پسر ۱۳ ساله ای که خود را حمزه معرفی می کند از چهار سال به اینسو شاگرد یک مدرسه در ولایت ننگرهار است میگوید:
«من دو سال مکتب خواندم؛ اما پس از آن پدرم گفت که تو باید به مدرسه بروی و ملا شوی ، در حالی که دلم می خواست انجینر یا داکتر شوم؛ اما به دلیل خواست خانواده و شرایط کشور، به مدرسه آمدم.»
او بیشتر میافزاید که این روزها در کنار آموزش علوم دینی، آرزوی ادامه تحصیل در رشته های علمی را در سر دارد؛ اما میگوید در مدرسهای که او در آن درس میخواند، مضامین ساینسی تدریس نمیشود.
مضامین مورد علاقه ما ساینسی است، اما در اینجا مضامین ساینسی وجود ندارد
« این مدرسه شخصی بود پس از آمدن طالبان دولتی شده، استادانش همه ملاها هستند و مضامین مورد علاقه ما ساینسی است، اما در اینجا مضامین ساینسی وجود ندارد ما مضامین پشتو، دری، صرف، ریاضی، اجتماعیات، قرآن، نحو، تجوید، منطق و عقاید را میخوانیم، شب و روز در همین مدرسه هستیم.»
حمزه میگوید بسیاری از همصنفیهایش نیز علاقه دارند علوم ساینسی بخوانند و در آینده به کادرهای متخصص کشور تبدیل شوند، اما شرایط موجود آنان را به مدرسه کشانیده است.
او می گوید برای ملا شدن، باید بهزودی به مدرسه دیگری برود و پنج سال دیگر نیز آموزش دینی بخواند؛ در کنار این مسیر، زندگی روزمره حمزه در مدرسه نیز با دشواریهایی همراه است، او میافزاید که برای تأمین غذای روزانهاش، همراه با شماری از همصنفی هایش هر روز به خانههای مردم در منطقه میروند و نان جمعآوری میکنند.
تجربه حمزه، بخشی از تغییراتی را نشان میدهد که در سالهای اخیر در مسیر آموزش کودکان و نوجوانان افغانستان به وجود آمده است؛ جایی که برای شماری از دانشآموزان، مدارس دینی به یکی از مسیرهای اصلی ادامه آموزش تبدیل شدهاند.
بر اساس گزارش ها در پنج سال گذشته از زمان حاکمیت طالبان در افغانستان، مدارس دینی در بخشهای مختلف افغانستان گسترش یافتهاند و همزمان تغییراتی در نظام آموزشی، نصاب و دسترسی به آموزشهای عصری نیز به وجود آمده است.
ذبیحالله مجاهد، سخنگوی حکومت طالبان، در ماه جدی ۱۴۰۴ گفته که حدود ۲۱ هزار مدرسه دینی زیر چتر وزارت معارف حکومت آنان در سراسر افغانستان فعالیت دارند و نزدیک به دو و نیم میلیون دانشآموز در این مدارس مصروف فراگیری آموزشهای دینی هستند.
او در شبکه ایکس مدعی شده که در کنار آموزشهای دینی، به علوم مدرن نیز توجه کردهاند و حدود ۱۲ میلیون دانشآموز در مکاتب افغانستان به فراگیری این علوم مصروفاند و نصاب آموزشی نیز «اصلاح» شده است.
ذبیح الله همت سخنگوی وزارت معارف حکومت طالبان به تماس های رادیو آزادی درباره شمار مدارس دینی و جهادی، تعداد دانشآموزان دختر و پسر، مضامین درسی و چگونگی تأمین هزینههای این مدارس و بودجه اختصاصیافته به آن، پاسخ نداد.
این وزارت؛ اما در سال ۱۴۰۳ گفته بود که در مجموع بیش از ۲۱۶ هزار پسر و بیش از ۹۱ هزار دختر، در مراکز آموزش اسلامی در افغانستان مصروف آموزش اند.
