مرگ کلثوم یک‌ساله؛ قربانی تاخیر در تشخیص و معالجه در افغانستان؟

افغانستان - یکی از شفاخانه‌های خصوصی در کابل

اگر سیستم در این‌جا به‌گونهٔ معیاری وجود می‌داشت، امکان زند‌ه ماندن کلثوم کوچک می‌بود.

کلثوم، دختر یک ساله‌ از باشنده‌های ولسوالی شهر صفای ولایت زابل، پس از آن‌که حدود سه ماه پیش یک تکه‌ی استخوان در گلویش گیر ماند، به‌دلیل تشخیص دیرهنگام به تازه‌گی جان خود را از دست داد؛ رویدادی ‌که بار دیگر ضعف دسترسی به خدمات ابتدایی صحی، تشخیص درست و به موقع در افغانستان را برجسته ساخته است.

احمدالله ذکی، کاکای کلثوم، می‌گوید او زمانی ‌که یازده ماهه بود، به‌گونهٔ تصادفی و بدون آن‌که خانواده‌اش متوجه شوند، تکه‌ی از استخوان را بلعیده بود.

«اگر سیستم در این‌جا به‌گونهٔ معیاری وجود می‌داشت، امکان زند‌ه ماندن کلثوم کوچک می‌بود؛ اگر خداوند برایش زند‌گی می‌داد و عملیاتش در همین‌جا انجام می‌شد، می‌توانستیم نجاتش دهیم.»

ذکی می‌گوید پس از آن‌که خانواده متوجه گریه‌های مکرر و مشکلات تنفسی کلثوم شدند، وی را به داکتران مختلف در قریه‌شان، سپس در سطح ولسوالی و بعد به ولایت کندهار بردند، اما هیچ یک از داکتران نتوانستند بیماری او را به موقع تشخیص دهند.

به هر داکتر که می‌بردیم، به دو یا سه هفته دوا می‌داد و می‌گفت عجله نیاز نیست.

آقای ذکی روز پنج‌شنبه «۲۷ حمل» در صحبت با رادیو آزادی گفت: «او را به ولایت کندهار به چندین داکتر راجع کردیم، اما آن‌ها تشخیص کرده نتوانستند. بعضی‌ها گفتند زکام شده‌است، بعضی‌ها گفتند مشکل گلو دارد، مکروب است، کسی گفت سینه‌وبغل است. به هر داکتر که می‌بردیم، به دو یا سه هفته دوا می‌داد و می‌گفت عجله نیاز نیست.»

به‌گفتهٔ او، بعدتر کلثوم در کندهار تحت عملیات قرار گرفت، اما این عملیات موفق نبود و وضعیت او وخیم‌تر شد و با مرگ و زنده‌گی دست‌وپنجه نرم می‌کرد.

کاکای کلثوم می‌افزاید که پس از وخیم‌تر شدن وضعیت، او را با همکاری مسئولان حکومت طالبان، توسط هلیکوپتر در مدت نزدیک به دو ساعت از کندهار به کابل انتقال دادند؛ درحالی‌که به‌گفتهٔ او، هیچ اطمینانی از زنده ماندن کودک در این مسیر وجود نداشت.

به‌گفتهٔ احمدالله ذکی، عملیات در کابل موفقانه انجام شد و امیدها برای زنده ماندن کلثوم بیشتر از پیش جان گرفت، اما سه روز پس از عملیات، این کودک روز سه شنبه «۲۵ حمل» به دلیل تشخیص دیرهنگام در کندهار، در کابل جان خود را از دست داد.

مرگ کلثوم تنها یک رویداد فردی نیست، بلکه بازتابی از مشکلات گسترده در نظام صحی افغانستان خوانده می‌شود.

کمبود داکتران متخصص، نبود تجهیزات ابتدایی و محدودیت دسترسی به خدمات صحی در ولایات، از جمله چالش‌هایی است که بسیاری از خانواده‌ها با آن روبه‌رو اند.

داکتران متخصص می‌گویند چنین مواردی نیازمند اقدام عاجل و امکانات تخصصی است.

داکتر نور احمد نظر، جراح متخصص، می‌گوید در بسیاری از کشورها، خارج کردن جسم خارجی از گلو یک پروسهٔ ساده و فوری است، اما نبود تجهیزات و متخصصان در برخی ولایات افغانستان، چنین مواردی را به بحران تبدیل می‌کند.

او روز پنج‌شنبه «۲۷ حمل» در صحبت با رادیو آزادی گفت: «این جای افسوس است که ما نمی‌توانیم از گلوی یک طفل یک استخوان یا چیز دیگری را حتی در دو ماه خارج کنیم و به آن از روی گمان‌های مختلف تشخیص بدهیم. چیزی‌که زیر سوال می‌رود، کیفیت {کار} داکتران است که باید اصلاح شود. اگر دولت به این موضوع توجه کند و در تربیت جوانان سرمایه‌گذاری نماید، آنان را برای تحصیل به خارج بفرستد و به تعلیم دختران اجازه دهد، امکان دارد در پنج تا ده سال آینده ما در بخش طبابت به پای خود بایستیم.»

متخصصان در حالی از ضعف سیستم صحی سخن می‌زنند که پس از تسلط دوبارهٔ طالبان بر افغانستان و کاهش کمک‌های جهانی، نظام صحی این کشور نسبت به گذشته ضعیف‌تر شده‌است.

شرافت زمان، سخنگوی وزارت صحت عامهٔ حکومت طالبان، به پرسش‌های رادیو آزادی پاسخ نداد، اما پیش از این، نور جلال جلالی، وزیر صحت عامهٔ حکومت طالبان، در یک نشست خبری در ماه دسمبر ۲۰۲۴ گفته بود که ۷۲ درصد باشنده‌گان ولسوالی‌های افغانستان به خدمات صحی ثانوی دسترسی ندارند.

این در حالی‌ست که نهادهای بین‌المللی نیز بارها در مورد وضعیت سیستم صحی افغانستان هشدار داده‌اند.

سازمان بین‌المللی مهاجرت (آی‌او‌ام) در ۱۸ حمل اعلام کرده بود که حدود ۱۴ میلیون تن در افغانستان برای دسترسی به خدمات صحی به کمک نیاز دارند.

این سازمان تاکید کرده بود که خدمات صحی باید به‌عنوان یک نیاز اساسی در نظر گرفته شود، نه یک امتیاز—به‌ویژه برای جوامعی که با فقر، بی‌جاشدن و دسترسی محدود به مراکز صحی مواجه اند.

قضیهٔ کلثوم تنها یک نمونه از ده‌ها مورد مشابه در افغانستان خوانده می‌شود، جایی‌که نبود امکانات ابتدایی صحی هنوز هم می‌تواند به قیمت جان انسان‌ها تمام شود.

محدودیت‌ها بر آموزش دختران در بخش صحی، به‌ویژه در انستیتوت‌های صحی و همچنان مهاجرت کادرها و متخصصان به بیرون از افغانستان، نظام صحی را بیش از پیش تضعیف کرده و نگرانی‌ها در مورد بدتر شدن این وضعیت را افزایش داده‌است.