اگر فیزیکدان نمیبودم، احتمالاً موسیقیدان میشدم
آلبرت اینشتین برندهٔ جایزهٔ نوبل (۱۸۷۹–۱۹۵۵) فیزیکدان برجسته و یکی از تاثیرگذارترین دانشمندان تاریخ که با تدوین نظریههای نسبیت، دیدگاه بشریت را نسبت به فضا، زمان و جاذبه دگرگون ساخت، از سنین کودکی به موسیقی علاقهمند شد و بعدها اظهار داشت که اگر زندگیاش را وقف علم نکرده بود، دوست داشت موسیقیدان شود.
مجلۀ بریتانیایی انلاین"فار اوت" از قول اینشتین نوشته که گفته است:
"اگر فیزیکدان نمیبودم، احتمالاً موسیقیدان میشدم. من اغلب با موسیقی فکر میکنم، با رؤیاهای روزانهام در موسیقی زندگی میکنم. زندگیام را از دریچهٔ موسیقی میبینم و بیشترین لذت زندگی را از موسیقی میگیرم."
مادر اینشتین موسیقیدان بود و او را تشویق میکرد که نواختن موسیقی را بیاموزد، اما در سن پنجسالگی، این برندهٔ آیندهٔ جایزهٔ نوبل چندان تحت تأثیر قرار نگرفت. تنها در سن ۱۳ سالگی بود که موسیقی او را دگرگون ساخت؛ زمانی که سوناتهای ویولن موتسارت را کشف کرد و همین آثار او را برانگیخت تا به طور خودآموز ویولن، بیاموزد.
من اغلب با موسیقی فکر میکنم، با رؤیاهای روزانهام در موسیقی زندگی میکنم
علاقهٔ اینشتین به موسیقی در واقع، تنها یک شیفتگی زودگذر نبود، بلکه عشقی پایداری بود که هم دیدگاه او نسبت به جهان و هم تصورش از کیهان را شکل داد.
با آنکه اینشتین همیشه عشق خود را به موتسارت را حفظ کرد، اما آثار بتهوون چندان او را تحت تأثیر قرار نمیداد، هرچند در اجرای آثار او مهارت زیادی داشت. در دوران لیسه، اینشتین سوناتهای ویولن بتهوون را برای یک ممتحن نواخت؛ ممتحنی که اظهار داشت این پسر جوان، شور شگفتانگیزی برای موسیقی دارد و اجرای او نشاندهندهٔ درک عمیق است.
علاوه بر موتسارت، اینشتین شیفتهٔ باخ نیز بود و اغلب «کنسرتو برای دو ویولن» را مینواخت. بسیاری گفتهاند که اینشتین بهطور غیرمنتظرهای در نواختن ویولن استعداد داشت، از جمله همسر دومش، الزا، افشا کرد بهدلیل اجرای دلانگیز آثار موتسارت، عاشق این فیزیکدان شده است.
در کنار موتسارت و باخ، آهنگسازان محبوب اینشتین شامل ویوالدی، شوبرت، اسکارلاتی و کورِلی بودند، اما او بهشدت از واگنر نفرت داشت.
به عقیدۀ شماری از پژوهشگران، موسیقی به آلبرت اینشتین کمک کرد که کنجکاو، صبور و پذیرای الگوها باقی بماند، همین ویژگیها پل واقعی میان هنر و کشف علمی هستند و این یادآور آن است
بیشترین لذت زندگی را از موسیقی میگیرم
که دستاوردهای بزرگ، اغلب نه از هوش خام، بلکه از یافتن ریتمی پدید میآیند که به ذهن اجازه میدهد که به مسیر خود ادامه دهد.
این در حالیست که طالبان پس از تسلط دوباره بر افغانستان بر نواختن هرنوع آلۀ موسیقی ممنوعیت وضع کردهاند و به ادعای آنها، نواختن و شنیدن موسیقی، حرام است.
مسئولان وزارت امربه معروف ونهی از منکر حکومت طالبان بار ها گفته اند که ده ها هزار آله موسیقی را از بین برده اند. حکومت طالبان با وضع تغییرات در پوهنزی هنرهای زیبای پوهنتون کابل، دیپارتمنت موسیقی را حذف کرده، با ممنوعیت نقاشی صورت و مجسمهسازی، دیپارتمنت نقاشی را با دیپارتمنت گرافیک مدغم کرده است.