وزارت معارف حکومت طالبان بتازگی در ۹ اگست ۲۰۲۶ در خبرنامه ای گفته که از سال ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۴ در سراسر کشور حدود ۵ میلیون دانشآموز جدید را در مکاتب دولتی و خصوصی جذب کرده و همزمان از راهاندازی برنامههای آموزشی کوتاه مدت در دارالعلومها با هدف بهبود کیفیت آموزشهای اسلامی و ارتقای ظرفیتهای مسلکی مدرسین خبر داده است.
در این حال برای برخی، مدرسه انتخاب آگاهانه برای فراگیری علوم دینی است؛ برای برخی دیگر، گزینهای است که در نتیجه محدودیتهای آموزشی، خواست خانواده یا شرایط موجود به آن روی آوردهاند.
نسترن، ۱۴ ساله شاگرد یک مدرسه خصوصی در کابل، پس از پایان صنف ششم مکتب و محرومیت از ادامه آموزش، حدود دو سال است که علوم دینی میخواند.
در مدرسه بیشتر کتابهای دینی میخوانیم، کتابهای مکتب در آن نیست
او می گوید: «ما در مدرسه بیشتر کتابهای دینی میخوانیم، کتابهای مکتب در آن نیست، اگر مضامینی مثل بیولوژی و کیمیا باشد، من بسیار خوشحال میشوم و کاش مکاتب باز شود تا بتوانم به شکل درست تحصیل کنم.»
سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) در ماه جنوری سال جاری گفته که افغانستان تنها کشور جهان است که در آن آموزش متوسطه و عالی برای دختران و زنان ممنوع است و در نتیجه، ۲.۲ میلیون دختر نوجوان از آموزش متوسطه محروم شدهاند.
برای خانوادههایی که دسترسی به آموزش رسمی محدود شده، مدرسه در برخی موارد به جایگزینی برای مکتب تبدیل شده است؛ بهویژه برای دخترانی که امکان ادامه آموزش رسمی برای آنان پس از صنف ششم همچنان محدود است.
اجمل یک باشنده ننگرهار به رادیو آزادی گفت که سه خواهر جوانش در یک مدرسه دینی دولتی در این ولایت درس میخوانند؛ دخترانی که به گفته او، در شرایطی به آموزش دینی روی آوردهاند که آرزوی ادامه تحصیل در مکتب و آموزش رسمی را داشتند.
خواهرانم آرزو داشتند درمکتب درس بخوانند، پیشرفت کنند و در آینده داکتر شوند
«سه خواهرم به مدرسه می روند و درس می خوانند؛ بخاطر که در افغانستان مکتبها برای دختران بالاتر از صنف ششم بسته اند؛ اما در این مدارس تمرکز و تأکید اصلی بر مضامین علوم دینی است؛ مضامینی مانند قرائت قرآن، ترجمه و تفسیر، اما خواهرانم آرزو داشتند درمکتب درس بخوانند، پیشرفت کنند و در آینده داکتر شوند.»
همچنان یک زن در کابل که دخترش در یکی از مدارس دینی این شهر درس میخواند و نخواست نامش در گزارش ذکر شود، میگوید آموزش دینی برای دخترش مهم است؛ اما آرزو دارد مکتبها باز شوند تا دخترش به تحصیل ادامه دهد.
«آرزو دارم مکتب بروی دختران هم باز می بود تا دخترم مکتب می رفت معلم یا داکتر می شد و آینده خوب می داشت، مدرسه می رود و قرآن کریم می خواند ،برایش بسیار خوب است؛اما کاش مکتب باز شود تا دخترم مکتب بروم.»
این روایتها نشان میدهند که برای شماری از خانوادهها، مسئله مخالفت با آموزش دینی نیست؛ بلکه نگرانی اصلی، از دست رفتن فرصت ادامه آموزش رسمی و محدود شدن انتخابهای تحصیلی فرزندان است.
