«از یک دید گاه، قتل هفت مامور سی آی ای، یا سازمان استخبارات مرکزی امریکا، در اثر یک حمله انتحاری توسط یک تبعهء اردنی در ولایت خوست، موفقیت چشم گیر برای افراطیون اسلامی تلقی می شود.»
این موضوع را روزنامه انترنشانل هرالد تربیون به تحلیل گرفته می نویسد:
همام خلیل ابو ملال البلاوی، تبعهء اردن که داکتر طب بود، نه تنها اعتماد سازمان سی آی ای را به دست آورده بود، بلکه بهترین سازمان استخباراتی جهان عرب، یعنی استخبارات اردن را نیز متقاعد ساخته بود تا بر وی اعتماد کند.
به نوشتهء روزنامه، البلاوی هر دو سازمان استخباراتی را متقاعد ساخته بود که وی در مورد اعضای القاعده معلومات جمع آوری می کند و از این طریق آنها قادر می شوند تا به مرکز اصلی جهادیان دسترسی یابند. ولی فورمول جاسوس دو جانبه نتیجهء معکوس داشت. آن این که البلاوی سبب تباهی استخدام کننده گان خود شد.
پدر البلاوی سوال عمدهء را مطرح می کند و آن این که چه کسی پسر و ی را که داکتر طب بود، چنان تحت تاثیر قرار داد که به هم چو عمل دست زند؟
در پاسخ به این سوال، پدر البلاوی استخبارات امریکا و اردن را مقصر می داند.
وی می گوید، پسرش با تبهکاران سرو کار پیدا کرد که هم دگر را کشتند.
به نوشتهء روزنامه، ممکن است بعضی ها، گروه های جهادی پاکستان و یا شبکه القاعده را مقصر دانند.
به نوشتهء هرالد تربیون، تا حال معلوم نیست، چه زمانی البلاوی وانمود کرده که گویا برای استخبارات اردون کار می کند و یا اینکه چگونه استخبارات آن کشور به وی اعتماد کرد؟
شاید استخبارات هر دو کشور به این باور رسیده باشند که می توان از یک جاسوس دو جانبه کار گرفت و یا شاید نتایج منفی این معامله را چشم پوشی کردند.
به هر حال، به نوشتهء هرالد تربیون، تاریخ شاهد جاسوسان دو جانبه بود است. به گونه مثال، نازی های جرمنی در جریان جنگ، جاسوسان خود را به بریتانیا فرستاند، ولی آنان دستگیر شدند و در نتیجه خدمت به بریتانیا را آغاز کردند. یعنی معلومات نادرست را در مورد بریتانیا به آلمان می دادند.
ولی در قضیه البلاوی سوال عمده این است که چرا گروه های جهادی شخص مثل البلاوی را از دست دهند، آن هم به خاطر از بین بردن چند اجنت سی آی ای.
روزنامه می نویسد، در عوض البلاوی می توانست تا استخبارات سی آی ای و اردن را با ارایهء معلومات نا درست، فریب دهد.
به نوشتهء روزنامه، گروه های جهادی یا بسیار خام بازی کردند یا بسیار تشنه به خون بودند.
بالاخره چرا جهادیان خواستند، منبع اساس معلوماتی شان را در قلب سی، آی، ای در افغانستان از دست دهند؟
شاید البلاوی برای جهادیان یک اجنت کم ارزش بود و یا هم این که وی فقط شهادت می خواست، که امکان جلوی گیری از آن نبود.
ولی بد ترین کاری را که البلاوی در آن روز انجام داد، افشای روابط سری بین استخبارات آن دو کشور بود.
این بدین معنی نیست که گروه های جهادی در مورد روابط استخبارات دو کشور آگاهی نداشتند، بلکه عمل کرد البلاوی سبب بد نامی امریکا در جهان اسلام شد که آنان روابط مخفی داشتند.
توجیه بیشتر پدر البلاوی در مورد حملهء انتحاری پسرش ممکن این باشد که «جنگ در مقابل خودبینی، بی عدالتی، غرور و ظلم امریکا است که افراد بی گناه ملکی را می کشند و تمام جهان اسلام را وا می دارد تا نسبت به امریکا نفرت داشته باشند.»
