نازنین مهر، دختری که به آلمان مهاجرت کرده است، میگوید مهاجرت برای او فرصتی برای آغاز دوباره زندگی و ساختن آیندهای متفاوت بوده است.
او میگوید: «تصویری که از آینده خود دارم، دوباره میخواهم اینجا آینده خود را جور بکنم و بهعنوان یک متخصص، البته در رشته خود، کار بکنم.»
نازنین اکنون در بخش مددکاری اجتماعی کار میکند و در همین رشته نیز تحصیل میکند. به گفته او، زندگی در آلمان فرصت ادامه تحصیل، کار و تجربه آزادیهای بیشتر را برایش فراهم کرده است.
او میگوید حتی برخی تجربههای ساده روزمره که در افغانستان برایش ممکن نبود، اکنون به بخشی از زندگی عادیاش تبدیل شده است.
امروز به عنوان مدد کار اجتماعی کار میکنم و در همین بخش درس هم میخوانم. من در افغانستان فرصت این را نداشتم که بایسکل رانی کنم.نازنین
«امروز به عنوان مدد کار اجتماعی کار میکنم و در همین بخش درس هم میخوانم. من در افغانستان فرصت این را نداشتم که بایسکل رانی کنم. در داخل حولی امکانش بود اما بیرون از آن نی. حالا چند روز می شود که در پارک بایسکل رانی می کنم و مسله بسیار عادی است. از مسایل کوچک گرفته تا کلان (کار، تحصیل، آزادی اندیشه، آزادی بیان) تمام این فرصت ها برای من مساعد است.»
برای نازنین، آزادی تنها در فرصتهای بزرگ خلاصه نمیشود؛ بلکه در همین انتخابهای روزمره معنا پیدا میکند؛ از ادامه تحصیل و کار گرفته تا رفتوآمد و بیان آزادانه دیدگاههایش.
«بزرگترین دست آوردم من در پنج سال گذشته همینک بتوانی راه خود را پیدا کنی، همینکه بتوانی بیرون بری، مشکل خود را حل کنی، به یک زبان دیگر به جرات گپ بزنی، بنظرم همین دست آورد کلان است. همی که آدم دوباره سر پاه استاد میشه و نمی گذارد که از شرایط و اخبار منفی انرژی منفی بگیرد بنظرم دست آورد کلان است.» اما تجربه مریم، که در افغانستان مانده، کاملاً متفاوت است.
زندگی مریم در افغانستان زیر حاکمیت طالبان
پیش از بازگشت طالبان، مریم دانشآموز صنف دهم بود و برای آیندهاش رؤیاهای بزرگی داشت. او میخواست در عرصه سیاست فعالیت کند و حتی آرزوی سفیر شدن را در سر داشت.
اما با بازگشت طالبان و بسته شدن دروازههای مکاتب به روی دختران، مسیر زندگی او تغییر کرد.
مریم میگوید زمانی که فهمید دیگر نمیتواند به مکتب برود، با احساس غم، حقارت و نگرانی از آینده روبهرو شد.
قبلا از آمدن طالبان من صنف دهم بودم، آرزوی من این بود که سفیر شوم و یا سیاست مدار می خواستم در حوزه سیاسیت فعال باشم. وقتی فهمیدیم اجازه رفتن به مکتب را نداریم اولین احساس غم خیلی شدید که حتا اشک من هم نیامد داشتم،
«قبلا از آمدن طالبان من صنف دهم بودم، آرزوی من این بود که سفیر شوم و یا سیاست مدار می خواستم در حوزه سیاسیت فعال باشم. وقتی فهمیدیم اجازه رفتن به مکتب را نداریم اولین احساس غم خیلی شدید که حتا اشک من هم نیامد داشتم، حس حقارت داشتم از اینکه یک عده ای آمدن حق و حقوق من را گرفتن و سر مه زور میگویند و ترس از اینکه آینده من چه میشود..»
پنج سال پس از آن روز، مریم هنوز از مکتب دور است. او میگوید روزهایش بیشتر در خانه میگذرد و کارهای روزمره خانه، جای درس و آموزش را گرفته است.
مریم همچنین میگوید ادامه این وضعیت، بر سلامت روان او و بسیاری از دختران دیگر تأثیر گذاشته است.