در مدارس دینی چه چیزی تدریس میشود؟
اما محتوای آموزشی مدارس نیز بخش مهمی از این بحث است، مسئول یک مدرسه خصوصی در کابل که به دلیل حساسیت موضوع نخواست نامش در گزارش گرفته شود بدون ارائه آمار دقیق، میگوید دهها تن در این مدرسه روزانه سرگرم فراگیری علوم دینی هستند.
قرآن کریم، سیرت پیامبر، حدیث شریف و همچنین مسائل مربوط به نماز تدریس میشود
او میگوید: «در مدرسه ما در بخش آموزش قرآن کریم، سیرت پیامبر، حدیث شریف و همچنین مسائل مربوط به نماز تدریس میشود، برای دختران استادان جداگانه تدریس میکنند و بخش پسران نیز استادان مربوط به خود را دارد.»
به گفته او، مدت زمان آموزش برای همه یکسان نیست؛ برخی شاگردان میتوانند آموزش قرآن کریم را در شش ماه تکمیل کنند، در حالی که برخی دیگر به یک سال یا بیشتر زمان نیاز دارند.
این توضیحات، تصویری از محتوای آموزشی در دستکم یکی از مدارس خصوصی کابل ارائه میکند؛ اما برای درک گستردهتر این روند، پرسش مهمتر این است که جایگاه علوم ساینسی و مسلکی در کنار آموزشهای دینی در نظام آموزشی کنونی افغانستان چیست.
توازن میان آموزش دینی و علوم عصری
مجید مهرداد، سخنگوی وزارت معارف در جمهوری مخلوع افغانستان و فعال عرصه حق آموزش میگوید که مدارس دینی در گذشته تنها به آموزش علوم دینی محدود نبودند و در کنار آن، مضامین ساینسی نیز تدریس میشد و در مکاتب نیز مضامین دینی بخشی از برنامه آموزشی بود.
حالا دیگر تقریباً بین مکتب، مدرسه فرقی نیست، ما در گذشته هم یک نصاب تعلیمات اسلامی داشتیم
«حالا دیگر تقریباً بین مکتب، مدرسه فرقی نیست، ما در گذشته هم یک نصاب تعلیمات اسلامی داشتیم که شصت درصد این نظام مضامین دینی بود، چهل درصد از آن حتی مدارس ما مضامین ساینسی بود. یعنی شصت در چهل، همان توازن علوم دینی و علوم عصری در مدارس ما بود، طبعا که در مکاتب نیز ما در تمام صنف ها مضامین دینی داشتیم.»
مولوی حبیبالله آغا، وزیر معارف طالبان، در ماه مارچ ۲۰۲۵ در یک سخنرانی در کابل نیز گفته که نصاب آموزشی باید هم علوم دینی و هم علوم عصری را دربر گیرد، او تأکید کرده که افغانستان به هر دو حوزه نیاز دارد و آموزش علوم عصری برای پیشرفت کشور و رقابت با جهان ضروری است.
در عین حال، او افزوده که محتوایی که از نظر حکومت آنان با دین و سنتهای افغانستان در تضاد باشد، از نصاب آموزشی حذف خواهد شد.
وزیر معارف طالبان، پیش از این گفته بود که قصد دارند در هر ولسوالی ۱۰ مدرسه دینی بسازند.
حبیب الله آغا در یک سخنرانی در ماه جوزای ۱۴۰۲ در ولایت نورستان گفت که برای ایجاد این مدارس بودجه در نظر گرفته شده و از مسئولان محلی خواست روند ساخت این مدارس را آغاز کنند.
در حالی که براساس گزارشها، در زمان حکومت پیشین جمهوری، حدود پنج هزار مدرسه دینی در افغانستان وجود داشت که از این میان، تنها ۱۲۰۰ مدرسه آن ثبت وزارت معارف بود.
