خانم محمدی، زن ۴۰ سالهای از شهر هرات، میگوید نزدیک به هجده سال از عمرش را صرف کار در آرایشگاهی در جاده مجیدی، ناحیه ششم این شهر کرده بود. او میگوید درآمد این آرایشگاه، تنها منبع تأمین هزینههای زندگی شش فرزندش بود که پس از از دست دادن همسرش، سرپرستی آنان را به تنهایی بر عهده دارد.
مصارف مکتب، لباس، خوراکه و همه نیازمندی های اولادهایم را به دست میاوردم زندگی آسوده داشتم
"مصارف مکتب، لباس، خوراکه و همه نیازمندی های اولادهایم را به دست میاوردم زندگی آسوده داشتم. ماهانه تا پنجاه هزار درآمد داشتم. دخترهایم کورس می رفتند، دارالحفاظ میرفتند. اما بعد از آمدن طالبان و بسته شدن آرایشگاه همه چیز دگرگون شد از خداوند میخواهم روزی را که من دارم سر کسی دیگر نیاورد."
خانم محمدی یکی از حدود ۶۰ هزار زنی است که با بسته شدن آرایشگاههای زنانه، منبع درآمد خود را از دست داد. حکومت طالبان در جولای ۲۰۲۳ فعالیت تمامی آرایشگاههای زنانه را در سراسر افغانستان متوقف کرد؛ تصمیمی که بر اساس آمار، به بسته شدن حدود ۱۲ هزار آرایشگاه انجامید.
او میگوید پس از بسته شدن آرایشگاه، تلاش کرد در بخشهای دیگر کار پیدا کند؛ اما به گفته او، محدودیتهای موجود باعث شد نتواند فعالیت تازهای را آغاز کند و بار دیگر خانهنشین شود.
"کار زعفران هم آغاز کردم از اشتراک در نمایشگاه ممانعت کردند و اجازه ندادند در کنار مردها به تجارت زعفران بپردازم. خواستم از ایران اموال مختلف آورده و به فروش برسانم آن هم نشد بخاطری که طالبان بهانه میکردند که محرم ات کجاست وقتی پسرم را میبردم اول هزار افغانی کرایه اضافی از او میشد بعداً یکروز امر به معروف ما را متوقف کرد و گفت ثابت کنید که این مادرت است و پسرم را لت و کوب کردند."
شماری از شهروندان افغانستان ادعا می کنند که در جریان رفت و آمد با آزار واذیت و حتی لت و کوب از سوی کارمندان وزارت امربه معروف و نهی از منکر طالبان روبه رو شده اند اما طالبان همواره این ادعا ها را انکار میکنند.
خانم محمدی تنها زنی نیست که در این پنج سال درآمد خود را از دست داده است. یک بانوی جوان از ولایت بدخشان که به دلیل نگرانیهای امنیتی نمیخواهد نامش در این گزارش ذکر شود، میگوید پس از بازگشت طالبان به قدرت، سرمایهای را که برای ایجاد فرصتهای کاری برای خودش و شماری از زنان دیگر هزینه کرده بود، از دست داد.
او با ایجاد یک دوکان کوچک، لوزم ضرورت زنان و دختران را در بدخشان به فروش میرساند که به گفته او پس از برگشت طالبان به قدرت مجبور شد دست از این فعالیت بکشد.
او میگوید از دست دادن منبع درآمد، زندگی او و خانوادهاش را بهگونه کامل دگرگون کرده و اکنون با مشکلات جدی اقتصادی روبهرو هستند.
بین شش الی هفت لک افغانی سرمایه گذاری کرده بودم اما متاسفانه همه فعالیت هایم متوقف شد
"من به تجارت روی آورده بودم چون میخواستم در اقتصاد خانواده و جامعه کمک شوم. بین شش الی هفت لک افغانی سرمایه گذاری کرده بودم اما متاسفانه همه فعالیت هایم متوقف شد. کار من مربوط زنان میشد بنابر محدودیت ها حتی مشتری های خود را از دست دادیم برخی آنها از این ولایت کوچ کردند و برخی حتی از کشور فرار کردند."