«در این پنج سال بزرگترین چیزیکه از دست دادیم سلامت روان بود و واقعا دیگر سلامت روان نداریم. همه غمگین و افسرده، روز عادی من صبح از خواب بیدار می شوم صبحانه آماده میکنم، بعد خانه را تمیز میکنم، می روم سمت نان چاشت بعد از آن ظرف ها را میشویم، دوباره به نان شب آمادهگی میگیرم و شب هم میخوابم. دیگر کاری ندارم. بعد از بسته شدن مکتب هیچ چیزی جای درس من را نگرفت بخاطر اوضاع که امر بالمعروف برای ما جور کرده بود حتا نمیتوانم بروم کورس.»
روایت مریم، تنها داستان یک دختر محروم از مکتب نیست؛ بلکه بازتاب نگرانی گستردهتر درباره آینده نسلی از دختران افغان است که از آموزش و حضور در جامعه محروم شدهاند.
انجیلا غیور، فعال حق آموزش، میگوید محرومیت زنان و دختران از آموزش و کار، پیامدهای گستردهای برای جامعه افغانستان دارد.
در جامعه که نیم قشر او اجازه آموختن را نداشته باشد حالا هرجای جهان باشد چیزی کشور ما افغانستان تنها کشور در جهان استنجیلا غیور، فعال حق آموزش
«در جامعه که نیم قشر او اجازه آموختن را نداشته باشد حالا هرجای جهان باشد چیزی کشور ما افغانستان تنها کشور در جهان است که آموزش و کار و بسیاری از حقوق ابتدایی انسانی را از دختران و زنان را گرفته اند، و یک اپارتاید جنسیتی تمام عیار ساختند.»
غیور از جامعه جهانی میخواهد برای تغییر وضعیت زنان و دختران افغان، با یکدیگر هماهنگ عمل کنند و در برابر محدودیتهای موجود سکوت نکنند.
نگرانی درباره وضعیت حقوق بشر در افغانستان، بهویژه وضعیت زنان و دختران، در پنج سال گذشته بارها از سوی سازمان ملل متحد نیز مطرح شده است.
ریچارد بنت، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد برای حقوق بشر در افغانستان، وضعیت حقوق بشر در این کشور را نگرانکننده خوانده و تأکید کرده است که حقوق زنان و دختران باید در هرگونه تعامل جامعه جهانی با طالبان در اولویت قرار داشته باشد.
بنت گفته است که وضعیت افغانستان دشوار است، اما تغییرناپذیر نیست و تغییر به توجه دوامدار، همبستگی و اقدام جامعه جهانی نیاز دارد.
او همچنین هشدار داده است که جامعه جهانی نباید پنج سال دیگر را نیز از دست بدهد و محدودیتها علیه زنان و دختران را به یک وضعیت عادی تبدیل کند.
به گفته بنت، عادیسازی روابط با طالبان، بدون پیشرفت واقعی در زمینه حقوق بشر، میتواند خطر مشروعیتبخشیدن به حکومتی را به همراه داشته باشد که به گفته او، بهگونه سیستماتیک به تبعیض و حذف زنان و دختران ادامه میدهد.
تلاش کردیم دیدگاه وزارت معارف حکومت طالبان را نیز در این مورد داشته باشیم اما ذبیحالله همت، سخنگوی این وزارت پاسخی نداد.
طالبان پس از بازگشت به قدرت دوباره در افغانستان در ۱۵ اگست ۲۰۲۱ دختران بالا تر از صنف ششم را اجازه رفتن به مکتب نداند و دختران و زنان را از رفتن به پوهنتونها منع کردند.
پنج سال پس از بازگشت طالبان به قدرت، زندگی نازنین و مریم دو تصویر متفاوت از سرنوشت دختران افغان ارائه میکند.
نازنین در جرمنی تلاش میکند آیندهاش را دوباره بسازد؛ درس میخواند، کار میکند و فرصتهایی را تجربه میکند که در افغانستان برایش محدود بود.
اما مریم در افغانستان، پنج سال است که از مکتب دور مانده و هنوز نمیداند رؤیاهایی که در صنف دهم برای آیندهاش داشت، چه زمانی دوباره فرصت تحقق پیدا خواهند کرد.