طولانیشدن محدودیتهای آموزشی برای دختران در افغانستان، پس از پنج سال، نگرانی شماری از پدران و مادران را درباره آینده فرزندانشان بیشتر کرده است.
«برای یک مادر بهترین آرزو درس خواندن اولادش است،اما من این آرزوی خود و سه دخترم را پوره کرده نمی توانم.»
بخشی از سخنان ناجیه، زن ۴۵ ساله در کابل، است؛ مادری که سه دختر دارد و میگوید ادامهٔ محدودیتهای آموزشی، آیندهٔ هر سه فرزندش را با ابهام روبهرو کرده است.
او که خودش نیز پس از محدودیتهای وضعشده بر کار زنان از سوی طالبان، وظیفهاش را در یکی از نهادهای خارجی از دست داده ، میگوید دختر بزرگترش که اکنون در صنف ششم درس میخواند، تنها چند ماه دیگر فرصت حضور در مکتب را دارد و دو دختر دیگرش نیز در صنف چهارم مکتب اند.
همین حالا یک دخترم امتحانات چهار ونیم ماهه صنف شش را سپری کرده و فقط شش ماه دیگر می تواند مکتب برود،ما درد خود را به کی بگوییم، کی آن را می شنود.
«همین حالا یک دخترم امتحانات چهار ونیم ماهه صنف شش را سپری کرده و فقط شش ماه دیگر می تواند مکتب برود،ما درد خود را به کی بگوییم، کی آن را می شنود، برخی اوقات مرا بسیار گریه می گیرد وقتی دخترم از من می پرسد که مادر شش ماه از مکتب من باقی مانده آیا پس از آن من هم مثل تو و در کنار تو بیکار بنشینم؟»
در حالی که شماری از دختران هنوز در انتظار ادامه آموزش در مکاتب هستند، برخی دیگر که تلاش کردهاند از مسیرهای دیگر تحصیل خود را ادامه دهند، با بسته شدن مراکز آموزشی روبهرو شدهاند.
یک مادر در هرات که خواست نامش در گزارش گرفته نشود میگوید پس از ممنوعیت های آموزشی وضع شده از سوی حکومت طالبان، چندین بار تلاش کرده زمینه ادامه تحصیل دخترش را فراهم کند، اما هر بار با محدودیتهای جدید روبهرو شده است:
«اصلاً نمیفهمم چه کار باید بکنم، دخترم تا صنف دوم در بخش طب معالجوی درس میخواند پس از بسته شدن آن او را در یک انستیتوت ثبتنام کردم تا دو سال در رشته تغذیه تحصیل کرد، اما زمانی که به سمستر سوم رسید، آن بخش را هم بستند.»
این در حالی است که حکومت طالبان پس از بازگشت به قدرت در ۲۴ اسد ۱۴۰۰ (۱۵ اگست ۲۰۲۱)، نخست دروازههای مکاتب بالاتر از صنف ششم را به روی دختران بست و سپس در قوس ۱۴۰۱، ادامه تحصیل آنان در پوهنتونها را نیز ممنوع کرد،در قوس ۱۴۰۳، دختران را از تحصیل در انستیتوتهای طبی نیز محروم ساخت.
سازمان ملل متحد میگوید در پنج سالگلی حاکمیت طالبان، ۲.۴ میلیون دختر در این کشور از آموزش متوسطه و عالی محروم شدهاند و این روند مانع بزرگ بر پیشرفت افغانستان است.
این سازمان روز شنبه، ۲۴ اسد، همزمان با پنجمین سال حاکمیت طالبان، در صفحه ایکس خود اعلامیهای منتشر کرد و با شعار «به دختران افغان اجازه دهید آموزش ببینند» گفت که افغانستان تنها کشور جهان است که در آن آموزش دختران و زنان پس از دوره ابتدایی ممنوع شده است.
ذبیحالله مجاهد، سخنگوی حکومت طالبان، به تماسهای رادیو آزادی درباره زمان بازگشایی مکاتب و پوهنتونها به روی دختران پاسخ نداد؛اما مقامهای مختلف طالبان پیش از این گفتهاند که رفع این محدودیتها به «امر ثانی» رهبر شان و فراهمشدن شرایط لازم بستگی دارد ؛ با این حال، این وعدهها تاکنون عملی نشده و محدودیتهای آموزشی دختران همچنان ادامه دارد.
این خانواده ها؛اما از حکومت طالبان میخواهند هرچه زودتر زمینه آموزش دختران را فراهم کنند و درعین حال از جامعه جهانی نیز تقاضا دارند تا برای بازگشایی مکاتب و پوهنتون ها بر طالبان فشار وارد کند.
برخی از این خانوادهها میگویند ادامه این وضعیت، نگرانی و فشار روانی آنان را درباره آینده نامعلوم دخترانشان بیشتر کرده است.
یک مرد ۴۷ ساله باشنده ولسوالی دوشی ولایت بغلان که نخواست نامش در گزارش ذکر شود می گوید دو دختر جوانش همواره درباره زمان بازگشایی مکاتب و پوهنتون ها از او می پرسند.
دخترانم هر روز می پرسند که پدر مکاتب و دانشگاهها چه زمانی باز خواهند شد؟
«دخترانم هر روز می پرسند که پدر مکاتب و دانشگاهها چه زمانی باز خواهند شد، من بالاخره به یک شیوه به آنان دلداری می دهم که انشاءالله روزی دروازههای آموزش دوباره به روی آنان گشوده خواهد شد، اما واقعیت این است که این وضعیت فشار روانی سنگینی بر خانوادهها وارد کرده و فضا را مثل یک زندان ساخته است.»
با آنکه حکومت طالبان از وضع محدودیت ها بر آموزش،کار و بر بخش های از زندگی زنان و دختران انکار می کند و مدعی است که حقوق آنان در چارچوب شریعت اسلام در افغانستان تأمین است، شماری از فعالان حق آموزش؛ اما میگویند ادامهٔ محدودیتهای آموزشی، در حال حاضر نیز تاثیرات منفی بر جامعه گذاشته و در صورت تداوم، میتواند پیامدهای سنگینتری برای جامعه و آیندهٔ کشور به دنبال داشته باشد.
خوشحال روهی، فعال حق آموزش، به رادیو آزادی گفت:
«پنج سال حاکمیت طالبان برای رفع هرگونه بهانه در مورد باز کردن مکاتب دختران کفایت می کند هیچ بهانهای دیگر نمی تواند که مسدود بودن مکاتب دختران را توجیه کند، به نظر من ادامه این وضعیت و این بهانه که الا امر ثانی است، نه تنها یک تصمیم سیاسی است، بلکه این در حقیقت توهین به شعور یک ملت است،ملتی که آینده خود را در آموزش فرزندان خود می بیند،ما متأسفانه همین حالا هم قیمت بسیار سنگینی برای محدودیت آموزش دختران پرداخت کردیم.»
با گذشت پنج سال از محدودیتهای آموزشی دختران، برای مادرانی مانند ناجیه، این انتظار تنها به معنای از دست رفتن فرصتهای آموزشی نیست، بلکه نگرانی از آینده آرزوهایی است که برای دخترانش دارد.
«اولین چیزی که از خداوند می خواهم اینست که دختران مکتب بخوانند،شب ها در نماز تهجد همین را از خداوند خواسته ام،من برای دخترانم بسیار آرزو ها دارم،چگونه این آرزو ها را برآورده بسازم آیا راهی برای آن وجود دارد؟»