لینک‌های قابل دسترسی

خبر تازه
پنجشنبه ۱۹ سنبله ۱۴۰۵ کابل ۰۸:۵۵

۱۱ سپتامبر؛ رویدادی که نسلی در افغانستان ندید، اما با پیامدهایش قد کشید

زندگی نسلی از افغانستان پس از یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱
زندگی نسلی از افغانستان پس از یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱

بیست و پنج سال پیش، زمانی که نخستین طیاره به برج‌های مرکز تجارت جهانی در نیویارک برخورد کرد، سعیرا نوزادی چندماهه در هرات در غرب افغانستان بود.

او هیچ خاطره‌ای از آن روز پاییزی ندارد؛ حملاتی که به گفته مقامات امریکایی از سوی شبکه القاعده به رهبری اسامه بن‌لادن در افغانستان تحت حاکمیت دوره اول طالبان طراحی شده بود.

درسته که من ۱۱ سپتمبر را ندیدم، اما من و نسل‌های دیگر با پیامدهای آن و اتفاقاتی که پس از آن رخ داد، زندگی کردیم.

اما مسیر زندگی، تحصیل و آینده سعیرا از همان گهواره زیر سایه تصمیم‌هایی قرار گرفت که پس از آن فاجعه مرگبار با جان‌باختن نزدیک به ۳ هزار تن در امریکا، در واشنگتن و کابل گرفته شد.

سعیره، ۲۵ ساله، نماینده نسلی است که تنها چند ماه پیش از ۱۱ سپتمبر ۲۰۰۱ به دنیا آمدند؛ نسلی که سرنوشت‌شان با پیامدهای بیست‌وپنج‌ساله آن رویداد گره خورده است.

سعیرا به رادیو آزادی گفت: «درسته که من ۱۱ سپتمبر را ندیدم، اما من و نسل‌های دیگر با پیامدهای آن و اتفاقاتی که پس از آن رخ داد، زندگی کردیم.»

کودکی سعیرا در میان تحولات پس از ورود نیروهای بین‌المللی به افغانستان گذشت.

در حالی که چند سال بعد ناامنی و نبرد میان نیروهای افغان و خارجی با طالبان در محل زندگی او و خانواده اش فرقه قدیم هرات آغاز شد، فرصت‌های جدیدی نیز گشوده شد؛ مادر باسوادش دست او را گرفت و به مکتب فرستاد. او یکی از میلیون‌ها کودکی بود که به این فرصت دست یافتند. این مسیر او را در سال ۲۰۱۸ به پوهنتون هرات و رشته طب رساند.

سعیرا اکنون درپاکستان مهاجر است.
سعیرا اکنون درپاکستان مهاجر است.

اما این گشایش، با بازگشت طالبان به قدرت در اگست ۲۰۲۱ به پایان رسید. درهای پوهنتون به روی او بسته شد و سعیرا پس از تجربه صحنه‌های تلخی چون سرکوب معترضان، راهی پاکستان شد و اکنون دو سال است در اسلام‌آباد در بلاتکلیفی پناهندگی به سر می‌برد.

چون در افغانستان به دنیا آمده‌ام، نمی‌توانم درس بخوانم و نمی‌توانم بیرون شوم. نمی‌توانم کار کنم.
سعیرا

او می‌افزاید: «اگر می‌توانستم درس بخوانم و به کشور دیگری سفر کنم، می‌توانستم به مردم خدمت کنم. اما چون در افغانستان به دنیا آمده‌ام، نمی‌توانم درس بخوانم و نمی‌توانم بیرون شوم. نمی‌توانم کار کنم.»

روایت سعیرا، تقریباً آینه‌ای از سرنوشت بیست‌وپنج‌ساله افغانستان است.

پس از حملات ۱۱ سپتمبر، ایالات متحده از حکومت وقت طالبان خواست تا اسامه بن‌لادن، رهبر القاعده را تحویل دهد؛ اما امتناع طالبان از پذیرش این درخواست، به طرح‌ریزی عملیات نظامی بین‌المللی انجامید. در هفتم اکتوبر ۲۰۰۱، حملات هوایی امریکا و متحدانش آغاز شد و در چند هفته، رژیم اول طالبان سقوط کرد.

این دگرگونی، فصل تازه‌ای را در تاریخ افغانستان گشود که با دو دهه حضور بین‌المللی، تدوین قانون اساسی جدید، برگزاری نخستین انتخابات‌های ریاست‌جمهوری و پارلمانی، شکل‌گیری رسانه‌های آزاد و دسترسی بی‌سابقه زنان و دختران به آموزش و کار همراه بود.

اما در کنار این دستاوردها و شکل‌گیری نهادهای جدید، این دوران با سایه جنگ، ناامنی‌های شهری و قربانی شدن هزاران غیرنظامی نیز رقم خورد؛ ساختاری که سرانجام با خروج نیروهای خارجی در سال ۲۰۲۱ و سقوط دوباره جمهوریت فرو ریخت.

