بهار، یکی از باشندگان منطقهٔ کارتهنو کابل که برای رفتن به محل کارش از موتر استفاده میکند، میگوید با توجه به ازدحام جاده ها و مصارف گزاف استفاده از موتر اگر مجبور نمیبود، از آن استفاده نمی کرد:
«وقتی این بیروبار را میبینیم، قیمت بلند تیل را، مصرف عوارض را؛ اینها همه آنقدر اعصاب آدم را خراب میکند که اگر مجبور نمیبودم، والله موترم را از خانه بیرون نمیکردم. اما صبح زود از خانه بیرون میشوم و به کار میروم، ترانسپورت شهری هم درست نیست، مجبورم.»
او افزود که نفوس در پایتخت زیاد است و تعداد ترانسپورت شهری مانند ملیبس کم است و مردم را مجبور به استفاده از ترانسپورت خصوصی میکند.
پیش از این مسوولان شرکت ملیبس مشکلات در مورد کمبود بسهای شهری را در صحبت با رادیو آزادی تایید کرده اند.
اسلامالدین، باشندهٔ ولایت لغمان، میگوید دو برادرش که با او در یک خانه زندگی میکنند و همچنان پدرش، هر کدام موتر دارند، اما او هم بهتازهگی برای خودش موتر خریده است، زیرا می گوید داشتن موتر علاقه دارد: «من موتر را برای چکر خریدم، موتر مدل ۲۰۰۰ است. خدا مجبوریت نیاورد؛ با آن چکر میزنیم، گاهی ننگرهار میرویم، گاهی جای دیگر. خلاصه وقت ما خوب تیر میشود.»
به گفتهٔ شماری از موترفروشان، خرید موتر از روی علاقهمندی بیشتر در میان جوانان رایج است، در حالیکه بسیاری مردم بهسبب نیاز و مجبوریتهای روزمره موتر میخرند.
آرشیف
ویس احمد، مسئول یکی از موترفروشیها در کابل، به رادیو آزادی گفت: «اگر صد فیصد حساب کنیم، شاید بیست درصد از روی شوق موتر میخرند و هشتاد درصد از روی مجبوریت، آنهایی که برای شوق موتر میخرند، بیشترشان جوانان هستند.»
او میافزاید که بسیاری از افغانهای هم که از علاقمندی موتر میخرند، کسانیاند که به گفتهٔ او از کشورهای دیگر برای رخصتیهای درازمدت میآیند و بعد دوباره موترهایشان را میفروشند.
حاجی زاهد، باشندهٔ ولایت ننگرهار، که دههها مالک و رانندهٔ موترهای بزرگ و کوچک بوده است، باور دارد که داشتن موتر هم خواست فردی است و هم نیاز؛ اما به گفتهٔ او بیشتر مردم از روی ضرورت از موتر استفاده میکنند.
«اکثریت مردم برای رفع ضرورتهایشان از موتر استفاده میکنند و تعداد محدودی هستند که برای شوق. نظر شخصی من این است که موتر برای رفع ضرورتهاست، چون اگر شب باشد و مریض داشته باشی، ممکن ریکشا یا تکسی پیدا نکنی. پس این یک ضرورت است که اگر توانش را داشته باشی، یک موتر داشته باشی تا ضرورتت را رفع کنی. البته بعضیها شوق هم دارند؛ حالا همسایههای ما سه برادر هستند و سه موتر دارند، هر کدام مطابق سلیقهٔ خود یک موتر دارند.»
به ویژه در مناطق دور افتادهٔ افغانستان، داشتن موتر یک نیاز جدی دانسته میشود؛ زیرا باشندگان این مناطق بارها به رادیو آزادی گفتهاند که مراکز صحی از آنها دور است و بهدلیل نبود وسایل ترانسپورتی با مشکلات روبهرو هستند و در برخی موارد بیمارانشان بهدلیل تأخیر در رسیدن به شفاخانه جان باختهاند.
اما در شهرها، در مقابل، از ازدحام بیش از حد موترها و همچنان آلودگی هوا ناشی از آن گزارشهایی منتشر شده است.
اینکه در حال حاضر چه تعداد موتر در سراسر افغانستان در رفتوآمد است، عبدالودود خیرخواه رئیس پلان و پالیسی ریاست عمومی ترافیک حکومت طالبان، ، از ارائهٔ معلومات در این مورد به رادیو آزادی خودداری کرد.
نخستین موتر در سال ۱۹۰۴ میلادی وارد افغانستان شد و این موتر را امیر حبیبالله خان شاه سابق افغانستان از هند بریتانیایی برای خود خواسته بود.
روایتها حاکی از آن است که پس از آن، در دربار وی دو موتر وجود داشت که برای انتقال او و درباریان استفاده میشد؛ اما پسرش، امانالله خان که بعد جانشین او شد، شمار زیادی موتر به افغانستان وارد کرد.