اما آیا افزایش آموزشهای دینی میتواند در کنار حفظ علوم ساینسی و مهارتهای مورد نیاز آینده صورت گیرد؟
فضلمنالله ممتاز، عالم دین، خواهان بازنگری در نصاب آموزشی افغانستان و هماهنگسازی آن با نیازهای روز است،او میگوید نصاب آموزشی باید متناسب با پیشرفتهای علمی و تکنولوژیک و نیازهای جامعه و بازار کار مورد بازنگری قرار گیرد و میان آموزشهای دینی و ساینسی نیز توازن برقرار شود.
مضامینی که ادخال شده باید اول میان شان تعادل صورت بگیرد بین مضامین دینی و مضامین ساینسی و در عین وقت باید تخصصات را باید ما احترام بگذاریم
«مضامینی که ادخال شده باید اول میان شان تعادل صورت بگیرد بین مضامین دینی و مضامین ساینسی و در عین وقت باید تخصصات را باید ما احترام بگذاریم و اهمیت تخصصات را باید بدانیم. اگر میتوانند بعد از صنف نهم، تفکیک شود و به خاطر آیندهای که به لیسانس فاکولته میرسند، به خاطر تخصص جوانان باید یک ذخیره علمی داشته باشند؛ برای تخصصی را که در آینده میخوانند.»
این در حالیست که وزارت تحصیلات عالی حکومت طالبان در سال ۱۴۰۳ اعلام کرد که پس از برگزاری امتحانات به ۲۶ هزار فارغالتحصیل مدارس دینی و علمای دین مدارک لیسانس و ماستری اعطا می کند.
این وزارت افزوده بود که ۱۵ هزار طالب مدارس دینی سند «عالمیه» و ۱۱ هزار نفر دیگر سند «عالیه» دریافت می کنند.
از مدرسه تا بازار کار
اما نوع و محتوای این آموزشها چه تأثیری بر مهارتهایی خواهد داشت که دانشآموزان برای ورود به بازار کار و آینده شغلی خود نیاز دارند؟
برخی از آگاهان امور اقتصادی میگویند که بازار کار افغانستان به نیروهای متخصص و دارای مهارتهای فنی و حرفهای در بخشهای مختلف، از جمله کامپیوتر، زراعت، تجارت، انجینری، صحت و سایر عرصهها نیاز دارد.
نصرتالله وفا یکی از این آگاهان به رادیو آزادی گفت که گسترش آموزش دینی باید در کنار توسعه آموزشهای علمی، تخنیکی و مسلکی صورت گیرد تا میان مهارتهای نیروی جوان و نیازهای بازار کار فاصله ایجاد نشود،او نسبت به پیامدهای ناشی از بیتوجهی به این موضوع هشدار میدهد.
«اگر شمار مدارس دینی افزایش یابد، اما آموزشهای علمی، تخنیکی و مسلکی متناسب با آن توسعه پیدا نکند، در درازمدت ممکن است میان مهارتهای نیروی جوان و نیازهای بازار کار فاصله ایجاد شود. این وضعیت میتواند به افزایش بیکاری، کاهش بهرهوری نیروی کار و افزایش وابستگی کشور به نیروهای متخصص خارجی منجر شود. در مقابل، ایجاد توازن میان آموزشهای دینی، علمی و مسلکی، هم به حفظ ارزشهای جامعه کمک میکند و هم نسل جوان را برای کار، تولید و مشارکت در روند رشد اقتصادی آماده میسازد.»
بانک جهانی در در اپریل ۲۰۲۵ گزارش داده که جوانان بیکار در افغانستان، در مقایسه با جوانان شاغل، عموماً تحصیلات بیشتری دارند؛ وضعیتی که از کمبود فرصتهای شغلی باکیفیت حکایت دارد،این گزارش همچنین نشان میدهد که حدود ۷۳ درصد جوانان بیکار در مناطق روستایی زندگی میکنند.
نگرانی از افراطگرایی
در کنار پیامدهای احتمالی آموزشی و اقتصادی، برخی کارشناسان نسبت به پیامدهای اجتماعی و فکری این تغییرات نیز هشدار میدهند.