این موضوع را روزنامه انترنشانل هرالد تربیون به تحلیل گرفته می نویسد:
همام خلیل ابو ملال البلاوی، تبعهء اردن که داکتر طب بود، نه تنها اعتماد سازمان سی آی ای را به دست آورده بود، بلکه بهترین سازمان استخباراتی جهان عرب، یعنی استخبارات اردن را نیز متقاعد ساخته بود تا بر وی اعتماد کند.
به نوشتهء روزنامه، البلاوی هر دو سازمان استخباراتی را متقاعد ساخته بود که وی در مورد اعضای القاعده معلومات جمع آوری می کند و از این طریق آنها قادر می شوند تا به مرکز اصلی جهادیان دسترسی یابند. ولی فورمول جاسوس دو جانبه نتیجهء معکوس داشت. آن این که البلاوی سبب تباهی استخدام کننده گان خود شد.
پدر البلاوی سوال عمدهء را مطرح می کند و آن این که چه کسی پسر و ی را که داکتر طب بود، چنان تحت تاثیر قرار داد که به هم چو عمل دست زند؟
در پاسخ به این سوال، پدر البلاوی استخبارات امریکا و اردن را مقصر می داند.
وی می گوید، پسرش با تبهکاران سرو کار پیدا کرد که هم دگر را کشتند.
به نوشتهء روزنامه، ممکن است بعضی ها، گروه های جهادی پاکستان و یا شبکه القاعده را مقصر دانند.
به نوشتهء هرالد تربیون، تا حال معلوم نیست، چه زمانی البلاوی وانمود کرده که گویا برای استخبارات اردون کار می کند و یا اینکه چگونه استخبارات آن کشور به وی اعتماد کرد؟
شاید استخبارات هر دو کشور به این باور رسیده باشند که می توان از یک جاسوس دو جانبه کار گرفت و یا شاید نتایج منفی این معامله را چشم پوشی کردند.
به هر حال، به نوشتهء هرالد تربیون، تاریخ شاهد جاسوسان دو جانبه بود است. به گونه مثال، نازی های جرمنی در جریان جنگ، جاسوسان خود را به بریتانیا فرستاند، ولی آنان دستگیر شدند و در نتیجه خدمت به بریتانیا را آغاز کردند. یعنی معلومات نادرست را در مورد بریتانیا به آلمان می دادند.
ولی در قضیه البلاوی سوال عمده این است که چرا گروه های جهادی شخص مثل البلاوی را از دست دهند، آن هم به خاطر از بین بردن چند اجنت سی آی ای.
روزنامه می نویسد، در عوض البلاوی می توانست تا استخبارات سی آی ای و اردن را با ارایهء معلومات نا درست، فریب دهد.
به نوشتهء روزنامه، گروه های جهادی یا بسیار خام بازی کردند یا بسیار تشنه به خون بودند.
بالاخره چرا جهادیان خواستند، منبع اساس معلوماتی شان را در قلب سی، آی، ای در افغانستان از دست دهند؟
شاید البلاوی برای جهادیان یک اجنت کم ارزش بود و یا هم این که وی فقط شهادت می خواست، که امکان جلوی گیری از آن نبود.
ولی بد ترین کاری را که البلاوی در آن روز انجام داد، افشای روابط سری بین استخبارات آن دو کشور بود.
این بدین معنی نیست که گروه های جهادی در مورد روابط استخبارات دو کشور آگاهی نداشتند، بلکه عمل کرد البلاوی سبب بد نامی امریکا در جهان اسلام شد که آنان روابط مخفی داشتند.
توجیه بیشتر پدر البلاوی در مورد حملهء انتحاری پسرش ممکن این باشد که «جنگ در مقابل خودبینی، بی عدالتی، غرور و ظلم امریکا است که افراد بی گناه ملکی را می کشند و تمام جهان اسلام را وا می دارد تا نسبت به امریکا نفرت داشته باشند.»