این پیامدها، ابعاد دیگری نیز بر هویت این نسل گذاشت.

محمد محمدی، ۲۴ ساله، از ولایت نیمروز، زاویه دیگری از این سرنوشت را روایت می‌کند.

او که اکنون چهار سال است در پاکستان منتظر پرونده مهاجرت خود است، می‌گوید ۲۵ سال پس از ۱۱ سپتمبر، رنج او تنها آوارگی نیست، بلکه قضاوت منفی درباره هویتش است.

خیلی احساس افسوس می‌کنم. هرچند افتخار می‌کنم که افغان هستم، اما برداشت و فکر که بین جامعه و کشورها وجود دارد که افغان‌ها مردم هستند
محمد

محمد می‌گوید: «خیلی احساس افسوس می‌کنم. هرچند افتخار می‌کنم که افغان هستم، اما برداشت و فکر که بین جامعه و کشورها وجود دارد که افغان‌ها مردم هستند که در جنگ هستند. مثلاً مردم ایران و پاکستان همیشه می گویند که افغانستان کشوری است که آباد نیست، تکه تکه است، هیچ آبادی ندارد. »

در حالی که محمد و سعیرا در کشورهای همسایه با بی‌تکلیفی و سنگینی این تصویر دست‌وپنجه نرم می‌کنند، مروه دریان، ۲۳ ساله، همین پیامدها را در اروپا به گونه‌ای دیگر به چالش کشیده است.

مروه که اکنون در پرتگال اقتصاد می‌خواند، دو بار مسیر تحصیلی‌اش نیمه‌کاره ماند؛ یک بار در افغانستان و بار دیگر در ایران.

او که ابتدا از طریق والدینش و سپس در رشته حقوق با ابعاد ۱۱ سپتمبر آشنا شد، می‌گوید پس از رسیدن به اروپا متوجه شد که نگاه برخی‌ها در غرب در مورد افغانستان هنوز با ذهنیت جنگ و تروریزم گره خورده است.

زنان ودختران در افغانستان تحت حاکمیت طاالبان از آموزش بالاتر از صنف ششم محروم شدند.
زنان ودختران در افغانستان تحت حاکمیت طاالبان از آموزش بالاتر از صنف ششم محروم شدند.

او خاطره نخستین روزش در پوهنتون پرتگال را به یاد می‌آورد که استادی پس از شنیدن نام افغانستان سکوت کرد.

مروه به رادیو آزادی می‌گوید: «روز اول که به دانشگاه آمدم، وقتی به استاد معرفی‌ام کردند که از افغانستان آمدم، استاد چند لحظه سکوت کرد و گفت که من بسیار خوشحالم که تو آمده‌ای اینجا درس می‌خوانی، یک زن از افغانستان را می بینم، به دلیل این‌که ما تصویری دیگری از افغانستان داشتیم.»

به نظرم افغانستان را باید به جای جنگ و تروریزم، با مفهوم استقامت و مقاومت شناخت. چرا که کاری که من کردم... و دیگر زنان افغانستان کردند، به نظرم نماد استقامت و پایداری است.

او چنین ادامه می دهد: «به نظرم افغانستان را باید به جای جنگ و تروریزم، با مفهوم استقامت و مقاومت شناخت. چرا که کاری که من کردم... و دیگر زنان افغانستان کردند، به نظرم نماد استقامت و پایداری است. من دوبار دانشگاه را شروع کردم که نتوانستم به دلیل مشکلات ادامه بدهم، اما باز هم ادامه دادم. هیچ وقت فرصت ندادم که تروریزم و جنگ مانع راه‌ام بشود.»

امروز، با گذشت ربع قرن از ۱۱ سپتمبر، سعیرا، محمد و مروه سه مسیر متفاوت از یک نسل را نشان می‌دهند: یکی در برزخ مهاجرت، دیگری در نبرد با قضاوت‌های هویتی، و سومی در تلاش برای بازتعریف نام افغانستان در غربت.

آنان ۱۱ سپتمبر را به یاد ندارند، اما می گویند آن رویداد مسیر زندگی شان را رقم زده است.

سعیرا به امید زندگی بهتر در پاکستان است.
سعیرا به امید زندگی بهتر در پاکستان است.

سعیرا می‌گوید: «وقتی مکتب را شروع کردم، شرایط خوبی بود و آزادی داشتم. می‌توانستم در امتحان کانکور شرکت کنم و وارد دانشگاه شوم. با وجود این‌که آن زمان دوره خوبی بود، در دوران جمهوری همچنان انتحاری و وحشت وجود داشت، هرچند طالبان از قدرت کنار رفته بودند.»

به رادیو آزادی، به این شماره پیام صوتی بگذارید 447832353931+

  • 16x9 Image

    فایزه ابراهیمی

    فایزه ابراهیمی خبرنگار بخش افغانستان رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی

راپور از این بخش است
XS
SM
MD
LG