حالا پرسش ایناست که چهکسی جای او را خواهد گرفت؟
از زمان وقوع انقلاب دلو ۱۳۵۷ خورشیدی، رهبر جمهوری اسلامی از نقشی یگانه و بیبدیل برخوردار بوده است؛ از یکسو بهعنوان عالیترین مقام نظام، و از سوی دیگر، به عنوان چهرهای معنوی و «پدری روحانی» برای جامعه.
ایجاد و ادامۀ خلایی در این سطح، میتواند به بیثباتی کل نظام بیانجامد.
سران جمهوری اسلامی به جنبوجوش افتادهاند تا اطمینان حاصل کنند ساختار قدرتی که کشور را اداره میکند، همچنان عملیاتی باقی بماند؛ روندی که از جمله شامل یافتن و انتصاب سریع جانشین علی خامنهای است.
آن مرد، هرکسی که باشد، در زمانی بهعنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی معرفی خواهد شد که رئیسجمهور ایالات متحده و برخی دیگر مقامات امریکایی، علناً خواهان سرنگونی حکومت دینیای شدهاند که نزدیک به نیمقرن بر مسند قدرت بوده است.
روند انتخاب رهبر
از منظر رسمی و قانونی، «مجلس خبرگان» مسئول برگزیدن رهبر جمهوری اسلامی و سپس، نظارت بر عملکرد او است؛ نهادی انتخابی، متشکل از ۸۸ مرد مجتهد عموماً تندرو.
مجلس خبرگان هیچ نمونۀ مشابهی در جهان ندارد؛ اما شاید بتوان از یک منظر آنرا، تا حدودی با «مجمع کاردینالهای» واتیکان، مقر رهبری کلیسای کاتولیک، مقایسه کرد: هر دو نهادهایی مذهبی و خاص هستند که مهمترین مسئولیتشان، انتخاب رهبر یا پاپ است.
در عین حال، این دو از بسیاری جهات متفاوت و غیر قابل قیاس هستند؛ از نحوۀ انتخاب اعضا و جایگاه قانونی، تا نوع رابطه با حکومت و ساختار قدرت.
در تابستان ۱۳۹۳خورشیدی، زمانی که علی خامنهای تحت عمل جراحی پروستات قرار گرفت، ترکیب و کارایی مجلس خبرگان، ناگهان اهمیت و حساسیت دوچندان پیدا کرد.
پس از طی دوره بهبودی، شایعات مربوط به وضعیت سلامتی علی خامنهای، او را رها نمیکرد؛ آنچنانکه اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیسجمهور پیشین و کسی که در انتخاب خامنهای به عنوان جانشین روحالله خمینی نقش بهسزایی داشت، علناً موضوع جانشینی و رهبر بعدی را مطرح کرد.
بیشتر در این باره: اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور سابق ایران درگذشتهاشمی رفسنجانی که در فضای عمومی جامعه بهعنوان رقیبی برای خامنهای دیده میشد، بعدها از سوی روحانیون تندرو که از همدلی او با اعتراضات معروف به «جنبش سبز» در سال ۱۳۸۸ خورشیدی آزردهخاطر شده بودند، طرد و به حاشیه رانده شد.
هاشمی سرانجام از ریاست مجلس خبرگان کنار گذاشته شد و در نهایت، در ۱۹ جدی ۱۳۹۵ خورشیدی در شرایطی مشکوک، و بهظاهر بر اثر سکته قلبی درگذشت.
این کشمکشها، تصویری اجمالی از ترکیب سیاستورزی رازآلود، و نیرنگهای سیاسی که در نهادهای ارشد حکومت ایران درهم تنیده شدهاند، بهدست میدهند.
برخی گزارشها و شایعات حاکی از آن هستند که کمیتهای سهنفره در درون مجلس خبرگان، سالهای سال فهرستی از جانشینان احتمالی خامنهای را در دست داشتهاند؛ فهرستی که گفتهمیشود حتی سایر اعضای خبرگان هم از مفاد آن اطلاع ندارند.
بیشتر در این باره: خبر مرگ رئیس جمهور ایران و وزیر خارجه وی در رویداد سانحه هوایی تایید شدابراهیم رئیسی، رئیسجمهور پیشین ایران، بهعنوان یکی از مریدان علی خامنهای مشهور بود و بسیاری معتقد بودند که رهبر وقت جمهوری اسلامی، او را برای جانشینی خودش آماده میکند.
