مذاکرات ایران و امریکا در ژنیو در ۱۸ فبروری بدون هیچ پیشرفتی پایان یافت.
قصر سفید اعلام کرد که علیرغم آنچه پیشرفت محدود توصیف شد، طرفین همچنان "بسیار از هم فاصله دارند." کارولین لویت، سخنگوی قصر سفید به خبرنگاران گفت که انتظار میرود ایران "در چند هفتۀ آینده" با جزئیات بیشتری بازگردد.
پیش از نشست ژنیو، تهران رزمایشهای نظامی با گلولههای واقعی انجام داد و موشکهایی را به سمت تنگۀ هرمز - یکی از حیاتیترین دهلیزها (کریدورهای) حمل و نقل نفت جهان - شلیک کرد. این رزمایشها در ۱۹ فبروری هم با رزمایشهای مشترک دریایی با روسیه ادامه یافته است.
پنتاگون حضور قدرت نظامیاش را در منطقه به گونۀ قابل توجهی افزایش داده است.
ناو هواپیمابر یو اس اس آبراهام لینکلن - مجهز به جنگندههای اف/ای-۱۸ و اف-۳۵ در آبهای نزدیک فعالیت میکند. کشتیهای حامل موشکهای هدایتشونده از جمله یو اس اس میتشر و یو اس اس مایکل مورفی در خلیج فارس مستقر هستند.
چهار مقام سابق امریکایی با سالها تجربه در امور شرق میانه، در ۱۸ فبروری در مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS) وضعیت را به صراحت ارزیابی کردند.
مایکل راتنی، فرستادۀ ویژۀ سابق ایالات متحده در سوریه و سفیر سابق این کشور در عربستان سعودی گفت که چشمانداز به گونۀ مساوی متعادل است.
او در پاسخ به این سوال که آیا منطقه به سمت جنگ یا صلح میرود، گفت: "فکر میکنم ۵۰-۵۰ است."
راتنی اظهار داشت که هرگونه توافقی ممکن است شبیه یک توافق جامع هستهای نباشد. در عوض، میتواند یک چارچوب، اعلامیه یا فرآیند اعتمادسازی باشد که به ترمپ اجازه میدهد ادعا کند که ثبات را برقرار کرده است، حتی اگر مسائل اصلی حل نشده باقی بمانند.
جوزف فرسخ، یک مقام سابق وزارت مالیۀ ایالات متحده که در زمینۀ سیاست تحریمهای شرق میانه کار میکرد، همچنین گفت که حتی اگر مذاکرات در نهایت به نتیجه برسد، در فضای بیاعتمادی فعلی، دستیابی به یک توافق جامع بعید به نظر میرسد.
او گفت که نتیجۀ محتملتر، یک توافق جزئی است که کاهش محدود تحریمها را فراهم میکند و در عین حال مسائل بحثبرانگیزتر را به تعویق میاندازد.
فرسخ میگوید که چنین ترتیبی میتواند صادرات نفت ایران را به طور قابل توجهی افزایش دهد - به طور بالقوه آن را به حدود ۲.۵ میلیون بشکه در روز افزایش دهد و سالانه بین ۵۰ تا ۹۰ میلیارد دالر نفت به بازارهای جهانی تزریق کند.
او اما هشدار داد که هجوم سریع نفت خام ایران میتواند قیمتهای جهانی نفت را کاهش دهد و کشورهای خلیج فارس را که برای تأمین مالی برنامههای تحول اقتصادی بلندپروازانه به قیمتهای بالاتر متکی هستند، تحت فشار قرار دهد و حتی با وجود توافق، او گفت که مطمئن نیست خطر حملات آینده ایالات متحده - یا احتمالاً اسرائیل - به طور کامل از بین برود.
ولی نصر، مشاور ارشد سابق وزارت امور خارجه، نیز وضعیت را به گونۀ مساوی تقسیم شده توصیف کرد.
او استدلال کرد که نه واشنگتن و نه تهران با توجه به خطرات عظیم موجود، واقعاً خواهان یک جنگ آشفته نیستند. این اکراه مشترک در نهایت میتواند هر دو طرف را از لبه پرتگاه عقب بکشد.
در عین حال، نصر تأکید کرد که محاسبات سیاسی شخصی ترمپ تعیینکننده خواهد بود. تحلیل سنتی سیاست خارجی - متمرکز بر نهادها و منافع بلندمدت - ممکن است در این مورد کمتر پیشبینیکننده باشد.
نصر همچنین خاطرنشان کرد که چندین بحران جهانی به طور همزمان در حال وقوع هستند، به این معنی که تحولات در جاهای دیگر میتواند به سرعت تصمیمگیری در مورد ایران را تغییر دهد.
سوزان زیاده، معاون سابق دستیار وزیر امور خارجۀ امریکا در امور شرق نزدیک، هشدار داد که خودِ تقویت نظامی، شتاب ایجاد میکند. او اظهار داشت که با وجود چنین حضور دریایی و هوایی گستردهای که از قبل وجود دارد، ممکن است به سادگی کنار کشیدن آسان نباشد.
با توجه به استقرار کشتیهای جنگی در نزدیکی آبهای ایران، شلیک موشک در طول رزمایشهای نظامی و هشدارهای صریح رهبران هر دو طرف، احتمال اشتباه محاسباتی نیز کم است.
مذاکرات ژنیو پس از دور قبلی در عمان در ۶ فبروری برگزار شد که پس از تلاش بازیگران منطقهای برای کاهش تنش در بحبوحه ترس از بیثباتی گستردهتر آغاز شد.
زیاده همچنین به اسرائیل به عنوان یک متغیر کلیدی اشاره کرد و خاطرنشان کرد که رهبران اسرائیل ممکن است تحت یک محاسبه استراتژیک متفاوت عمل کنند.
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، قرار است در سفر بعدی خود به اسرائیل سفر کند.