کاغذپران بازی در افغانستان؛ در سایۀ فقر و مشکلات اقتصادی

آرشیف

کاغذپران بازی یا گودی‌پَران‌بازی در افغانستان، به‌ویژه در کابل، از سرگرمی‌های قدیمی به‌شمار می‌رود.
امسال گودی‌پَران‌بازی وجود ندارد، وضعیت اقتصادی ضعیف است

در گذشته، از کوچه‌ها و بام‌های خانه‌ها گرفته تا تپه‌های کمپنی، چمن ببرک، کارته سخی،تپه مرنجان، بی‌بی مهرو و شماری از مناطق دیگر کابل، به‌ویژه روز های جمعه در فصل های خزان و زمستان ، این بازی در سطح گسترده انجام می‌شد.

اما شماری از باشندگان کابل و فروشندگان گودی‌پَران می‌گویند که امروزه این سرگرمی کمرنگ شده است.

سیدشاه، یکی از باشندگان منطقهٔ ریکاخانهٔ کابل، به رادیو آزادی گفت:

«امسال گودی‌پَران‌بازی وجود ندارد، وضعیت اقتصادی ضعیف است، هیچ‌کس به این چیزها فکر نمی‌کند، همه دل‌نگران‌اند. در این شرایط مردم به‌سختی مصارف خانه را پیدا می‌کنند؛ نه وقتش هست، نه حوصله‌اش و نه پولش.»

شماری از گودی‌پَران‌سازان در شوربازار نیز این موضوع را تأیید می‌کنند.

رشید، یکی از گودی‌پَران‌سازان، به رادیو آزادی گفت که فروش‌های گذشته دیگر وجود ندارد و به گفتهٔ او، اکنون بیشتر گودی‌پَران‌هایی که ساخته می‌شوند، به خارج از کشور فرستاده می‌شوند:

«تغییر کرده، فروش هست، اما بیشترش به خارج می‌رود؛ امریکا، کانادا، استرالیا، جرمنی و کشورهای دیگر.»

به گفتهٔ او، قیمت یک گودی‌پَران هفت‌پَارچه در حال حاضر تا ۱۴۰ افغانی می‌رسد و قیمت تارها بسته به نوع و اندازه متفاوت است؛ اما یک بسته آن می‌تواند تا یک هزار افغانی هزینه داشته باشد.

تا جایی که به یاد دارم، تارها نام داشتند؛ هشت‌نمره زنجیری که بسیار تار خوبی بود

وی می‌افزاید، بسیاری از مشتریان می‌گویند که قیمت‌ها بلند است و توان خرید ندارند.

قاب در هشتم ماه جنوری، رادیو تلویزیون ملی زیر کنترول حکومت طالبان در وب‌سایت خود نوشت که تعرفهٔ گمرکی بر شماری از کالاهای وارداتی، از جمله گودی‌پَران‌ها و پتاقی‌ها، از ۱۰ تا ۸۰ درصد افزایش یافته است.

برای ساخت گودی‌پَران از کاغذ مخصوص، تیر و بانکس استفاده می‌شود.
برخی دیگر از باشندگان کابل نیز در گفت‌وگو با رادیو آزادی از خاطرات خوش گودی‌پَران‌بازی قصه می کنند.

خالد، باشندۀ ۴۳ سالۀ خیرخانه مینه، می‌گوید که اکنون بیشتر تارها نایلونی است، در حالی‌که در زمان کودکی آنان تارهایی وجود داشت که شیشه‌دار می‌شد. به گفتهٔ او، در آن زمان تار «زنجیری هشت‌نمره» که به «هشت‌نمرۀ انگلیسی» نیز معروف بود، از بهترین تارها به‌شمار می‌رفت:

«تا جایی که به یاد دارم، تارها نام داشتند؛ هشت‌نمره زنجیری که بسیار تار خوبی بود، بعد سادهٔ هشت‌نمره، بعد ده‌نمره و یک نوع تار نازک هم بود که به آن چهل‌نمره می‌گفتند. همچنان گودی‌پَران‌ها سه‌پارچه، چهارپارچه، پنج‌پارچه تا هفت‌پارچه بودند.»

او می‌افزاید که مردم حتی با تار بوت دوزی نیز گودی‌پَران‌بازی می‌کردند؛ تاری که بیشتر برای کش کردن تار گودی‌پَران دیگران و تصاحب آن استفاده می‌شد.

به گفتهٔ خالد، در آن زمان کسانی که پول نداشتند، به‌ویژه کودکان، از پلاستیک گودی‌پَران می‌ساختند.

مرکز اصلی خرید و فروش گودی‌پَران، تار و چرخه از دیرباز منطقهٔ شوربازار کابل قدیم بوده و هنوز هم هست، اما به گفتهٔ این افراد، شمار دکان‌ها نسبت به گذشته کاهش یافته است.

محمد انور، یکی دیگر از باشندگان کابل که ۶۰ سال سن دارد، در مورد دکان‌های آن منطقه در دهۀ شصت خورشیدی گفت:

جای اصلی گودی‌پَران شوربازار بود، آنجا دکان‌ها وجود داشت

«جای اصلی گودی‌پَران شوربازار بود، آنجا دکان‌ها وجود داشت. در هر دکان چند عکس قاب‌شده آویزان بود. وقتی از دکاندار پرسیده می‌شد که این عکس کیست، می‌گفت عکس پدرم یا پدرکلانم است. از این معلوم می‌شد که این پیشه به‌گونهٔ میراثی به آنان رسیده و دکان‌ها نیز به نام پدران و نیاکان‌شان شناخته می‌شد.»

انور همچنین به یک نکتۀ جالب در مورد گودی‌پَران‌بازی آن زمان اشاره می‌کند و می‌گوید که آنان از «چیلک‌اندازها» بسیار اذیت می‌شدند؛ کسانی که به گفتهٔ او، سنگی را به تار می‌بستند و برای به‌دست آوردن گودی‌پَران دیگران، تار آن را قطع می‌کردند.

«جنگ انداختن» گودی پران نیز رواج بود؛ یعنی تلاش برای بریدن گودی‌پَران حریف،گودی‌پَرانی که بریده می‌شد، به نام «آزادی»شناخته می‌شد و تعداد زیاد برای به‌دست آوردن آن تا فاصله ها می‌دویدند تا یک نفر موفق شود آن را غنیمت بگیرد.

در گودی پران بازی معمولا یک نفر گودی‌پَران را به هوا می‌دهد و نفر دیگر چرخه را در دست می‌گیرد و تار را با دقت کش یا رها می‌کند تا گودی‌پَران در برابر باد و حریف مقاومت کند.

در مورد این‌که گودی‌پَران‌بازی چگونه به افغانستان آمد، بر اساس روایت‌های مردمی گفته می‌شود که فردی به نام خلیفه دین‌محمد به هند رفته بود و این بازی را از آن‌جا به افغانستان آورد.

از گودی‌پَران‌بازی در یک فلم مشهور افغانی به نام «مردها را قول است» که داکتر اکرم عثمان آن را نوشته است نیز یاد شده است.