این دختر جوان که اصالتاً از ننگرهار است، ترانهای را درباره سرنوشت دختران افغان پس از بازگشت طالبان به قدرت خوانده است؛ دخترانی که از رفتن به مکتب و پوهنتون بازماندهاند و بسیاری از آرزوهایشان ناتمام مانده است.
میخواهم از طریق موسیقی اثری بسازم که درد میلیونها مردم باشد و احساسات هزاران جوان باشد
او میگوید: "موسیقی تمام زندگی مه است و میخواهم از طریق موسیقی اثری بسازم که درد میلیونها مردم باشد و احساسات هزاران جوان باشد".
بهار میگوید ترانه «Afghan Girls Left Behind» یا «دختران افغان جا ماندهاند»، تنها روایت زندگی خودش نیست؛ بلکه داستان هزاران دختر افغان است که پس از بستهشدن دروازههای مکاتب بالاتر از صنف ششم و پوهنتونها، مسیر زندگیشان تغییر کرده است.
"این آهنگ به اساس درد و داستان واقعی خودم، بلکه تنها از من، هزاران دختر دیگر اتفاق افتاده ساخته شده است. در پشت از این شعرها کسانی بودند که هنوز هم چهرههایشان را به یاد دارم؛ همصنفیهایم که ما با هم در یک صنف بودیم و با هزاران امید هر سال امتحان میدادیم تا از مکتب فارغ شویم و به طرف دانشگاه برویم."
او میگوید برای ثبت این آهنگ نیز با مشکلات مالی روبهرو بوده و هزینه تولید آن را خودش پرداخته است.
"من این آهنگ را که ثبت کردم، با خیلی مشکلات، با بودجه شخصی خودم، با پول قرض و با همکاری صمیمانه دوستانم، توانستم که این شاهکار را انجام بدهم. در حقیقت من هشت آهنگ روی دست دارم، ولی بودجه آن را ندارم."
با وجود این دشواریها، همیشه بهار میخواهد فعالیت هنریاش را گستردهتر کند و موسیقی شرق و غرب را با هم پیوند دهد.
میخواهم به زبانهای مختلف بخوانم، تا به جهان ثابت شود که روح انسانها حد و مرز ندارد
"میخواهم جوانی باشم که مرزهای هنری را از بین ببرم و بتوانم فرهنگهای موسیقی غربی و شرقی را با هم متحد و هماهنگ کنم و میخواهم به زبانهای مختلف بخوانم، تا به جهان ثابت شود که روح انسانها حد و مرز ندارد."
پیام همیشه بهار اما تنها به موسیقی خلاصه نمیشود. او دختران افغانستان را تشویق میکند که در برابر محدودیتها تسلیم نشوند و امیدشان را از دست ندهند.
"شما نسل از ملکه ثریا هستید، کسی که بنیانگذار اولین مکتب دخترانه در افغانستان بود. شما نسل ملاله هستید که در میان جنگ و کشتار به خدمت کردن ادامه میداد. شما ناامید نشوید، دست از مبارزه برندارید."
همیشه بهار رحمانی خود نیز از نسلی است که آموزش و آینده تحصیلیاش تحت تأثیر تحولات افغانستان قرار گرفته است.
او میگوید در رشته روانشناسی در کابل کامیاب شده بود؛ اما پس از بازگشت طالبان به قدرت، نتوانست تحصیلاتش را ادامه دهد.
محرومیت دختران از آموزش بالاتر از صنف ششم و سپس بستهشدن دروازههای پوهنتونها به روی زنان و دختران، میلیونها دختر افغان را از ادامۀ تحصیل بازداشته است.
داستان همیشه بهار، بخشی از همین روایت بزرگتر است؛ داستان دختری که نتوانست مسیر پوهنتون را ادامه دهد، اما تلاش کرده است صدایش را از راه دیگری به گوش جهانیان برساند.
او در کنار موسیقی، تجربۀ بازیگری نیز دارد و در چندین سریال افغانی، از جمله «مهاجر» و «صبر»، نقش بازی کرده است.
حالا همیشه بهار میخواهد با موسیقی، بهویژه با خواندن به زبان انگلیسی، داستان خودش و دختران افغانستان را به مخاطبانی فراتر از مرزهای این کشور برساند.