اما مرگ غیرمنتظرهٔ رئیسی در جریان سقوط هلیکوپتر در بهار ۱۴۰۳، این موضوع را منتفی کرد. موضوعی که روند جانشینی علی خامنهای را با مشکل مواجه کرد.
از لحاظ رسمی انتخاب جانشین علی خامنهای با مجلس خبرگان است، اما موضوع پیچیدهتر است.
بخشی از این پیچیدگی به فشار روانیای مربوط می شود که مقامات فعلی جمهوری اسلامی، در نتیجۀ حملات امریکا و اسرائیل با آن روبرو هستند.
بر اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی، هر زمان که جایگاه رهبری خالی شود، تا زمان انتصاب رهبر جدید، یک شورای موقت رهبری، چیزی شبیه به شورای جنگ، تصمیمگیری در امور کلان کشور را بر عهده میگیرد.
مسعود پزشکیان و غلامحسین محسنی اژهای، سران قوای مجریه و قضائیه، دو تن از اعضای شورای موقت فعلی هستند.
روز یکشنبه، ۱۰ حوت، مجمع تشخیص مصلحت نظام، علیرضا اعرافی را به عنوان سومین عضو شورای موقت رهبری معرفی کرد.
اعرافی که به قرابت با علی خامنهای شهره بود، در حال حاضر یکی از دو نایب رئیس مجلس خبرگان است.
رهبر پیشین جمهوری اسلامی، بیش از ۹ سال پیش او را بهعنوان مدیر کل حوزه های علمیه سراسر کشور منصوب کرد؛ اقدامی که تلویحاً بهمعنای احراز درجۀ اجتهاد، یکی از شرایط الزامی برای رهبری حکومت است.
علیرضا اعرافی همزمان یکی از شش فقیه عضو شورای نگهبان هم هست؛ شورایی که مصوبات مجلس را از نظر انطباق با قانون اساسی و قوانین شرعی بررسی، و همچنین با استناد به امتیاز «نظارت استصوابی»، صلاحیت داوطلبان نامزدی در انتخابات را هم بررسی و احراز یا رد میکند.
آیا باید اعرافی را جانشین خامنهای دانست؟
لزوماً نخیر.
علی خامنهای هشت سال پیش صادق لاریجانی، از متحدان محافظهکارش را به عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب کرد.
صادق لاریجانی، که همراه با دو برادر دیگرش علی و محمد جواد، از چهرههای متنفذ و قدرتمند جمهوری اسلامی بهشمار میآیند، به عضویت شورای نگهبان هم منصوب شد.
با در نظر گرفتن همۀ این موارد، بهنظر میرسید که خامنهای قصد داشت چهرههای میانهرو را بهحاشیه رانده و دست مقامات محافظهکار را بازتر کند.
بعد نوبت به مجتبی میرسد، یکی از شش فرزند علی خامنهای.
از زمان اعتراضات پس از انتخابات مناقشهبرانگیز سال ۱۳۸۸خورشیدی، نام مجتبی بهعنوان یکی از گزینههای جدی جانشینی پدرش مطرح شد.
گفته میشد که او، در پشت صحنۀ تصمیمسازیهای کشور، از نفوذ قابل توجهی برخوردار است و با فرماندهان قدرتمند سپاه پاسداران هم، رابطه نزدیکی دارد.
اما پس از درگذشت ابراهیم رئیسی، وقتیکه موضوع جانشینی علی خامنهای بار دیگر به سوالی جدی و مطرح تبدیل شده بود، یکی از اعضای باسابقۀ مجلس خبرگان، از مخالفت علی خامنهای با جانشینی موروثی سخن گفت؛ موضوعی که بحث رهبری مجتبی خامنهای را منتفی کرد.
و یک گزینۀ دیگر: فردی مورد وثوق سپاه پاسداران، که آمادۀ حفاظت از منافع گستردۀ این نهاد قدرتمند نظامی، سیاسی و اقتصادی باشد.
اما گذشته از مرگ علی خامنهای، حملات هوایی اسرائیل و امریکا، بسیاری از چهرههای مهم و سرشناس سپاه پاسداران را هم حذف کرده و حالا، یافتن فردی با مشخصات که در بالا ذکر کردیم در میان افراد باقیمانده کار چندان سادهای نخواهد بود.