت در برابر زنان بیشتر در شمال این کشور به میان آمده است. تازه ترین مورد خشونت علیه زنان در افغانستان قطع زبان یک زن حامله از سوی شوهرش در ولایت بلخ است.
فریبا واحدی