عارف سحر، آگاه امور مبارزه با تروریزم و افراطگرایی، معتقد است که محدود شدن آموزشهای عصری و گسترش آموزشهای دینی، در صورت نبود نظارت و ارزیابی مؤثر، میتواند زمینه نفوذ بیشتر دیدگاههای بنیادگرایانه در میان نسل جوان را فراهم کند.
تحت نظام طالبان هیچ سیستم ارزیابی از نظارت از آموزش وجود ندارد و این مسئله بیشتر از پیش زمینه مداخلات عوامل بنیادگرایی را فراهم کرده
«تحت نظام طالبان هیچ سیستم ارزیابی از نظارت از آموزش وجود ندارد و این مسئله بیشتر از پیش زمینه مداخلات عوامل بنیادگرایی را فراهم کرده و به هر اندازه که این وضعیت ادامه یابد و زمینه و حضور این نیروها در نظام آموزش بیشتر و تعمیق شود، به همان میزان زمینه و بستر بنیادگرایی توسعه پیدا میکند و به همان میزان خطر افراطگرایی را نه تنها در افغانستان، بلکه برای منطقه و جهان افزایش میدهد.»
آقای سحر همچنین به تغییرات در نصاب آموزشی، افزایش آموزشهای اسلامی، کاهش برخی مضامین علمی و مهارتی و تغییر در ترکیب نیروهای آموزشی بهعنوان نشانههایی از تغییر رویکرد در نظام آموزشی افغانستان اشاره میکند.
ریچارد بنت، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در مورد وضعیت حقوق بشر در افغانستان، در گزارش فبروری ۲۰۲۵ خود گفت که پس از تسلط طالبان، مدارس دینی به یکی از محورهای اصلی نظام آموزشی افغانستان تبدیل شدهاند.
او افزوده که بر اساس اعلام حکومت طالبان، شمار مراکز آموزش اسلامی به ۲۱٬۲۵۷ مرکز افزایش یافته که شامل ۱۹٬۶۶۹ مدرسه دینی است؛ رقمی که از مجموع ۱۸٬۳۳۷ مکتب دولتی و خصوصی بیشتر است.
بر اساس گزارش ریچارد بنت، مدارس دینی در افغانستان از نظر ساختار و شیوه فعالیت متنوعاند و قرنها بخشی از زندگی اجتماعی و هویت فرهنگی مردم و مراکز آموزش دینی، حمایت اجتماعی و هدایت اخلاقی بودهاند.
با این حال، آقای بنت نوشته که برخی افغانها در گفتوگو با او، درباره سوءمدیریت، فساد، سوءاستفاده و قرار گرفتن کودکان در معرض آموزشهای نامتناسب با سن و آموزشهای «جهادی» در مدارس دینی ابراز نگرانی کردهاند. به گفته آنان، گسترش آموزش مدارس دینی بهعنوان جایگزینی برای آموزش عمومی، در کنار بحران اقتصادی، میتواند خطر رادیکالشدن و بیثباتی در افغانستان و منطقه را افزایش دهد.
از سوی هم انتونیو گوتیرش، سرمنشی سازمان ملل متحد، در گزارش خود درباره وضعیت افغانستان که در ۶ دسمبر ۲۰۲۴ به مجمع عمومی و شورای امنیت ارائه شد گفته که وزارت عدلیه حکومت طالبان در ۵ سپتمبر ۲۰۲۴ اعلام کرد که قانون تأسیس مدارس جهادی برای تأیید به رهبر طالبان فرستاده شده است؛ با این حال او افزوده که متن پیشنهادی این قانون منتشر نشده است.
با این حال برای نسلی که امروز در مدارس و مکاتب افغانستان درس میخواند، جهتگیری نظام آموزشی میتواند بر فرصتهای فردای آنان اثر بگذارد؛ از انتخاب رشته و حرفه گرفته تا نقشی که در آینده کشور ایفا خواهند کرد.
حمزه اما آرزوی دیگری برای آینده خود دارد، او میگوید: «من نمیخواهم ملا شوم،میخواهم داکتر یا انجینر شوم و علوم ساینسی بیآموزم.»