او پس از آنکه برای یک مشتری غذا تهیه می کند، در مورد وضعیت کنونی ایران سخن می گوید.
آرزو دارم و امیدوارم که حالا این رژیم پایان یابد
و من منتظر هستم که دوباره به آنجا برگردم. هفده سال در آنجا زندگی کردم و همه چیز را به یاد دارم."
برخورداری در سال ۱۹۷۸ میلادی در حالی که هنوز نوجوان بود ایران ترک کرد.
زمانی که او در خارج بود، شاه ایران سرنگون و جمهوری اسلامی تأسیس شد. برخورداری هرگز دوباره به ایران بازنگشته است.
او اکنون در اسرائیل ازدواج کرده، فرزند دارد و ده سال است که کافه «نیو فود آف لایف» را در بازار لوینسکی اداره میکند؛ بازاری که در آن کسب و کارهای فارسی و ایرانی فراوان دیده میشود.
برآورد میشود که حدود ۲۵۰ هزار ایرانی یهودی در اسرائیل زندگی میکنند؛ این رقم شامل یهودیانی است که در ایران به دنیا آمدهاند و تا نسل دوم و سوم آنجا زندگی می کنند.
برخورداری از این نظر کمی متفاوت است، زیرا او پیش از انقلاب اسلامی به اینجا آمده است، اما بیشتر ایرانیان دیگر پس از او مهاجرت کردند.
یکی از این ایرانیها صاحب دکانی است که چند قدم دورتر از کسب و کار برخورداری، میوههای خشک میفروشد.
او که خود را «مایر» معرفی کرد گفت که در سال ۱۹۷۹ به اسرائیل آمده است.
او گفت جنگ کنونی احساسات متفاوتی در او ایجاد کرده است، اما در عین حال به او امید نیز داده است.
او برای اینکه منظورش را روشنتر بیان کند، به زبان عبری سخن گفت:
بسیار عجیب است. همه چیز عجیب است. ما به یکدیگر حمله میکنیم، اما برای یک هدف خوب است
مردم ایران در رنج هستند. حکومت آنها شیطانی است، نه فقط برای ایران برای تمام جهان بسیار بد است."
او در حالی که نسبت به آینده امیدوار است، همچنین خطرهای وضعیت کنونی را نیز پذیرفت و گفت که نه تنها اینکه در ایران تلفات غیرنظامیان وجود دارد، بلکه تغییر رژیم نیز میتواند پیامدهای غیرقابل پیشبینی و احتمالاً خشونتآمیزِ خودش را به همراه داشته باشد.
او در حالی که نام کشورهایی را که ایرانیان مهاجر در آنها پراکنده هستند بر می شمرد، گفت که پیشتر آنها میترسیدند که نظرشان را بیان کنند، اما حالا احساس اعتماد به نفس میکنند. او گفت که انتظار دارند که این رژیم سقوط کند.
ایران هنوز هم دارای جمعیت یهودی است. برآوردها درباره شمار آنها متفاوت است؛ از چند هزار نفر تا حدود ۱۰ تا ۲۰ هزار تن. پیش از سال ۱۹۷۹ این جمعیت بیشتر بوده است.
پس از انقلاب، بسیاری از یهودیان از ایران گریختند، زیرا مقامهای جدید موضعی شدیداً ضد اسرائیلی اتخاذ کردند، از جمله اینکه حق موجودیت اسرائیلی ها را به رسمیت نشناختند.
اعدام حبیب القانیان در سال ۱۹۷۹ که یکی از چهرههای برجسته جامعه یهودیان تهران بود نیز به مهاجرت بیشتر یهودیان به اسرائیل و کشورهای دیگر، به ویژه ایالات متحده، انجامید.
نیکولا از جمع ایرانی های بود که در آن زمان با خانواده اش ایران را ترک کرد.
او که اکنون در بیت المقدس مشغول تداوی امراض است، می گوید وقتی ایران را ترک می کرد 9 ساله بود.
نیکولا به دلیل نگرانی برای امنیت مادرش که اکنون ۷۷ ساله است و در آن زمان تصمیم گرفت در ایران بماند و هنوز هم آنجا زندگی میکند از گفتن نام خانوادگی خود خودداری کرد.
او درباره وضعیت کنونی ایران گفت که یک چشمش گریه و چشم دیگرش خنده می کند.
نیکولا می گوید که دعا میکند که پس از ۴۷ سال این رژیم سقوط کند. اما گریه میکند چون میداند مردمی که در ایران هستند چه بهایی میپردازند.
در کافه برخورداری در تلآویو، او به دیواری اشاره کرد که پر از عکسهای مهمانان مشهور، از جمله بازیگران و خوانندگان اسرائیلی است.
در این دیوار همچنین عکسهای شاه فقید و همسرش نیز نصب است.
او با چشمان پر از اشک گفت که پس از سقوط رژیم می خواهد یک رستورانت خیلی بزرگ دیگر در ایران بسازد و پرچمهای اسرائیل، ایالات متحده و ایران را همراه با عکس شاه کنار هم قرار دهد. او باور دارد که این کارش خیلی خاص خواهد بود.