شام آن روز طولانی ماه جوزا، موتر با مسافران اخراجشده، در مسیر بازگشت به افغانستان در حرکت بود. صابره میگوید درد زایمانش ناگهان در میان راه آغاز شد؛ جایی که نه داکتر و امکانات طبی و نه اتاقی بود.
به گفتهٔ صابره، موتر در مسیر هرات–میمنه برای لحظاتی توقف کرد و او در همانجا، با کمک یک زن، کودک خود را به دنیا آورد.
وقتی به هرات رسیدیم در بین موتر زایمان کردم خیلی اذیت شدم
«شکمم بسیار درد می کرد،نفر هم زیاد بود لباس هایم کثیف شده بود زیاد آبریزی کردم بعد وقتی به هرات رسیدیم در بین موتر زایمان کردم خیلی اذیت شدم طفلم در موتر تولد شد،کسی هم نبود نامحرم ها زیاد بودند فقط یک زن دیگر بود.»
نوزاد در همان فضای تنگ و پر از صدا و اضطراب به دنیا آمد، خانوادهاش نام او را محمد اکبر گذاشتند.
صابره میگوید روز بعد به شهر شبرغان، مرکز ولایت جوزجان رسید، جایی که زندگی جدید را با چهار کودک، در یک اتاق کوچک کرایی آغاز کرد.
او از اخراجش چنین روایت میکند:
«هفت سال در ایران بودم خواری و زاری را ندیدم همه چیزم ماند برایم گفتند اجازه ندارید حتی یک سوزن را باخود ببرید یا پول خانه تان را بگیرید فقط با یک لباس ما را به زور اخراج کردند.»
اخراج صابره در چارچوب موج گسترده بازگرداندن مهاجران افغان از ایران صورت گرفته، بر اساس گزارش کمیشنری عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان (UNHCR)که در ۱۹ دسمبر ۲۰۲۵ منتشر شد، شمار بازگشتکنندگان از ایران در یک سال از ۱.۸ میلیون نفر فراتر رفته است.
بیشتر در این باره: بنیت: بازگشت اجباری مهاجران، حقوق کودکان را بهگونهٔ جدی با تهدید روبهرو کردهصابره که یک دختر هفت ساله و دو پسر چهار و سه ساله نیز دارد می گوید که از آیندۀ بدون آموزش یگانه دخترش در افغانستان هم نگران است .
او همچنین میگوید شوهرش که ۲۷ سال از او بزرگتر است هر روز برای پیدا کردن کار از خانه بیرون میرود، اما هر شام دست خالی برمیگردد.
حکومت طالبان اعلام کرده که از «بازگشتکنندگان» استقبال میکند و کمکهایی برای بازگشت و ادغامشان ترتیب میدهد؛اما زنان و دختران بازگشتکننده به افغانستان نیز با محدودیت شدید در حق تحصیل، کار و آزادی های اجتماعی روبهرو هستند.
دیدبان حقوق بشر در ماه مارچ ۲۰۲۵ گفت که همه بازگشتکنندگان در شرایط اقتصادی وخیم افغانستان با بیکاری شدید، سیستم صحی نامناسب و کاهش کمکهای خارجی، برای زنده ماندن تلاش میکنند.
صابره نیز میگوید ، اکنون که زمستان فرا رسیده، خانه شان به شدت سرد است و وسیلهای برای گرمکردن آن ندارند.
طفلم سرما خورده و از بسیار وقت است که زیاد سرفه می کند
«هیزم و هیچ مواد سوخت نداشتم اتاق گرم نبود به آن خاطر طفلم سرما خورده و از بسیار وقت است که زیاد سرفه می کند.»
صابره نگران محمد اکبر است که اکنون هشت ماهه شده و حتی برای شستن سر و صورتش مجبور است کمی آب گرم از همسایه ها بگیرد و می گوید که شیر کافی هم برای او ندارد.
« شیر می خورد اما من شیر ندارم چون تنها نان خشک می خورم فقط گاهی اگر کسی کمی غذا بیاورد و بخورم کمی شیر پیدا می کنم اگر غذا نخورم شیر ندارم .»
او می افزاید بیشتر اوقات کودک را با دادن نان خشک سیر می کند.
« نان خشک می خورد گاهی آن را با آب تر کرده بدست می دهیم که آن را می چوشد دیگر هیچ چیز نداریم خدایا چکار کنیم.»
صابره میگوید همسایه چند افغانی پول برایش داد تا کودکش را به کلینیک که حدود یک ساعت فاصله با موتر از محل زندگیشان دور است برساند،اما آنروز داکتر نیامد و او پس از ساعت ها انتظار به خانه بازگشت.
به گفتهٔ او، به همین دلیل مشخص نشد که محمد اکبر دچار سوءتغذیه است یا نه که شاید در صورت تشخیص میتوانست کمک دریافت کند.
«ضعیف است رنگش هم زرد شده و بسیار لاغر است.»
این درحالیست که برنامۀ جهانی غذا ،دبلیو ایف پی در ۲۱ دلو در پسُتی در شبکه ایکس گفت که میزان سوءتغذیه در افغانستان افزایش یافته و ۳.۷ میلیون کودک و ۱.۲ میلیون زن از سوءتغذیه حاد در افغانستان رنج میبرند.
صابره نیز می گوید بیمار و ضعیف شده و موهایش قبل از وقت رو به سفیدی نهاده.
«کودک را یک لحظه هم بلند کرده نمی توانم دستانم ضعیف شده و کمرم زیاد درد دارد ،یک چیز بخورم که سرحال شوم که نباشد چطور سرحالم بیایم.»
او می گوید از ماه ها به اینسو سرفه امانش نمی دهد ،در جریان مصاحبه،هم سرفههای پیهمش چند بار صحبتش را قطع کرد.
این در حالی است که سازمان جهانی صحت (WHO) بتاریخ ۸ جولای سال گذشته گفت که بازگشتکنندگان افغان بهویژه زنان و کودکان، به شدت به مراقبتهای صحی، مواد غذایی و سرپناه نیاز دارند.
(WHO)همچنین گفت که زنان باردار، مادران دارای نوزاد و کودکان بدون همراه در میان بازگشتکنندگان شاملاند که تنها با وسایلی اندک وارد کشور میشوند.
صابره که نیز یکی از همین زنان بازگشت کننده است میگوید سه کودک دیگرش هم لاغر و ضعیف شده اند و از خوردن نان خشک که برخی اوقات از سوی همسایه ها کمک می شود، خسته اند.
او میگوید کودکانش گاهی شبها با گرسنگی گریهکنان به خواب میروند و او هر صبح با نگرانی از روز پیشرو، برای سیر کردن فرزندانش بیدار میشود.