خبرنگار بخش افغانستان رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی
تغییرات اقلیمی در افغانستان هزاران زیربنا، پروژههای کوچک و بزرگ عامالمنفعه و ساحات رهایشی را با ویرانیها و خسارات سنگین مواجه کرده است.
اخیراً در نزدیکی شهر مهترلام، مرکز ولایت لغمان، مراسم تشییع جنازه سه جوانی برگزار شد که بین ۱۸ تا ۲۳ سال سن داشتند.
شماری از دختران افغان میگویند که اعلام بورسیههای تحصیلی آنلاین از سوی هند، یک فرصت خوب برای آنان است.
شمسیه، زن ۳۷ سالهای که در یکی از مناطق دوردست شهر تالقان، مرکز ولایت تخار، زندگی میکند، هر روز در میان دود تنور و فشار فقر برای گذران زندگی نان میپزد.
در یکی از مناطق کابل، مادری زندگی میکند که بیش از دو دهه است تمام روزهایش را در مراقبت از سه فرزند دارای معلولیت می گذارند.
شماری از مکاتب خصوصی در کابل، دیگر رونق گذشته را ندارند.
پس از کشته شدن یک دختر ۹ ساله از سوی افراد ناشناس در ولایت کنر در شرق افغانستان، به گفته نزدیکانش یک روز پس از اختطاف او رخ داد، نگرانیها در میان خانوادهها دربارهٔ امنیت کودکانشان در این ولایت افزایش یافته است.
یک خبرنگار افغان در پاکستان مدعی است که یک سال را در زندان طالبان در افغانستان سپری کرده و میگوید اگر دوباره به افغانستان برگشت داده شود « زندانی یا کشته» خواهد شد.
«بیشترین زیانی که وارد شده، به زراعت رسیده است؛ حاصلات گندم، کچالو و سایر محصولات زراعتی کاهش یافته است.»
اجرای ممنوعیت استفاده از تیلفون های هوشمند بر اعضای اداره های دولتی تحت کنترول حکومت طالبان در افغانستان.
شماری از زنان میگویند که محدودیتهای موجود وضع شده از سوی طالبان، برعلاوه تاثیر بر زندگی روزمره شان، باعث تنش در روابط خانوادگی آنان شده است.
شماری از دکانداران شهر هرات میگویند در پی برخی رویدادهای اخیر در این شهر، از جمله بازداشت شماری از زنان از سوی طالبان، رفتوآمد مشتریان کاهش یافته و فروشاتشان از رونق افتاده است.
شماری از زنان ایرانی اخیرا در شبکههای اجتماعی کمپاینهای همبستگی در حمایت از زنان و دختران افغان راهاندازی کردهاند.
در زیرزمینی یک خانه در محلی در ولایت ننگرهار، گروهی از جوانان به مناسبت یک جشن نامزدی گرد هم آمدهاند. درها بسته است، پنجرههای اتاق پوشیده شده و ارتباط با دنیای بیرون تقریباً وجود ندارد.
«در دو سه روز اخیر با توجه به اینکه من خودم از یک بیماری رنج میبرم، دغدغهها و تشویش و استرس آن به من اجازه نداده که از خانه بروم میترسم، کاملاً میترسم.»
بیشتر "لود" شود