روز هایی بوده که احمد تابش هجران، با چشمانی اشکآلود از مکتب به خانه برگشته؛ نه بهخاطر ناتوانی جسمی، بلکه بهخاطر تمسخرها و لقبهای تحقیر آمیزی که گاه از خود معلولیت دردناکتر است.
هجران ۲۸ ساله فارغالتحصیل فاکولته کمپیوتر ساینس و ساکن ولایت بلخ است.
او متاهل است و میگوید از بدو تولد دچار معلولیت پاها بوده. هجران به رادیو آزادی میگوید که روزهای دشواری را سپری کرده.
از بس که حرف های بد صنفی ها و دیگران را می شنیدم خانه می آمدم و خوب گریه می کردم و می گفتم دیگر به مکتب نمی روم
«در زمانی که مکتب می رفتم از بس که حرف های بد صنفی ها و دیگران را می شنیدم خانه می آمدم و خوب گریه می کردم و می گفتم دیگر به مکتب نمی روم ؛ اما به این فکر می کردم که اگر درس نخوانم و تحصیل نکنم بار دوش فامیل و جامعه می شوم، باز تصمیم گرفتم که در هر صورت درس بخوانم تا این که آهسته آهسته به دورۀ اکادمیک رسیدم.»
به گفتهٔ هجران ، عبور از آن تجربهها زمینهساز حضورش در تحصیلات عالی و فعالیتهای اجتماعی شد؛ حضوری که به باورش نشان میدهد معلولیت الزاماً به معنای ناتوانی نیست.
او میافزاید که با وجود فضای دشوار اجتماعی، همواره تلاش کرده جایگاه خود را در جامعه تثبیت کند و نقش مؤثر داشته باشد، هرچند در شرایطی که به گفتۀ او پذیرش اجتماعی هنوز بهگونهٔ کامل نهادینه نشده است.
برای جامعه ثابت ساختم که من هم می توانم یک فرد فعال این جامعه باشم
«شخصا خودم توانستم که با یک عزم راسخ پاسخ محکمی به عکس العمل های عجیب و غریب که مردم در قبال من داشتند،حرف های بد و رکیکی می زدند،برای جامعه ثابت ساختم که من هم می توانم یک فرد فعال این جامعه باشم و فعلاً هم از جایگاه خوب اجتماعی برخوردار هستم.»
تجربه های هجران بازتاب بخشی از واقعیت زندگی افراد دارای معلولیت در افغانستان است، هرچند شرایط اجتماعی برای بسیاری از آنان همچنان دشوار باقی مانده است.
پارلمان اروپا در این زمینه، در نامهای در سال ۲۰۲۰ به اتحادیهٔ اروپا، با ابراز نگرانی از بیتوجهی به افراد دارای معلولیت در افغانستان نوشته که ۸۰ درصد بزرگسالان این کشور با نوعی از معلولیت زندگی میکنند و ۱۳.۹ درصد آنان دارای معلولیت شدید اند و همچنین ۱۷.۳ درصد کودکان بین ۲ تا ۱۷ سال نیز با معلولیت روبهرو هستند.
در این نامه آمده که زنان و دختران دارای معلولیت در افغانستان با تبعیض گسترده، آزار جنسی و موانع جدی در دسترسی به آموزش، خدمات صحی، کار و کمکهای بشردوستانه مواجه هستند.
روایتهای برخی زنان و دختران دارای معلولیت همراه با واقعیتهای اجتماعی، گویای درست بودن این ادعا ها است.
یک دختر جوان دارای معلولیت در کابل می گوید که افزون بر چالش های معلولیت پا ناشی از جنگ، با محدودیت در دسترسی به آموزش و کار و با الفاظ و نگاههای تحقیرآمیز در جامعه روبرو بوده است.
او که نخواست نامش در گزارش ذکر شود می گوید که با این همه در سال های گذشته موفق شد مکتب برود و هم عضویت تیم ملی بسکتبال بانوان دارای معلولیت را کسب کند.
وی در ادامه افزود:
در دوران مکتب هم صنفی هایم اجازه نمی دادند که من در پهلوی شان بنشینم
«در دوران مکتب هم صنفی هایم اجازه نمی دادند که من در پهلوی شان بنشینم می شرمیدند که فردی مثل من معلول در کنار شان بنشیند. یکی از معلمان ما که وقتی حاضری می گرفت مرا همیشه بنام «لنگ» صدا می زد و اصلاً نامم را نمی گرفت ، این خاطراتی بسیار تلخ است،دیگر این که در سال های گذشته البته زمانی که فاصله های زیاد را برای رسیدن به ورزشگاه بسکتبال طی می کردم خیلی مردم عکس العمل عجیب نشان می دادند مثلاً بالای من خنده می کردند و می گفتند این را بیبینید، یعنی هزاران مشکل پیشرویم آمد.»
با این حال تجربهها و گزارشها نشان میدهد که برخورد جامعه با افراد دارای معلولیت متفاوت است؛ برخی با احترام رفتار و زمینه مشارکت آنان را فراهم میکنند ؛ اما نگرشهای نادرست و کم آگاهی برخی مردم هنوز مانعی جدی بر سر راه پذیرش و حمایت از این افراد است.
بنفشه یعقوبی، فعال حقوق افراد دارای معلولیت، معتقد است که استادان، فعالان حقوق بشر و رسانهها نقش مهمی در تغییر این نگرشها دارند و با آموزش و اطلاعرسانی میتوانند آگاهی جامعه را ارتقا دهند و رفتارهای مثبت را تقویت کنند
به باور یعقوبی ، افراد دارای معلولیت خود نیز باید آگاه باشند که معلولیت شان فقط یک تنوع انسانی است.
او بیشتر گفت:
«همه اقشار جامعه وظیفه دارند که سهم خود را در مقابل اقشار آسیب پذیر از جمله در مورد آگاهی دهی در مورد افراد دارای معلولیت ادا کنند و همانطور خود اشخاص دارای معلولیت باید آگاه باشند که وضعیت شان داشتن یک نوع معلولیت است ،این لعنت نیست،اشتباه نیست،گناه نیست و فقط یک تنوع بشری است که باید از طرف همه پذیرفته شود از جمله از طرف خود شخص دارای معلولیت.»
شماری از افراد دارای معلولیت پیش از این به رادیو آزادی از مشکلات مختلف زندگی خود قصه کرده و گفته بودند که از توانمندی اقتصادی، دسترسی به آموزش، فرصتهای شغلی و حمایت اجتماعی کافی برخوردار نیستند.
در حالی که وزارت امور شهدا و معلولین حکومت طالبان در ماه دسمبر سال گذشته شمار افراد دارای معلولیت را بیش از ۱۸۳ هزار نفر اعلام کرد،همزمان هیئت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) برآورد کرده که نزدیک به یک و نیم میلیون افغان دارای معلولیت های جدی هستند.
این اختلاف میان آمار رسمی و واقعیت اجتماعی نشان میدهد که شمار زیادی از افراد دارای معلولیت همچنان با کمبود حمایت، دسترسی محدود به خدمات و فرصت های اجتماعی مواجهاند.