« زندگی ما بسیار زیاد تغییر کرد،حالا من و فرزندانم سختی های زیادی را متحمل می شویم،از همان روز که بر شوهرم فیر کردند دیگر از آن روز ببعد زندگی من به حدی تغییر کرد که هیچ حد و اندازه ندارد. »
یک زن که شوهرش را پنج سال پیش در حمله انتحاری در نزدیک میدان هوایی کابل از دست داد، میگوید پس از آن روز، زندگی او و چهار فرزندش برای همیشه تغییر کرده است.
او که به دلیل حساسیت موضوع نخواست نامش در گزارش گرفته شود، به رادیو آزادی گفت که شوهرش در یک دفتر رهنمای معاملات در کابل کار می کرد و پس از سقوط نظام جمهوری و حاکمیت طالبان، خانواده تصمیم گرفته بود کشور را ترک کند.
صبح ۲۶ اگست ۲۰۲۱، این زن و شوهرش همراه با فرزندان شان به قصد خروج از افغانستان به میدان هوایی کابل رفتند، آنان تا بعد از ظهر، زمانی که یک حمله انتحاری در دروازه اَبی گیت میدان هوایی کابل رخ داد، در آنجا بودند.
شوهر این زن در این حمله زخمی شد و پس از آن جان باخت.
فقط یک مرمی خورده بود. مرمی از طرف سینه راستش وارد شده بود و از طرف شانه چپش بیرون آمده بود، وقتی که تلاش می کردم با چادرم جلو خونریزی اش را بگیرم.
«فقط یک مرمی خورده بود. مرمی از طرف سینه راستش وارد شده بود و از طرف شانه چپش بیرون آمده بود، وقتی که تلاش می کردم با چادرم جلو خونریزی اش را بگیرم ، دیدم که به طرف شانه چپش زخم بسیار بزرگی ایجاد شده بود، زخم تقریباً به اندازه چهار انگشت باز شده بود و شانه چپش را شکاف کرده بود.»
این زن پس از از دست دادن شوهرش همراه با فرزندانش افغانستان را ترک کرد و در پنج سال گذشته در پاکستان بسر برده است.
او می گوید که در این مدت هیچ کمکی از سازمانهای بین المللی دریافت نکرده و تلاش هایش بخاطر اسکان مجدد به کشور سوم بی نتیجه بوده است.
به گفته او در این مدت، فرزندانش از مکتب و آموزش دور ماندهاند و نگرانی درباره آینده آنان یکی از بزرگترین مشکلاتش بوده است.
«متاسفانه هیچ نهادی به من اصلا رسیدگی نکرد به ویژه که ما فعلا در پاکستان هستیم اینجا زندگی بسیار دشوار است، اولادهایم درس خوانده نمی توانند و مکتب رفته نمی توانند،بزرگترین اولادم ۱۷ ساله شده، یکی ۱۲ ساله است، دخترم ۱۰ ساله است و کوچکترین اولادم ۷ ساله است،دیدن وضعیت همهشان برای من بسیار مشکل تمام میشود.»
زندگی در پاکستان برای این خانواده با مشکلات اقتصادی و نگرانیهای روزمره همراه بوده است، این زن میگوید تأمین نیازهای چهار فرزندش، با نبود درآمد ثابت و دشواریهای زندگی مهاجرت، برای او به چالشی همیشگی تبدیل شده است.
در مورد حمله مرگبار میدان هوایی کابل، مقامهای استخباراتی امریکا پیش از این گفته بودند که عبدالرحمن لوگری، عامل انتحاری، پس از سقوط کابل از زندان بگرام آزاد شده بود؛ اما حکومت طالبان این ادعا را رد کرده بود.
پنج سال پس از این حمله، رسیدگی به پرونده عاملان آن همچنان در محاکم امریکا ادامه دارد.
یک هیئت منصفه فدرال امریکا در ماه می ۲۰۲۶، محمد شریفالله، یک مرد افغان و عضو شاخه ولایت خراسان گروه دولت اسلامی (داعش)، را در ارتباط با نقش او در این حمله و چند حمله دیگر مجرم شناخت.
سارنوالان گفته اند که او مسیر میدان هوایی را برای عامل انتحاری شناسایی کرده بود و ممکن است تا ۲۰ سال زندانی شود.
شریفالله در مارچ ۲۰۲۵ از پاکستان به امریکا منتقل شد و در محکمه فدرال در الکساندریا محاکمه شد.
در این حمله انتحاری که ساعت ۵:۴۸ پس از ظهر ۲۶ اگست ۲۰۲۱در دروازۀ ابیگیت میدان هوایی بینالمللی کابل رخ داد، دستکم ۱۷۰ افغان و ۱۳ سرباز امریکایی کشته شدند و دهها تن دیگر زخمی شدند.
این حمله در روزهای پرآشوب خروج نیروهای امریکایی و تخلیه همکاران افغان نیروهای خارجی از افغانستان در میان ازدحام مردم در روزهای پس از تسلط طالبان بر کابل رخ داد.
در کنار خانوادههایی که عزیزانشان را در این حمله انتحاری از دست دادند، شماری از زخمیهای آن رویداد نیز هنوز با پیامدهای جسمی و روانی آن روز زندگی میکنند.
چاره باید زیست و ناچار باید زیست،بالاخره زندگی به یک شکلی روان است و جریان دارد ،من خودم بسیار کوشش می کنم و بخود می قبولانم که خود را راحتر حس کنم.
یک دختر جوان که نخواست نامش در گزارش ذکر شود و در این حمله زخمی شده بود و اکنون در ایران ساکن است به رادیو آزادی گفت:
«چاره باید زیست و ناچار باید زیست،بالاخره زندگی به یک شکلی روان است و جریان دارد ،من خودم بسیار کوشش می کنم و بخود می قبولانم که خود را راحتر حس کنم، اما خداوند به هیچکسی نشان ندهند که اگر یکبار بدن دردمند شد و آسیب دید همانطور باقی می ماند،تا حدود سه ماه (پس از حادثه)داکتران برای اینکه بدنم کرخت باشد و درد را حس نکنم بسیار آمپول های قوی برایم زرق می کردند،نمی دانم همان ممکن است روی اعصابم تاثیر کرده باشد من همیشه سردردی دارم.»
پنج سال پس از آن حادثه، زنی که شوهرش را در این حمله از دست داده و اکنون با چهار فرزندش در پاکستان بسر می برد، میگوید بزرگترین نگرانیاش همچنان آینده فرزندانش است.
او از کشورها و سازمانهای بینالمللی میخواهد برای بیرون شدن خانوادهاش از این وضعیت کمک کنند:
«از هر نهاد که مسئول است می خواهم به ما کمک کنند ما در سخت ترین شرایط قرار داریم ، در نا آرامی و پریشانی شدید بخاطر آینده فرزندانم بسر می برم خواهش میکنم من و اولادهایم را از پاکستان نجات بدهید.»