در پنج سال گذشته، حکومت طالبان محدودیتهای گستردهای بر اشتغال زنان وضع کرده است. زنان افغان از کار در بسیاری از ادارههای دولتی، مؤسسات داخلی و خارجی، سازمانهای غیردولتی و بخشهای مختلف خدماتی منع شدهاند. همزمان، دختران نیز از ادامه آموزش در مکاتب بالاتر از صنف ششم، پوهنتونها و انستیتوتهای طبی محروم شدهاند؛ موضوعی که نگرانیها را درباره آینده حضور زنان در بازار کارافزایش داده است.
سازمان ملل متحد در گزارشهای خود گفته است که این محدودیتها نه تنها مشارکت اقتصادی زنان را به شدت کاهش داده، بلکه فقر، وابستگی اقتصادی و آسیبپذیری هزاران خانواده را نیز افزایش داده است.
در کنار مشکلات اقتصادی، بسیاری از زنان از پیامدهای روانی این وضعیت نیز سخن میگویند. آنان میگویند از دست دادن استقلال مالی، احساس ناامیدی، اضطراب و نگرانی نسبت به آینده را در میان آنان افزایش داده است.
خیلی سخت است وقتی صبح از خواب بیدار شوی و چیزی برای کودکان ات نداشته باشی، نیازمندیهای آنها را برآورده نتوانی
خانم محمدی میگوید: "خیلی سخت است وقتی صبح از خواب بیدار شوی و چیزی برای کودکان ات نداشته باشی، نیازمندیهای آنها را برآورده نتوانی. کرایه خانه و برق را نداشته باشی. چقدر برنج و نان خشک تنها برایشان بدهم. این همه سر روحیه خودم بسیار بد تاثیر گذاشته است. سرم را که شب در بالشت میگذارم دعا میکنم که صبح با این مشکلات بیدار نشوم."
بانوی تجارت پیشه از بدخشان نیز میگوید که با متوقف شدن فعالیت هایش، دچار مشکل روحی و روانی شد.
" کسانی که مانند من تجارت های کوچک خود را مانند من از دست دادند من از دل آنها خبر دارم چون وضعیت روحی همه ما بسیار خراب است. همه زندگی و همه سرمایه خود را از دست دادیم و این به مثابه یک ناکامی برای ما بوده است."
در همین حال، سازمان ملل متحد، نهادهای مدافع حقوق بشر و فعالان حقوق زنان بارها از حکومت طالبان خواستهاند محدودیتهای اعمالشده بر کار زنان را لغو کند و هشدار دادهاند که حذف زنان از بازار کار، افزون بر تأثیر بر زندگی خانوادهها، اقتصاد افغانستان را نیز تضعیف کرده و بحران انسانی را عمیقتر میسازد.
در مقابل، حکومت طالبان همواره گفته است که برای فراهمسازی «زمینه مناسب» کار زنان تلاش میکند؛ اما بخش عمده محدودیتها همچنان پابرجاست.
پنج سال پس از این تحولات، هنوز هزاران زن افغان در انتظار فرصتی هستند تا دوباره بتوانند کار کنند، درآمد داشته باشند و نقش خود را در تأمین معیشت خانوادههایشان از سر بگیرند.
بانوی بدخشانی در پایان میگوید، اگر زنان دوباره اجازه کار پیدا کنند، نه تنها زندگی هزاران خانواده بهبود خواهد یافت، بلکه اقتصاد افغانستان نیز از این ظرفیت بهرهمند خواهد شد.
" توقع ما از اینها (طالبان) این است، جوانان را حمایت کنند، کسانی که میخواهند در ترقی افغانستان سهم داشته باشند آنها را مانع نشوند. اگر برای من اجازه فعالیت دوباره داده شود من آماده استم بازهم برای زنان کار کنم و در پیشرفت افغانستان نقش داشته باشم."