یک خانم هفتاد و هشت سالهء امریکایی که بخش اعظم عمرش را در افغانستان زندهگی کردهاست، اکنون هم به ترک افغانستان علاقمندی ندارد.
ماری مک مکین کارمند یک موسسهء خیریه است و از مدت پنجاه سال به اینسو در افغانستان زندهگی و کار کردهاست.
در ماه فبروری سال ۱۹۶۱ میلادی ماری کارلوین با اطفال و شوهرش به میدان هوایی کابل رسید و برای این کارمند سی و یکساله خیریه، افغانستان یک محیط کاملاً تازه محسوب میشد.
او نمیدانست این سفرش به کشوری که اینکه آن را خانهء خود میداند، چند سال طول خواهد کشید.
خانم مک مکین که در یک اپارتمان کوچک در شهر کابل زندهگی میکند، به کوههای افغانستان عشق میورزد و با اظهار اینکه مردم افغانستان توازن بین قلبها و مغز هایشان را حفظ کردهاند، میگوید:
"امریکاییها تا حد زیاد از مغز هایشان استفاده میکنند، ولی قلبها را فراموش کردهاند که هسته و محور وجود است."
سقوط نظام شاهی، کودتای هفتم ثور، تهاجم اتحاد شوروی سابق، حاکمیت و سقوط رژیم طالبان و بعد هم خروج نیروهای بین المللی از افغانستان در سال ۲۰۱۴ میلادی، رویدادهای تاریخیاند که ماری مک مکین شاهد عینی آن بودهاست.
وی در جریان اقامت اش در افغانستان برای موسسهء مصونیت کودکان (سیف چلدرن) و سایر موسسات بینالمللی پروژههای را عملی کردهاست.
مارنی گوستافسون رئیس موسسهء پارسا که از پنجاه سال به اینسو در کابل با ماری کار کردهاست، در مورد وی که قبلاً رئیس موسسهء پارسا نیز بودهاست، میگوید:
"ماری مک مکین کسی است که با جامعهء افغانستان مدغم شده، از افغانستان همان اندازه گرفته که به این کشور دادهاست."
خانم مک مکین در جریان مدت بیش از پنجاه سال اقامتش در افغانستان، چندین بار مجبور به ترک این کشور هم شده، اما دوباره به افغانستان برگشتهاست.
او در سال ۲۰۰۰ میلادی توسط طالبان به اتهام جاسوسی و تبلیغ عیسویت دستگیر شد، اما وی همهء اتهامات را رد کرد.
او که به زبان دری صحبت میکند، بالاخره در سال گذشته تقاضای تابعیت افغانستان را کرد و در روز اول سال جاری شمسی، تابعیت افغانستان برایش داده شد.