امرالله انداز در منطقه احمدشاه بابا مینه (ارزانقیمت) شهر کابل، در ظرفها و کاسههای سفالی ماست و همچنان چای شیردار میفروشد.
او میگوید حدود یک ماه پیش این کار را با سرمایهای حدود چند صد افغانی که آن را هم قرض گرفته بود، آغاز کرده است.
با این حال، میگوید خرسند است که اکنون از همین راه درآمدی به دست میآورد که میتواند هزینههای اولیه زندگی خانواده دوازدهنفرهاش را تأمین کند.
در روز یا دوصد یا دوصد و پنجاه افغانی درآمد دارم، من این کار را با پنجصد افغانی شروع کردم که آن را هم از یک دکاندار قرض گرفته بودم. میخواستم به جامعه این پیام را بدهم که یک جوان حتی با پنجصد افغانی هم میتواند کارش را آغاز کند.
«در روز یا دوصد یا دوصد و پنجاه افغانی درآمد دارم، من این کار را با پنجصد افغانی شروع کردم که آن را هم از یک دکاندار قرض گرفته بودم. میخواستم به جامعه این پیام را بدهم که یک جوان حتی با پنجصد افغانی هم میتواند کارش را آغاز کند. بیشتر جوانان ما در خانه میگویند دو یا سه لک افغانی به ما بدهید تا کار را شروع کنیم.»
به گفته امرالله، او نهتنها برای خودش، بلکه از این راه برای یک دوستش نیز زمینه کار را فراهم کرده است؛ دوستی که به گفته او قصد داشت برای یافتن کار بهگونه قاچاقی به ایران برود.
«یک نفر دیگر را هم با خودم مصروف کار کردهام. او در بخش تهیه چای با من همکاری میکند. پشت سر او سرپرست یک خانواده چهارنفر است و میخواست قاچاقی به ایران برود، اما من مانع او شدم.»
شماری از جوانان افغان به دلیل بیکاری، از راههای غیرقانونی و قاچاقی که پرخطر و گاه مرگبار هستند، برای پیدا کردن کار به کشورهای دیگر سفر میکنند. گزارشها از مرگ و زخمیشدن شماری از آنان بارها در رسانهها و شبکههای اجتماعی منتشر شده است.
احمدشاه، سرپرست یک خانواده چهارنفری و فروشنده چپس، از باشندگان منطقه شاه شهید کابل است.
او که یک سال پیش از پاکستان به کشور بازگشته، در کراچی خود علاوه بر چپس، برگر و فلافل نیز میفروشد.
احمدشاه نیز میگوید که کارش را با گرفتن پول قرض آغاز کرده است.
«مستقیم از پاکستان به کابل آمدم، قبلاً گاهی این کار و گاهی آن کار را انجام میدادم و کارگر روزمزد بودم. حالا دو هزار افغانی از کسی قرض گرفتم، چون سرمایه نداشتم، با همان پول یک کراچی گرفتم و چیپس، برگر و فلافل میفروشم، فعلاً زندگی روزمرهام از همین راه میگذرد و تلاش میکنم آن را بیشتر توسعه بدهم.»
احمدشاه میافزاید که وضعیت اقتصادی بسیاری مردم خوب نیست و توان خرید ندارند؛ به همین دلیل او نیز با آنکه غذاها را ارزان میفروشد، روزانه تنها بین صد تا یکصد و پنجاه افغانی سود به دست میآورد.
اتاق تجارت و سرمایهگذاری افغانستان میگوید که همین کسبوکارهای کوچک هستند که چرخ اقتصاد افغانستان را به حرکت درمیآورند.
خان جان الکوزی، مشاور این اتاق، در گفتوگو با رادیو آزادی گفت:
در سراسر جهان و بهویژه در افغانستان، آنچه اقتصاد بزرگ را شکل میدهد همین کسبوکارهای کوچک است. همه تاجران از کارهای کوچک آغاز کردهاند و سپس به تجارتهای بزرگ رسیدهاند.
«در سراسر جهان و بهویژه در افغانستان، آنچه اقتصاد بزرگ را شکل میدهد همین کسبوکارهای کوچک است. همه تاجران از کارهای کوچک آغاز کردهاند و سپس به تجارتهای بزرگ رسیدهاند. این یک کار خوب است، اما برای موفقیت در آن باید نخست ذهنیت و اراده وجود داشته باشد، امکاناتی هرچند اندک فراهم شود و سپس عملاً کار آغاز گردد.»
اما در بخش امکانات، همانگونه که آقای الکوزی اشاره میکند، مشکلاتی وجود دارد. مشکلات بانکی همچنان پابرجاست و به مردم قرضه داده نمیشود. در اوایل پس از بازگشت طالبان به قدرت، برخی از مردم برای برداشت پولهای پساندازشده خود از بانکها با دشواری روبهرو بودند.
اینکه در حال حاضر چه تعداد از مردم افغانستان مصروف کسبوکارهای کوچکاند، اتاق تجارت و سرمایهگذاری افغانستان میگوید آمار دقیقی در این زمینه در دست نیست.
کسبوکارهای کوچک وسیله تأمین نان سفره بسیاری از خانوادههای افغان است؛ چه فروش مواد غذایی در کراچیها باشد، چه خیاطی، صنایع دستی، خدمات ترمیمی و یا دیگر مشاغل. در کنار مردان، شماری از زنان نیز در این عرصهها فعالیت دارند و رادیو آزادی گزارشهایی درباره این فعالیتها منتشر کرده است.
اما از آنجا که این کارها در آغاز درآمد زیادی ندارند، برخی افراد زود دلسرد میشوند و آنها را رها میکنند. با این حال، عدهای دیگر مانند امرالله انداز به کار خود ادامه میدهند و به آینده امیدوار هستند.
او میگوید:
«هدف من بسیار بلند است. میخواهم این کارم تا حد زیادی گسترش پیدا کند و ماست کاسه سفالی من به هر خانه برسد، این کار آهستهآهسته پیش خواهد رفت.»